روایتی از یک روزگار غریب

« حسن و عشق از کفر و فسق آید به معنی | صفحهی اصلی | الاهیات فیسبوک »

* مشی قاضی
* دربارهی تاریخ لعنتیای که مدام تکرار میشود
* کلف زدن میوهی ممنوعهی کتاب
* فلسفهی دین و منطق کاربردی
* بُود آیا که «کفر» باشد «دهاندوزی»؟
* کارگاههای فرهنگ و اندیشه
* دینشناسی واقعگرایانهی مادر شهرنوش
* دلایل نا خلفی نصر پسر
* دموکراسیاندیشی پسر نا خلف نصر
* دکتر سروش دباغ در مشهد
* نسبت دین و مدرنیسم از دیدگاه چهار روشنفکر ایرانی
* امر کمتر محقق ما و امر بیشتر محقق آنها
* لبنان و تجربهی حجاب
* آفات حکومت دینی
* «امر ممکن» ما و «امر محقق» آنها
* سیدهی آلمانی و عریضهی بیفایده
* بیا نیوشاگر روایت کتاب باش!
* فاذا قرء الکتاب قم فاستمع و انصت
* اخراجیهایِ برهمزنندهیِ جلساتِ سروش
* دربارهی نهضت تولید توهم علم
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5931
نظرها
جالب بود؛ دنیا چقدر کوچیکه
Posted by: مهدی | September 25, 2010 11:42 AM
به موضوع جنگ بیشتر بپردازی خوب است! جنگ میان انسانها کلاً ! من نمی دانم الان که ایرانی ها به عراق می رن، احیاناً هیچ طرف خجالت نمیکشه از روی برادرش، همسایه اش!؟ مخصوصاً اون طرف!
یاسر: سوال خوبی است. من نرفته ام شما که رفتی بگو شادوماد
Posted by: حسین | September 26, 2010 11:40 AM
سلام آقا سيد
ممنون از اينكه جواب نامه را دادي اميدوارم بتوانم چيزي كه به درد شما بخورد در خدمتم
راستش منظور شما دقيقا از اين جمله آخري چيه ؟
اگر استبداد در هر دو طرف آن جنگ نبود، آنها مجبور نبودند به روی هم گلوله بگشایند.
دوست داشتم كمي مبسوطتر از نظر تخصصي جنابعالي استفاده كنم
یاسر: خاطرات منتظری و نیز خاطرات تایید نشده ای از سید محمود دعایی و نیز خاطرات بنی صدر و بسا افراد دیگری این نظر را تایید می کند که اگر استبداد نبود جنگ ایران و عراق همان سال اول به نفع ایران تمام شده بود
ی.م
Posted by: javad | September 27, 2010 6:49 AM
باز، سلام
استبداد ادعایی شما، به فرض ثبوت، ربطی به حقانیت این مردم، تأکید می شود: مردم!، در ورود به جنگ و دفاع (و ادامه ی آن تا دست کم بخش قابل توجهی از آن 8 سال) ندارد. خیلی ادعای گنده! ایست که ادامه ی جنگ نتیجه ی استبداد (ادعایی) این طرف دانسته شود؛ و جسارتاً ابرازش ادله ی دقیق و قوی می خواهد، اخلاقاً.
بحث استراتژی های افراد گوناگون سیستم در سالهای پایانی جنگ برای ادامه یا آتش بس، تلافی یا تنبیه یا فتح یا پیروزی یا غرامت یا ... را خود من پیگیر و حساسم. اما این استراتژی حتی اگر بپذیریم غلط بوده، که خود برهان قاطع می طلبد، تا این که گفته شود نتیجه ی استبداد بوده، خیلی راه است. دایره ی شمول اخلاق باور و سخن انحصار به الاهیات ندارد.
یاسر: جمله اخیر شما کاملا درست است و مابقی قدری مبهم و در صورت وضوح نیازمند توضیح بیشتر است
Posted by: حسین | September 27, 2010 10:27 AM
جناب میردامادی باز هم مثل همیشه از قلم زیبایتان به وجد آمدم. از بعدازظهر حال خوبی نداشتم فکرم به شدت مشغول بود ناخودآگاه به این فکر افتادم که به وبلاگتان سر بزنم و نوشته های جدیدتان را بخوانم. حالم به کلی عوض شد و روحیه ام را دوباره بدست آوردم. نوشته هایتان و سبک قلم شما برایم همیشه آرامش بخش و دلپذیر بوده اند.
برای شما و ریحانه خانم آرزوی موفقیت و آرامش می کنم.
شاد باشید
یاسر: متشکرم شما هم شاد باشید
Posted by: نیلوفر شایسته | September 27, 2010 6:35 PM
آره یاسر جان بدجور غریب است . تازه این اولش هست .
Posted by: مهدی باقرپور | September 27, 2010 7:05 PM
" زیرا خوب میدانند که اگر استبداد در هر دو طرف آن جنگ نبود، آنها مجبور نبودند به روی هم گلوله بگشایند. "
بعضی وقتها فکر می کنم بر ذهن من نوعی در هر دوره ای ،الگویی مشخص تثبیت می شود:"نفی استبداد دینی ،مدرنیسم و انسانهای اسیر ماشینیسم،شهادت طلبی و ..." و هکذا.
بعد در تمامی شئونات و امور محوله و مرتبطه و الخ سعی می کنیم ، آن الگوی ذهنی را بر آن مسائل مستحدثه منطبق کنیم و به عبارتی بهتر بخورانیم!
اینگونه می شود که حتی در تحلیل یک فیلم رمانتیک و عامه پسند چون تایتانیک در پی اثبات موانع "استبداد دینی و اخلاقی"بجامانده از دوره ویکتوریایی در برابرآزادی و تجربه عشق ورزی ،بر می آییم.
حال و روز برخی از ما اینگونه شده است.عملیات مرصاد بهانه ای می شود از برای اثبات استبداد امام خمینی!
Posted by: سید مهدی طاهری | September 29, 2010 9:15 AM
Che jaaleb va ajeeb!!! Mamnoon...
Posted by: narges | October 1, 2010 11:43 AM
سلام دوست گرامی
استدلالتان با ارزش است باید استبداد را از درون خودمان محو کنیم !
Posted by: هرمز ممیزی | October 14, 2010 7:02 AM
آقا کجایین شما؟نزدیک دو ماهه که خبری نیست ازتون!!!!!!!
یاسر: حالش آمد می نویسم. ممنون از این که حالی پرسیدید
Posted by: ح.س | November 19, 2010 11:38 AM
سلام پسرعمه جان.
آقا ما بعد عمری تونستیم دوباره بیایم اینجا. بابا شما که این همه رفقای وارد داری ؛ یه ندا بده دوستان دستی به این سایتت بکشن.
هم سنگینه و هم فیلتره!!!
پدر ما دراومد تا تونستیم بیایم تو !
ضمناً آقا سید! بعد یک هفته عید غدیرت هم مبارک!!!
جای شما خالی واسه عید دیدنی رفته بودیم خونه پدریتون.
حال همه خوب بود و عالی و آفتابی.
حاج آقای میردامادی بمناسبت سربازی بنده، کلی از خاطرات دوران سربازیشون تعریف کردن.
واقعاً جاتون خالی.
یاسر: سلام پسر دایی با حال. ممنون نزدیک سه سال است که می خواهم به دوست عزیزم امیرعباس ریاضی بگویم لطفی کند و دستی به سر و روی این وبلاگ بزند هنوز رویم نشده. تا چه شود.
Posted by: قاسم | December 1, 2010 2:05 PM
سلام
استدلال عامه پسندیست نه عاقل پسند ، چی شد؟ مگه نگفتید:"از سر عقیده، روزی مقابل هم ایستاده بودند و به روی هم آتش گشوده بودند" حالا بعد بیست سال فهمیدن "زیرا خوب میدانند که اگر استبداد در هر دو طرف آن جنگ نبود، آنها مجبور نبودند به روی هم گلوله بگشایند" بنظر من هر دو اینها مصداق وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ آیه 253 بقره اند برای حزبای خودشونن.
آره واقعا روزگار عجیبیه کسایی که تا دیروز جنایت پیشه بودن و به روی هم اتیش می کردن امروز داعیه صلح صفا دارن و برا هم نوشابه باز می کنن.
Posted by: محمد | December 6, 2010 11:43 AM