خداحافظ شیخ! به شکوفهها، به باران برسان سلام ما را
آیت الله منتظری یکی از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان اثنیعشری دیشب روی در نقاب خاک کشید. برای کسی مثل من که تصویری، تا حدودی خیالی، از عدل و پاکی و دانش و حقیقتجویی حوزویان، به خواندن درس دین کشاندم، مرحوم آیت الله منتظری کورسوی امیدی بود. خدایش بیامرزاد. از خلافآمد عادت، فقیهی که از زرادخانهی لقبپراکنی حکومتی "سادهلوح" لقب گرفت، یکی از بصیرترین فقیهانی از کار در آمد که ایران پسا انقلابی به خود دیده بود. رمز این بصیرت علاوه بر باهوشی مرحوم آیت الله منتظری، در صفای باطن او بود. او همیشه "حساس به ظلم" باقی ماند و مصداقی از این سنت الهی، و اگر نمیپسندی بگو طبیعی، بود که: اتقوا الله یعلمکم الله: تقوی (خویشتنبانی) بصیرت میآورد (چشم آدمی را در تشخیص حق و باطل باز نگاه میدارد). او کسی بود که در یک قدمی وصال با عروس هزار داماد قدرت (رهبر شدن) از سر صفای باطن با آن خداحافظی کرد. او دیشب در گذشت در حالی که تا آخرین روزها یاور مظلومان بود و خصم ظالمان. عاقبت به خیری، که هر روز و هر شب با دعا از درگاه جان جهان میطلبیمش، مگر چیزی غیر از این است؟ عاقبت به خیر شد.
ساعت به وقت این دیار قریب هفت صبح است. دیشب که حدود سه بامداد به رختخواب رفتم نمیدانم چرا احساس کردم که خوابم نمیآید. برخواستم و مشغول مطالعه شدم تا نیم ساعت قبل که خبر فوت این بزرگوار را ابتدا از چهرهنامهی (فیسبوک) مسیح علینژاد عزیز دریافتم.
هوای چشمهایم بارانی است. نیت کرده بودم رفتم ایران بروم قم به دیدن این بزرگوار. دکتر سروش اخیراً در لندن میگفت که مشغول پاسخ به جزوهی آیتالله است در نقد وحیشناسی وی. ندید آن بزرگوار این نقد را. ایران آزاد را هم ندید. هوای شفیلد برفی بود امشب و هوای چشمهایم بارانی.
چه سال ننگی بود این دو هزار و نه- هشتاد و هشت. ضجه نمیزنم، ماهبانو خوابیده است، نمیخواهم بیدارش کنم. چقدر سخت است خفه گریستن.
خدایا! بیامرزش اگر هستی. خدایا! نگاهی کن از سر لطف به این ملت بدبخت که گرفتار نمایندگان دروغین تو اند. هنوز تا طلوع وقت هست. شاید گفتماش به دوگانهای. طلوعی که آن شیخ پرصفا ندید. همو که هر چه ظلم بر او کردند همچون فولاد آبدیده شد. چقدر دوست داشتم از نزدیک ببینمش. آرزویی که حالا به گور خواهماش برد.
خدایا بیامرزش. بمنک و کرمک. حالا بانو برخواست دوگانهای بگذارد. اشکهایم را پاک میکنم.

نظرها
تسليت
Posted by: یک اشنا. | December 20, 2009 8:17 AM
سلام و تسليت . ايشان شخصيتي داشتند كه هم زندگيش و هم مرگش براي ظالمان و ستمگران مايه ي رنج و عذاب بود. شخيصتي بيكران داشت كه به گفته ي شما در يك قدمي قدرت ايستاد و حاضر نشد وجدانش را به قدرت دنيايي بفروشد. خدايش بيامرزاد.
Posted by: محسن اهورايي | December 20, 2009 10:41 AM
سلام علیکم.
خدا رحمت کند منتظری را.
منزل همه ی ما، نهایتاَ خاک است. قبر است.
یکی از آقایان سالها قبل بالای منبر می گفت:
آقایان گلپایگانی و مرعشی و اراکی بعد از امام چند سال به چند سال فوت کردند (یک دفعه ناگهان همه فوت نکردند)، و حکمت الاهی بود تا جامعه ناگهان خالی نشود.
چنین چیزی گفت ایشان. نمی دانم حرفش درست است یا نه. اما:
شاید درگذشت منتظری در روز دوم محرم الحرام، در چند ماه بعد از انتخابات 22 خرداد 1388 (و نه مدتی قبل از انتخابات 22 خرداد 1388)، حکمتی الاهی داشته باشد، و فوتش موجب برکاتی شود برای جامعه ی ایران.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی | December 20, 2009 3:21 PM
تسلیت باد پرواز این روح نستوه. من هم کوتاه نوشته ام: http://bekhaan.persianblog.ir/
Posted by: آذین | December 20, 2009 4:18 PM
سلام جناب میردامادی عزیز! بگذار مثل همیشه همان همشهری خطابت کنم. اینجوری خیلی راحت ترم. الان به وقت ایران ساعت 30 دقیقه بامداد دوشنبه است. از صبح زود که دوستی با پیامک خبر را برایم فرستاد گیج شدم. وقتی در خیابان راه افتادم مبهوت بودم. دم در حسینیه (همان حسینه ای که سالها به روی دیوارش نوشته بودند: تا که بسیجی در وطن زنده است، ریشه دشمن علی کنده است) به عمادالدین باقی تسلیت گفتم اما خودم هنوز باورم نمیشد. مطلبت را خواندم دلم میخواهد اشک بریزم اما نمیدانم چرا نمیتوانم. شاید دلم نگه داشته برای فردا، ساعت 9 صبح. من به منتظری دلبستگی مذهبی نداشتم اما شنید خبر رفتنش بدجوری تکانم داد. دوستی میگفت بالالخره منتظری رفع حصر شد... به قول خودت آزادی ایران را ندید و رفت و این یلدای طولانی خدایا کی به پایان میرسد؟
باید بخوابم. فردا ساعت 9 صبح قرار دارم.
Posted by: سعید | December 20, 2009 9:02 PM
الحمد الله الرب العالمین
خدا را شکر که کمر سبز اموی شکست. خدا را شکر که به سوگ قاتل امام نشستید. امیدوارم روزی بیدار شوید و بفهمید حب امام با حب قاتل او جمع نمی شود.
محل نوشتن نظرات
Posted by: دبیران | December 21, 2009 12:06 AM
جانا سخن از زبان ما میگویی
برادر گرامی، متن بسیار زیبایی بود. فقط یک اشتباه تایپی دارد: "نمازگزاردن" درست است نه"نمازگذاردن"
البته اصلا قصد جسارت نداشتم
یاسر: حق با شماست الان اصلاح می کنم ممنون
Posted by: روناک | December 21, 2009 6:50 AM
یاسر جان یتیم شدیم. همین پارسال بود که به تقاضای پدر مجموعه آثارش را فرستاد وهر قدر پدر نامه نوشت وزنگ زد که هزینه اش را بفرمائید تقدیم کنیم نپذیرفت.به کتا بهایش که در کناره ی کتابخانه پدر ردیف شده است نگاه می کنم وغصه ام می گیرد که چه گوهری را جائران از خدا بی خبر در این سالها آزار واذیت کردند وتهمت ها وناروائی ها کردند.یادداشتت را دوبار خواندم خصوصا با عنوان شفیعی وارش وهر دوبار از آن رو که من هم بسیار دوست داشتم این ابوذر زمان را از نزدیک ببینم وحال افسوسش را خوردم گریستم وعجیب بی قرارم ونالان که در این زادگاهمان دریغ از یک مجلس که درد دلمان را با او خالی کنیم.منتظری راحت شد وآزاد
یاسر: ممنون اخوی صدرای گل از احساسات خوب و پاکت ولی این شفیعی وار را نفهمیدم منظور چیست؟
Posted by: صدرا | December 21, 2009 11:22 AM
سلام . یاسر جان من هم بهت تسلیت میگم . خیلی حیف شد .
Posted by: مهدی باقرپور | December 21, 2009 11:45 AM
غزه (یقینیات):من امسال باز هم پرچم فلسطین را تا پایان عاشورا سر در خانه مان افراشتم،حال شما چه طرفدار جمهوری اسلامی باشید(احسنت بر شما شیعیان واقعی چه خوب حرمت خانواده پیامبر را پاس داشتید)وچه طرفدار جمهوری ایرانی(سلام بر شما میهن دوستان ،مگر ما فرزنران این مرزوبوم نیستیم واز طرفی نمی گویید غزه جزءمنافع ایران وبازی در زمین حریف است؟)وچه طرفدار جمهوری انسانی(درود بر شما روشنفکران واقعی چه کسی می تواند ادعا کند که ما بشر نیستیم واز طرفی مگر کودکان غزه فرزندان بشریت نیستند)در هرصورت کسی حق ندارد امسال این پرچم را بردارد ومن امسال علاوه بر اینکه فحش مادر گذاشتم ،درصورت اینکه بفهمم کار چه کسی بوده است شر هم ایجاد خواهم کرد.
Posted by: سید احمد جعفری | December 21, 2009 1:58 PM
سنگی که 20 سال پیش از بلندای جمهوری اسلامی بپایین افتاد اینک به قعر چاه رسید!
Posted by: محمد | December 21, 2009 10:47 PM
درود،
ياسر عزيز هيچ نميتوانم بگويم. همين ماه پيش بود كه با يكي از دوستان قرار بود پيش آن بزرگ برويم و....
راهش پررهرو
Posted by: پيمان | December 22, 2009 12:17 AM
سلام آقایاسر دلخوش کرده به سراب دگراندیشی غربیها-مطلب سراسرمملوازتناقضات وکینه توزی با نظام حاکم درایران راخواندم.اگرمراجع تقلیدراکه عمری تلاش درحوزه ها کرده اندتادرس دین به من وتوبیاموزندرامحترم میدانی چراشمشیرتهمت برحوزویان میکشی.فرض کنیم چندملای ناپاک هم بینشان پیداشود.وامادرموردآقای منتظری-یادت نرودبنیانگذارجمهوری اسلامی اولین بارلقب ساده لوح را به ایشان داد.نظرت رابه بخشی ازنامه امام به آقای منتظری درسال68 جلب مینمایم.
(بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي منتظري
با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمهاي برايتان مينويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشتهايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم ميدانم؛ خدا را در نظر ميگيرم و مسائلي را گوشزد ميكنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين ميسپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست دادهايد. شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر ميدانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام ميداديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نميباشيد…. چند نصيحت ميكنم ديگر خود دانيد:
1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرالها نريزد.
2 - از آنجا كه سادهلوح هستيد و سريعاً تحريك ميشويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.
3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.
4 - نامهها و سخنرانيهاي منافقين كه به وسيله شما از رسانههاي گروهي به مردم ميرسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خونهاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را سادهلوح ميدانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيلكرده كه مفيد براي حوزههاي علميه بوديد)
خدا همه ما راعاقبت به خیر کناد.
یاسر: الهی آمین و ممنون از مرقومه شما
Posted by: ابومنصور | December 22, 2009 1:56 PM
منظورم از عنوان شفیعی وار عبارت یه شکوفه ها به باران برسان سلام مارابودکه از شعر (به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید)محمدرضاشفیعی کدکنی-سرشک انتخاب کردی وچه انتخاب خوبی است
یاسر: ها آره من ذهنم رفت روی احسان دوستم که فامیلش شفیعی است بسیار خوب موفق باشی.
Posted by: صدرا | December 22, 2009 2:19 PM
mamnoon az to ey doost. beroozam
یاسر: شیخ ما! خواندم عزیز و نظری هم به طور خصوصی فرستادم پیروز باشی دفتریون را سلام برسان از سوی حقیر
Posted by: qasemi | December 22, 2009 4:04 PM
از دیروز تا حالا سرعت اینترنت در قم به شکل احمقانه ای کاهش پیدا کرده. (نمیدانم دلیل این حماقت چیست، شاید انتقام گرفتن از مردمی باشد که منتظری را باشکوه تشییع کردند) فقط آمدم بگویم جای همه تان خالی بود. منتظری حتی مرگش هم دیکتاتور پرستان را به لرزه انداخت. فریادهای فروخفته مرگ بر دیکتاتور مردم قم بعد از این همه وقت در سوگ منتظری از گلو بیرون آمد. واقعا جای شما خالی بود
یاسر: دمت گرم و سرت خوش باد جاوید...
Posted by: سعید | December 22, 2009 7:26 PM
چه خوب شد ابن آقای ابو منصور پیام آیت الله خمینی را ابنحا گذاشتند خیلی روشنگرانه بودانگار ایشان دکمه ی ریفرش را فشردند. متوجه شدیم این قضاوتهای خداگونه ی رهبری که در پیام تسلیتشان آمده از کحا سر چشمه گرفته(برای آنکه در قعر جهنم نسوزید!) فهمیدیدم که سربازان گمنام از همان روزها بوده اند. متوجه شدیم این سیره ی اعتراف گیری چیز حدیدی نیست (خود اعتراف کنید) یادمان آمد آن ایت آلله شریعتمداری را هم آوردند نشاندند پشت دوربین یک کاغذ به دستان پیرش گرفت و کلی توبه و استغفار از روی آن خواند (آخر توبه کردن که نوشته نمی خواهد!) و بعد هم در حصر خانگی به سر برد. متوجه شدیم که رهبری که امروزه تاب تحمل مخالف را ندارد الگویی داشته و دارد از ان الگو پیروی میکند. ابو منصور بدانند که ما آموخته ایم لاتعرف الحق بالرجال ، اعرف الحق تعرف اهله. و سیعلمون الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون
Posted by: شیعه | December 23, 2009 12:38 PM
وراي ديدگاه هاي مذهبي و ايدئولوژيک...آزاده مردي بود که رفت
کسي که آزاديش را به قدرت، شهرت،مريد و مراد و حتي _قرائتي سنتي از _دين نفروخت... در همين ديار و دنيا تا ابد بهشتي گشت
Posted by: حامد منزه | December 24, 2009 10:46 AM
اين بخش از پيام خميني كبير جا افتاده بود گفتم حيف است ياد نشود:
سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشمپوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بستهام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنميدارم.
من كار به تاريخ و آنچه اتفاق ميافتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بستهام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغهاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش ميكنند نگردند. از خدا ميخواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.
Posted by: فريد | December 26, 2009 4:41 PM
عاشورا انگار با خون خو گرفته تا ابد در تاریخ...
کشتند و گفتند حرمت شکن ها بودند و دیدم عوامی را که پای رسانه ملی حرمت شکن ها را نفرین میکردند...
و دیشب تا نیمه شب یواشکی گریه کردم... و در خواب دیدم حسین هنوز تنهاست
Posted by: سعید | December 28, 2009 9:36 PM
سیداحمد علم الهدی، عضو مجلس خبرگان رهبری (ایشان در سخنانش دو بار از "مجتهد عادل در خبرگان کشور" نام برده، که قاعدتاَ خودش یک مجتهد عادل از مجتهدان عادل عضو مجلس خبرگان است)، طبق وبسایت دولت جمهوری ی اسلامی ی ایران
http://www.dolat.ir/Nsite/FullStory/?Id=185202
ــ مردم قطره قطره خون خود را برای حاکم کردن ولایت فقیه داده اند و اکنون یک مشت بزغـــــــــــــــــــــاله و گوســـــــــــــــــــاله دست به چنین فتنه گری هایی می زنند.
ــ مخالفت با اصل ولایت فقیه ، مخالفت با امام زمان (عج) است.
ــ مخالفت با ولایت فقیه ، مخالفت با اصل امامت، قرآن و اسلام است.
ــ با استناد به تعریف قرآن ، همه تجمعات، احزاب و تشکل ها در بستر دو جریان قرار دارد یکی جریان حزب الله و دیگری جریان حزب الشیطان.
ــ اگر کسی امروز ولایت فقیه را پذیرا نباشد ولایت امام زمان (عج) را نپذیرفته و رد حجت امام زمان (عج) رد خود امام است.
ــ مخالفت با اصل ولایت فقیه مخالفت با اصل امامت است.
ــ در روی کره زمین گزینه دیگری برای رهبری امت، بجز مقام معظم رهبری وجود ندارد.
ــ مخالفت با اصل امامت و مخالفت با قرآن و آیه قرآن ، مخالفت با مقام معظم رهبری است و مخالفت با ایشان مخالفت با اصل ولایت فقیه است.
ــ امروز بر حسب اعلام خدا در آیه 53 سوره مبارکه مائده ، حزب الله در روی کره زمین کسی است که رهبری و ولایت این ولی امر مسلمین را پذیرفته باشد.
ــ دشمنی با مظهر رسول الله یعنی دشمنی با ولی فقیه منحصر به فرد زمان یعنی مقام معظم رهبری.
ــ هرکس با هر عنوانی در صدد دشمنی با ولی فقیه باشد جزو حزب شیطان است.
ــ اکنون که یک عده آدم عوضی و ناپاک دست به جنابات سخیف می زنند نباید انفعالی برخورد کنیم، باید ابتکار عمل در دست شما مردم باشد.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی | December 30, 2009 5:56 PM
آقای میردامادی در خبرها خواندم در دستگیریهای مشهد سید صدرایی همنام فامیل شما را گرفته اند.نمی دانم از بستگان شماست یا نه ولی می خواستم ارزوی ازادی کنم برایش در وبلاگ شما . به امید آزادی همه ی ازادگان دربند
یاسر: سلام بله برادر من بوده است که خوشبختانه آزاد شده است همان روز بعد از چند ساعت بازجویی
Posted by: آذین | January 1, 2010 11:20 AM
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/098538.php
اگر ایشان(آقای سید حسن میردامادی) پدر شما هستند و شما از نزدیکان آقای رهبر می شوید: می خواستم بگم که آفرین به شهامتتان با نوشته هاتان. چون می دانم سر سازش نداشتن با فامیل سختتر از کندن کوه است. اگر صدایتان به آقای رهبر می رسد بگویید دردها و ناله هارا.
Posted by: آذین | January 4, 2010 2:43 PM
آقا ياسر تازه من فهميدم كه شما هم رگ و ريشه تون مال نجف آباده. اين سرزمين چه حاصلخيز بوده! و چقدر هم حس ناسيوناليتي قوياي دارند اهاليش. احتمالا بيشترشون مقلد ايشون بودند ، من حتي شنيدم آقاي معين - خواننده خارجه نشين رو عرض ميكنم - سالها پيش اعلام كرده بوده مقلد آيت الله منتظريه
یاسر: گرچه هیچ گاه تا به حال به نجف آباد و نیز اصفهان سفر نکرده ام اما قویا به ریشه نجف آبادی خودم افتخار می کنم و نمی دانم چرا ادامه فامیل ما که میردامادی نجف آبادی است از شناسنامه ما حذف شده.
Posted by: محمدنژاد | January 8, 2010 10:53 AM