حکومتی نگران از پارگی
دیگر چه انتظاری میتوان داشت از حکومتی که قبح روزهخواری برایش بیشتر از آدمکشی است، قبح پاره کردن عکس فردی بیشتر از پارهکردن و تجاوز به خود یک فرد است و شعار برایش مهمتر از شعور است.
« آینهی ضمیر من [از] تو نمیدهد نشان (؟) | صفحهی اصلی | خداحافظ شیخ! به شکوفهها، به باران برسان سلام ما را »
دیگر چه انتظاری میتوان داشت از حکومتی که قبح روزهخواری برایش بیشتر از آدمکشی است، قبح پاره کردن عکس فردی بیشتر از پارهکردن و تجاوز به خود یک فرد است و شعار برایش مهمتر از شعور است.
* خداحافظ شیخ! به شکوفهها، به باران برسان سلام ما را
* الاهیات سیاسی زندان
* وجوهات ِ سرکوب
* وضع امروز ما از زبان محی الدین ابن عربی
* عکس دردناک: قدردانی از رتبه نخست کنکور و المپیاد ایران و دانشجوی افتخارآفرین آکسفورد در بیدادگاه
* جنبش سبز عدم خشونت
* کدیور در باب استبداد فردی با روکش دینی
* محمدرضا جلاییپور را آزاد کنید!
* غرب وحشی ِ وحشی ِ وحشی!
* اسلام سیاه و اسلام رنگی
* حفظ قدرت از اوجب واجبات است
* ما را چه روی خویشی با رأس دینفروشان!
* جز انتظار و جز استقامت...
* خداحافظ ایران
* بود آیا که ایام "محنت محمودیّه" به سر آید
* پایان باطنیان حوزه (؟)
* اول ای جان دفع شر جور کن
* بود آیا که درِ «مدرسه»ها بگشایند؟
* گر تو الهیات بدین نمط خوانی...
* مازاریان در باب احمدینژاد
آدرس ترکبک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5716
نظرها
سید عزیزم، من اصلاً نمیدانم چرا تو را سید خطاب میکنم؟ تو بگیر به معنای نجیب، همان معنایی که از آن مراد میکنم. عمق فاجعه را خوب نوشتی، و خوب نوشتن عمق فاجعه از آن جیزی نمیکاهد ولی به نگاه ژرفی میدهد و به دل روشنی.
Posted by: سیروس به آیین- آژنده- | December 16, 2009 2:44 AM
سلام آقای میردامادی
با جملاتی کوتاه و رسا گفته اید که دیگر ما را با این حکومت کاری نیست
Posted by: فرزانه پارسایی | December 16, 2009 9:13 AM
ركاكت به جايي بود.
Posted by: feizikhah | December 16, 2009 9:52 AM
بله. این وبلاگ هم تحلیل های خوبی دارد از رابطه ی ظلم و شیوه ی حکومت. http://www.zulm.persianblog.ir/
آخرینش مطلبی هست در باره ی استفاده ی ابزاری لاریجانی- از نوع محمد جوادش - از ارای شیخ طوسی. گونه ای تحلیل گفتمانی (discourse analysis)هم هست از نگاه شیعه به اهل بغی
یاسر: بله این خیلی وبلاگ خوبی است خوانده بودمش قبلا ممنون.
Posted by: آذین | December 16, 2009 12:34 PM
در جامعه ای که دین به عنوان ابزار مورد استفاده قرار بگیره همچین رخدادها و واکنشهایی خیلی دور از انتظار نیست
Posted by: مجنون | December 16, 2009 9:45 PM
سلام. یاسر جان . مطلب کوتاه ولی با معنایی بود . راستی چند روز پیش تلفنی با حسین آقای دهقان صحبت کردم . ذکر خیر شما هم شد . در ضمن باید بگم که محرم یادآور مظلومیت امام حسین در حال حلول است . چه زیبا این ایام با آن دوران شبیه است . به حال مظلومیت مردم چه باید کرد ؟ راستی من در هر دو وبلاگم به روز هستم .
mehdiok.persianblog.ir
bargesabzi.persianblog.ir
خوشحال میشم که حتما بیای نظر بدی . ممنون .
Posted by: مهدی باقرپور | December 17, 2009 5:45 PM
به روزم با : قتل ستاره ها به همین سادگی نبود
Posted by: آذین | December 17, 2009 9:17 PM
امپراتورها،شاهان،ژوزئیتها ،ژنرالها ودیپلماتها تاکنون توانسته اند در لحظه ای حساس بر جهان حکومت کنند.امااززمان ایجاد طبقه چهارم تنها شهدا می توانند بر جهان حکومت برانند.
برای دست یابی دوباره به جاودانگی خون لازم است ،اما نوع متفاوتی از خون ،نه خون هزاران قربانی به قتل رسیده .نه خون پر ارزش شهدا،مردگانی پرصلابت که کاری را می توانند به انجام برسانند که هیچ انسان زنده ای که هزاران قربانی کرده است از پس آن بر نمی آید.آنچه این مردگان پرصلابت در زمان حیات خود قادر به انجامش نبودند،تنهادرزمان مرگ انجام پذیر است :وادار کردن اراذل واوباشی که در لباس دین به نبرد با آزادی برخاسته اندبه اطاعت،دقیقا به این علت که این اراذل واوباش پرخروش می توانستند شهدارا در حالت نافرمانی خود به قتل برسانند.
کیرکگارد
یاسر: چه عبارت جالبی روحانیت ستیزی کرکگور مشهور است. کاش منبعی هم ذکر می کردید
Posted by: سیداحمدجعفری | December 18, 2009 1:06 PM
جناب شیخ یاسر میردامادی
امیدوارم که راه رفته شیخ علی تهرانی را در پیش نگرفته باشید...
بار دیگر دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
!
یاسر: متشکرم اما نصیحت سربسته مثل نامه سربسته است نمی توانی بفهمی محتوای آن چیست.
Posted by: علی | December 19, 2009 4:41 AM
سلام ياسرجان
واقعاً آدم مي مونه كه اينها چه بي شرم اند!!
بي شرم ها اينقدر تبليغات و فرافكني مي كنند كه انسان رو ياد ماجرايي مي اندازه كه زماني كه حضرت علي رو در محراب نماز شهيد كردند،مردم پرسيدند مگر علي مسلمان بود؟!؟!
Posted by: احمد | December 19, 2009 3:43 PM
salam
arze khosoosi dashtam
mishe adress e toon ro
? e-mail konid
mamnoonam
یاسر: این ایمیل من است:
ymirdamadi@yahoo.com
Posted by: ali | December 19, 2009 11:35 PM
لب حرف حقیر، نه در مقام نصیحت، که من باب درد دل در این چاه ویل مجازی این بود که خر شیطان بد مرکبیه...البته شرم دارم جسارت کنم و سید نازنین فهیم مشهدی خودمان را با شیخ علی تهرانی مقایسه کنم، اما تداعی میشه دیگه...اون مرحوم هم از بغداد شروع کرد و در پناه صدام از انتقاد نرم تافحاشی یومیه به نوامیس انقلاب اسلامی و نهایتاً جنون و بازگشت به آغوش وطن پیش رفت و ...
البته شاید خاصیت خارج نشینی، مخصوصاً لندن نشینی این باشه که ساز مخالف را تیز تر میکنه و آب روی وطن گریزان سراب زده را محرک چرخ آسیاب دشمن.
خود شما هم نیک میدانید هیچ حکومتی تاظهور حکومت حق ایده آل همه نیست، نیت ها مهمه...
همین که دشمنان آشکار ملت و انقلاب و در راس آنها اسرائیل از این معدود سبزشعاران مقرض حمایت میکنند، حتماً بدانید یک جای کارشان رخنه ناجوری پیدا کرده و جز شادکردن دشمن حاصل دیگری نداشته و نخواهد داشت.
بازهم روزی امید آنکه دوباره کبوتر هایمان را پیدا کنیم...و در قفس سینه هامان عقاب و کرکس نپروریم!
باقی بقای حق
Posted by: علی | December 20, 2009 5:21 AM