« آزرده شدن از دیگری همچون منبع خودشناسی | صفحهی اصلی | "سرشک گوشهگیران" و "غم و شادی به هم اند" »
* در سوز ساز
* حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»
* اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!
* عاشورا: روایت چلتکه
* مقصد: عاشورای امجد
* زین پس چو نباشیم...
* اطلب الرفیق ولو بالسایبر
* به باد ده سر و دستار عالمی
* آنچزها که آرامام میکند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی
* که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟
* بازی شب یلدا با تاخیر
* شین مثل برهان شر: میم مثل مادر
* پیر خرابات و لطف دائماش
* گاهی آنکس که حقیقت را میگوید بیشرف است(؟)
* خزانِ آرزو و باز هم برهان شر
* کامام از تلخی غم چون طنز گشت
* دربارهی خدایگان خواب و مطالعه
* فربهتر از فردید
* دیدار دوم با مهدی جامی
* میرزاوزیری و یک شب خوب
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5904
نظرها
سلام
یادش بخیر چند سال پیش این کاست مردان خدا از شما گرفتم وگوش میدادم خیلی قشنگ بود، یادمه خیلی چیزا رو از شما یاد گرفتم مثلا من ابتهاج رو نمی شناختم برای اولین بار شما شعر هاش رو برام خوندی وبعد دیوانش رو به مدت یک روز به من عاریه دادی ومن تا دیر وقت نشستم ومی خوندم و تمام نشد...
یادت هست کدام شعرش را برای خواندی نه بعید می دونم یادت باشه....
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند /به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند، یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی کند/کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند...خیلی از شعراش رو دیگه الان حفظ شدم سیدعزیز
Posted by: mohamadi | August 18, 2010 7:37 AM