وجوهات ِ سرکوب
دوستی از دوستان متشرّع (ادام الله تشرّعه)، چندی پیش با لحنی نگران و پشیمان میگفت قبلاًً وجوهات شرعیهی خود را (از خمس گرفته تا فطریه) در ایران به دفتر وجوهات رهبری و یا نمایندهی او در انگلیس میداده است و حالا نگران است که مبادا پول وجوهاتاش خرج خرید باتوم و گاز فلفل شده باشد.
میگویماش برای اینکه در آینده گرفتار نگرانی مشابهی نشوی بهتر است نه تنها وجوهاتت را به دفتر این مرجع مسلم! تقلید ندهی که به دفتر هیچ کدام از مراجع تقلید دیگر هم ندهی. خودت برو و مستقیماً به فقیری بده، حتی اگر آن فقیرْ مست تلو-تلوخورندهای کنار متروی لندن باشد. اینطوری مطمئنی که پول وجوهاتت نه خرج خرید وسایل سرکوب میشود و نه از جیب آیتالله زادهها و یا روحانیان مروج آن مرجع سر در میآورد و نه خرج بازتولید ایدئولوژیای میشود که از دل آن چنین سرکوب ددمنشانهای توسط حکومتی دینی، از سوی قاطبهی روحانیان به سکوتی سنگین برگزار میشود.

نظرها
می توانی به حضرت امجدشان هم بدهی!!
که از جمیع سرکوبگران و فرزندانشان در مجلس ختم همسرشان به گرمی پذیرایی کردند و در آغوش فشردنشان
یاسر: فراموش نکنید هر کس هر مقدار ولو در ظاهر و به نیت احتمالا سوء به شما احترام کرد شما موظفید به او احترام کنید و یا دست کم بی احترامی نکنید.
اتفاقا شیخ ما با سید مسعود خامنه ای خیلی معمولی برخورد کرده است که در این عکس هم مشخص است که دارد او را با حالتی معمولی به داخل مسجد رهنمون می کند
http://www.iqna.ir/gt_imgs/10542/img_12.JPG.
Posted by: آقای واو | September 22, 2009 1:04 PM
سید جان! یک چیزی بگويم، من زياد با کسانی که خود را روشنفکر دینی مینامند دل ندارم. با همین پیش فرض و مقادیری اکراه، وقتی وبلاگت را راه انداختی شروع به خواندنت کردم. خیلی زود سعهی صدر و سادگی و بی شیله پیلگیات به دلم نشست. خصوصاً آن روزی که پیش آن جعلق، درخشان، از بهاييها دفاع کردی. پس بدان: مستان سلامت میکنند
یاسر:
موضع من در دفاع از حقوق بهائیان هم از منظر حقوق بشری است و هم از منظر اسلامی. زیرا به عنوان مسلمان برای من مایه شرمساری است که بر بهائیان به اسم اسلامی ظلم می رود. به نظر من می توان فهمی از اسلام داشت که در آن حقوق بهائیان رعایت شود. فتوای شیخ منتظری از همین منظر بی نظیر است.
گرچه تا بحال برای مخالفت با ظلمی که به این جماعت رفته است جز چند اشارت کوتاه در وبلاگم و نیز چند اشارت گوتاه در چند مصاحبه با بی بی سی فارسی کاری نکرده ام.
!
Posted by: سیروس به آیین «آژنده» | September 22, 2009 1:08 PM
جهت اطلاعتون آقای امجد در یکی دوشب آخر احیا که برگزار کرده اند ، بالای منبر برای حفظ و سلامتی آقای خامنه ای دعا کرده اند
یاسر: .
نمی دانم که خبر شما دقیق است یا نه امیدوارم این کار را نکرده باشند اما راستش را بخواهید من هم هعین دعا را می کنم اما با نیت کاملا متفاوتی که بهتر است خودتان حدس بزنید.
Posted by: آقای واو | September 22, 2009 1:16 PM
یادم هست چندین سال پیش صدقههای منزل را به صندوقهای صدقات کمیته امداد میریختیم یا اگر قصد داشتیم صدقه بدهیم و در خیابان بودیم اولین صندوق صدقات را پیدا میکردیم و صدقه را در آن میانداختیم. اما از وقتی گزارش روزنامهی خدابیامرز شرق را خواندیم که بودجهی کمیته امداد در آن سال 400 میلیارد تومان بوده و کمیته امداد از محل همین صدقات 100 میلیارد تومان کاسبی کرده و یک حساب سرانگشتی کردیم که پس چرا مبلغ پرداختی به اعضای کمیتهی امداد تا این حد کم است تازه فهمیدیم ای دل غافل! چندین و چند سال پولهای بیزبان را به کیسهی چه کسانی حواله کردهایم!
خلاصه گشتیم و گشتیم تا یک مؤسسهی خیریهی مطمئن پیدا کردیم و از آن به بعد تا حالا حتی یک ریال هم به صندوقهای صدقات کمیته امداد نیانداختهایم
یاسر: قویا رویه درستی است..
Posted by: مسعود برجیان | September 22, 2009 6:07 PM
من هیچ وقت بلیط اتوبوس ندارم و همیشه بعد از سوار شدن به مسافرها می گم بلیط اضافی ندارین، اونا هم اگه داشته باشن معمولا پولش رو نمی گیرن و در برابر اصرار زیاد من می گن: بنداز تو صندوق صدقات. منم دو دستی میزنم تو سرم که نه من تو صندوق نمیندازم و اونا با تعجب به من نگاه می کنن
که ای دختر خل و چل ، نه به اون اصرارت نه به این امتناعت!
Posted by: صحبا | September 22, 2009 8:38 PM
این چه حکایتیست که همه، یکان یکان، از سیاستمدار مخالف گرفته تا شاعر و خواننده پاپ و گارگردان و بازیگر، تا استاد اخلاق، برای آن مقام عظما پپسی باز می کنند و عکس یادگاری می گیرند؟!
البته در مورد شیخ، فکر نکنم ایشان کارت دعوت فرستاده باشند برای حضرات!
نکته دعا برای سلامتی هم جالب بود!
Posted by: محمدعلی | September 22, 2009 10:16 PM
خوب شد لااقل دوست شما به فکر فرو رفته... امان از خلقی که هنوز حتی حاضر نیستند حتی دمی به چنین چیزهایی فکر کنند... فرمان این است: وفاداری مطلق
Posted by: سعید | September 23, 2009 2:06 PM
آقا ياسر، قصدم ابراز احترام به صداقت شما بود و اشاره ام به مواضع شما نسبت به هموطنان بهایی من باب مثال بود
yaser: mamnoon akhavi. khoda shoma ra kheyd dahad.
Posted by: سیروس به آیین- آژنده- | September 23, 2009 4:04 PM
نظر خصوصی-سلام آقای میردامادی. خوش حالم که از این مرخصی ی طولانی برگشتید! خسته نباشید.راستی آخر شما موفق شدید با آقای [...] ارتباط برقرار کنید یا نه؟ در ضمن اگر ممکن است بفرمایید این پست دفاع از بهاییت در کدام قسمت آرشیوتان است علاقه مند شدم بخوانم...
Yaser: man hamchenan montazeram emaili az ishan daryaft konam amma nakardeam.
Posted by: رهگذر | September 27, 2009 1:05 PM
http://parcham.ir/vdcd2o0k6yt0f.a2y.html
چشمت روشن.
یاسر میردامادی !! دلتان را به چه چیز خوش کرده اید ؟؟؟ و آن میرحسین خوش خیال ؟؟
یاسر: صفحه ای که فرستادید پیدا نشد.
Posted by: asghar | September 27, 2009 10:05 PM
سلام. پیغام شما را به خواهر ایشان که دوست نزدیک من است رساندم. و اما پاسخ پرسش خودم را ندادید در مورد پست دفاع از بهاییت.و تقاضای دیگری هم دارم که مطرح می کنم با توجه بهاشراف و آگاهی های خوب جناب عالی در مسایل دینی و فقهی و فلسفی همین موضوع صدقه مورد تحلیل قرار گیرد. اگر ممکن است. باز هم به خاطر پست های مفیدتان سپاس گزارم.
یاسر: من یکی دو بار گذرا در وبلاگم از حقوق بهائیان دفاع کردم اما مفصل و مستقل چیزی در این باب ننوشته ام متاسفانه هنوز
آن دوست قدیم هم ایمیل زدند و من جواب دادم/
مساله و سوال شما در باب صدقه چیست؟
Posted by: رهگذر | September 28, 2009 4:12 PM
سلامیاسرجان
امروز با وبلاگ شما آشنا شدم و حظ بردم.راستش افق فکری بسیار نزدیکی با هم داریم.ذوق کردم که وبلاگی به این پر و پیمانی را کشف کردم.یک خواهش دارم :چندی است که گرفتار شوپنهاور شدم اگر در بایگانی وبلاگ خودت حرفی از او در میان آمده نشانش را بده یا چند خطی قلمی کن .نظرت برایم بسیار مهم است.جستجو کردم اما چیزی نیافتم .زنده باشی و پاینده
یاسر:چرا من در باب راههای همیشه به حق بودن او مطلب نوشتم.
من کتابهای شوپنهاور را به انگلیسی دارم خواستی بگو نسخه الکترونیکی است برای شما ایمیل می کنم
Posted by: مهرداد | September 29, 2009 3:41 PM
سلام یاسر جان. چند ایمیل ام را بی جواب گذاشته ای چرا رفیق؟
یاسر: نه من هیچ ایمیلی از تو دریافت نگردم عزیز
می شه دوباره بفرستی؟
Posted by: علی | September 30, 2009 10:41 PM
سلام.
اي ميل مرا دريافت نكرديد؟
یاسر: چه ایمیل اخوی؟
Posted by: ف. | October 2, 2009 11:00 AM
با این معامله سهام مخابرات احتمالا دیگر نیازی به وجوه من و شما ندارند...پس با خیال راحت در همان صندوق بیندازید !!!
Posted by: محمد حسین | October 3, 2009 8:44 AM
نمی خواهم بخوانیدم . اینبار می خواهم فقط گوشم کنید
Posted by: فرید صلواتی | October 3, 2009 5:28 PM
سلام ياسر خوب. اگه باز هم ايميل ها رو نديدي به احتمال زياد رفته توي spam عزيز. اني وي، جان كلام اين است كه من از يادت نمي كاهم
یاسر: سلام دیدم و چواب دادم عزیز
ممنون ببخشید از تاخیر
Posted by: علي | October 4, 2009 5:56 AM
سلام. آقای میردامادی من برای یکی از دوستانم می خواهم با شما مشورت کنم فکر می کنم بتوانید کمک کنید. دوست من که در حوزه تحصیل کرده است در آینده ی نزدیک بناست آزمون جامعی بدهد تا مدرک معادل شان رمیت پیدا کند ... آیا د رزمینه ی منابع دقیق این امر شما اطلاعی دارید و می توانید راهنمایی کنید؟ !!!
رشته ی فقه و مبانی ی حقوق !
یاسر: والا نمی دانم چیزی در این باب نشنیده ام
Posted by: رهگذر | October 4, 2009 12:40 PM
با سلام برادر بعضی اوقات برای ارسال یک کامنت بیش از 10 بار سعی میکنم ولی گویا مشکل از ین حرفها گذشته یک فکری بردارید
یاسر: والا من شرمنده ام ظاهرا مشکل از اینترنت در ایران است و الا از جاهای دیگر این مشکل نیست. به هر حال ما را عفو بفرمایید
Posted by: سید حسین | October 4, 2009 3:14 PM
سلام علیکم
امیدوارم موفق باشی
خدانگهدار
یاسر: سلام علی یادی از غربتی ها کردی برادر
Posted by: علی مروارید برادر احمد | October 5, 2009 2:39 PM