حذر کنید ز باران ِ دیدهی ِ [مردم]
(بیت تحریف شدهای از سعدی که در آن به جای "مردم" واژهی "سعدی" آمده است). احوال ملت ایران است این بیت، تو گویی. آنانکه از باران ِ دیدهی مردم ِ ستمدیده نمیهراسند، آب در هاون میکوبند و محیط به کفچه میپیمایند. زیرا که دیر و دور نیست که قطرههای باران دیدهی مردم ِ بیداد-دیده، سیلی شود که استبدادیان، که پایشان سخت چوبین و بی تمکین بود، را بشوید و با خود ببرد. ألیس الصبح بقریب؟
نیمه شبی، در حالی که صدای لا إله الا الله صوفیان ِ مشغول ذکر و سماع هنوز از صحن خانقاه به گوشام میخورد، داشتم فایلهای صوتی گذشته را در لپتاپم مرتب میکردم که به فایل صوتیای رسیدم که در آن غزلی از سعدی را دوست عزیزم مهدی دیسفانی، که آن غزل را سخت خوش میداشت، به تقاضای من و به رسم یادگار خوانده بود و ضبطش کرده بودم، در حالی که صدای ساز جلیل شهناز در پسزمینهی آن پخش میشد. دلام پر کشید به شبهای دلگویهها و دلمویههایمان در آن زیرزمین بزرگ در مشهد که چطور ساعتها از احوال دل سخن میگفتیم و با تیغ کلام، کیک تهگرفتهی تنهاییهایمان را قسمت میکردیم و از پیلهی خود، خواسته و دانسته، ساعتی در میآمدیم و دیگری را با طیب خاطر به درون خود راه میدادیم و سفرهی دل میگشودیم و از طعام تلخ و شیرین آن، لقمه بر میگرفتیم. تقدیم به او، که نمیدانم احوالاش چگونه است حالا، به حرمت دلگویههایی که با هم داشتیم:
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست / که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسام دیده بر نمیباشد / خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال / در ِ سرای نشاید بر آشنایان بست
نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول / معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
در ِ قفس طلبد هر کجا گرفتاری است / من از کمند تو تا زندهام نخواهم جَست

نظرها
درود بر شما جناب میردامادی عزیز
بنویس که اندیشه را به زنجیر نمی توانند کشید.
مطالب ارزشمندتان را مطالعه کردم چو از دل می نویسید لاجرم بر دل می نشیند. استفاده فراوان بردم و برای استفاده بیشتر تارنمایتان را به جمع دوستان افزودم.
سبز باشید و سربلند
Posted by: رمضانی | September 1, 2009 11:17 AM
پر از معنابود ممنون. سخن از سعدی راندید منهم دیشب به یادش بودم.دعوتتان می کنم به خانه ی روی موجم در http://bekhaan.persianblog.ir/ با عنوان نوبت عاشقیست یک چندی...
Posted by: آذین | September 1, 2009 11:40 AM
سلام آقای میردامادی. تو skype سرچ کردم اما پیدایتان نکردم. لطف می کنید اگه
IDتان را بدهید تا مزاحمتان بشوم.
یاسر: آی دی من در اسکایپ این است:
ymirdamadi
Posted by: امین | September 1, 2009 2:06 PM
سلام
گمانه آزري باشد و نه آذري
یاسر: آره باید همان باشد
Posted by: مهدي رزاقي | September 2, 2009 7:53 AM
سلام. با این پست من را هم یاد مشهد انداختی. فردا شب عازمم. در پوستم نمیگنجم. هر بار که عازمم به سفر به سوی شهر عشق: مشهد. جای شما را هم خالی خواهم کرد.
راستی یک تبریک به ما بدهکاری: جناب دانشجو شد وزیر علوم، جناب حسینی شد وزیر ارشاد
!!!!!
یاسر: سلام اخوی آقا یاد ما هم بکنید در دیار مشهد
وبلاگ شما را دیدم از مطلبتان در مورد بولتمان خوشم آمد
Posted by: سعید | September 3, 2009 2:35 PM
آقا امان از این سیستم کامنت دانی شما که تمام تلاش انسان برای گذاشتن کامنت را با یک پیغام خطا به باد میدهد...امان
!!!
یاسر: والا بارها به حضرت داریوش گفته ام اما نمی دانم اشکال از چیست.
Posted by: محمد حسین | September 3, 2009 11:08 PM
سلام
اين تصنيف استاد شجريان را به آهنگسازي مجيد درخشاني حتما گوش كنيد. زنده بادند اين دو بزرگوار
http://omid20.info/shahrivar88/Shajarian%20-Zabane-Atash%28omid20.com%29.mp3
Posted by: ايراني | September 4, 2009 9:24 AM
سلام آقای میردامادی عزیز. باز هم به خاطر همه نوشته های خوب تان سپاس گزارم. دل ما که این جا خون می شود از این دادگاههای مسخره که مردم را به قدر یک بچه هم صاحب خرد و اندیشه ندانسته اند و هزاران درد دیگر. راستش امروز مزاحم شدم به خاطر یک نکته ی خاص.
نمی دانم یکی از هم دوره ای های خود در مدرسه مطهری را به خاطر می آورید یا خیر: آقای محمد قبادی. که ایشان هم، هم اکنون در خارج از کشور و در ماموریت کاری به سر می برند.بنده که با خانواده ی ایشان دوستی و رفت و آمد دارم مطلع شدم ایشان علاقه مند به ارتباط با شما هستند ظاهرن ایمیلی هم فرستاده اند و شما پاسخی نداده اید. به هر حال من فضولی کردم تا شاید پلی برای برقراری ی ارتباطی دوستانه و قدیمی شوم. اگر خواستید از طریق ایمیل اطلاع دهید تا راه ارتباطی را به شما بگویم. ایشان فعلن در چک به سر می برند. به گمان بنده باید در شرایط این چنینی هر چه بیشتر به این ارتباطات دامن زده و یکدیگر را پیدا کنیم. موفق باشید
یاسر: محمد قبادی دوست عزیز من است. من هیچ ایمیلی از او دریافت نکرده ام اگر این پاسخ من را می بینید به ایشان بگویید من بسیار متمایلم که با ایشان تماس داشته باشم.
.
Posted by: رهگذر | September 4, 2009 11:30 AM
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست/حرامم باد اگر جان را به جای دوست بگزینم!
به روزم برادر
Posted by: شکند گمانیک ویچار | September 4, 2009 8:03 PM
سلام اقای میردامادی شبهه ای در ذهنم خطور کرد گفتم بیان کنم
Posted by: باقر اریانی | September 4, 2009 10:10 PM
شما چی فکر می کنید.......????!!!!!!
Posted by: فرید صلواتی | September 5, 2009 7:51 PM
بادید هرمنوتیکی مردم وانسان به معنای مردمک چشم هم میاید که معنای زیبای دیگری را هم به تحریف شما می بخشد
Posted by: سیدحسین خاتمی | September 6, 2009 1:57 PM
روزه هجرتواز پای فتادهست مرا/ کی شودبا رطب روی تو افطار کنم"عیسی
یاسر: آقا چاکریم"
Posted by: عیسی علیزاده | September 7, 2009 9:49 AM
با سلام خدمت شما
من وبلاگتان را لینک کردم لطفا مرا لینک کنین
یاسر: من خیلی به ندرت کسی را لینک می کنم و کاری به اینکه او مرا لینک کرده است یا نه ندارم. ببخشید جسارت نشود.
Posted by: احمد حسینی | September 7, 2009 11:40 AM
سخن ازصحن خانقاه و صدای لا إله الا الله به میان آورده اید. جالب است، شاید روح متلاتم دوستمان قصد قربت یار در غربت از دیار دارد؟
چه چیز صوفیان پراکنده از وطن خاطر ناآرام مسافر ما را به خود جلب کرده است؟
یاسر: بی آزاری آنها
Posted by: علی | September 8, 2009 5:55 AM
سلام ياسر جان!
امروز مادر ريحانه خانم زنگ زد واز اينكه تماس نگرفتيد نگران شده اند.ما هم هرچه تماس ميگيريم موفق نمي شيم.فدات.
Posted by: حيدري | September 8, 2009 8:16 AM
سلام. مشهدم. جای شما خالی. هوا عالیه. خیابانها دلوازند. شهر قشنگه. دارم نفس میکشم. خیلی یادت بودم و هستم این چند روز
...
یاسر: لطف کردید دلم تنگ شده برای حرم
Posted by: saied | September 8, 2009 9:21 AM
یاسر جان، من علی (هاشم) مروارید هستم. دلم برات خیلی تنگ شده. فکر می کردم تابستون می تونم مشهد ببینمت. گرچه کامنت نمی ذارم اما تقریبا همه پستهاتو می خونم. موفق باشی
.
یاسر:آه علی من بارها یادت کردم و شاهدم احسان ساکن سوئد است. ممنون که یاد من هستی از شیخ جباری هم احوالت را پرسیده ام بارها.
به امید دیدار در ایران آزاد.
Posted by: علی | September 10, 2009 12:39 AM
رهايي از انهمه دلتنكي را تبريك ميكويم فقط تو رو خدا كاهي به وبلاكت هم سري بزن!!!!مي دوني جند روزه هيجي ننوشتي؟؟
Posted by: یک اشنا. | September 11, 2009 12:44 PM
سلام.آقای میردامادی! چرا به روز نمی شوید راستش به سریع به روز شدن تان عادت کرده ام ولی چندی است یادداشت جدید ننوشته اید! امیدوارم خیر باشد.منتظریم.
Posted by: رهگذر | September 11, 2009 6:49 PM
ازادي جلايي بور را تبريك ميكويم
یاسر: بهترین خبری بود که در این چندماه به من رسیده بود.
Posted by: یک اشنا. | September 12, 2009 4:54 PM
سلام . كجاييد . دلم براي نوشته هايت تنگ شده است . راستي آزادي محمد رضا جلايي پور هم مبارك. به اميد آزادي بقيه زندانيان دربند.ان شاء الله
یاسر: مرخصی گرفته بودم. آزادی محمدرضای عزیز بهترین خبر این چند ماهه بود.
Posted by: محسن اهورايي | September 13, 2009 7:30 AM
سلام. دیگه واقعن نگران شدم. شما خوبید؟ کجایید جناب استاد
یاسر: سلام آمدم مرخصی بودم ممنون از احوال پرسی تان!
Posted by: رهگذر | September 13, 2009 6:59 PM
کجایید؟ نیستید، آپ نمی کنید.دلمان برای حباب تنگ شده
یاسر: ممنون آمدم
Posted by: صحبا | September 13, 2009 8:03 PM
محض آسودگی خاطر حضرت ياسر من از همينجا و فقط یک بار با وارد کردن عدد مربوطه پيام میگذارم. پیام را اگر منتشر کنند، معلوم میشود مشکل از سوی ما نيست. مشکل از آیاسپی مربوطه است و سرعت اینترنت.
داریوش
یاسر: ممنون داریوش خان
Posted by: داريوش | September 14, 2009 9:25 PM
رئیس کجایی کم پیداشدی؟
یاسر: سلام هستم تو همان روح الله قائمی خودمان هستی؟ اگر بلی خانم چطورند؟
Posted by: روح الله قائمی | September 15, 2009 11:41 PM
آقا حالتون خوبه؟ خبری ازتون نیست
...
یاسر: هستم رفته بودم مرخصی
Posted by: امین | September 16, 2009 8:22 PM
آقا چرا باز اینجا کرکره پایین رفته؟
به روز شید ثواب داره ، وا !!
یاسر: باشه مرخصی بودم
Posted by: قاسم | September 17, 2009 2:48 AM
فقط امیدوارم فضا بیشتر از این به سمت رادیکالیزم و انقلاب پیش نرود که باز میشود روز از نو و روزی از نو !!! خدا حاکمان را ایمان و عقل عطا کند!
راستی بلاگم را بروز کردم و مطلبی در باب روشنفکری دینی نوشتم خوشحال میشوم از نظر صاحب نظرانی چون شما بهره ببرم
http://tavahom.blogsky.com/1388/06/28/post-38/
Posted by: محمد ابراهیم | September 18, 2009 10:55 PM
این صابکارتون ایران بود فعال تر بودین ها....بگین اینقدر بهتون مرخصی نده تاخیراتون زیاد شده باید با ولی مراجعه کنین ها
!!!!!!!!
یاسر: آره دیگه اینطوریه
Posted by: یک اشنا. | September 21, 2009 4:39 PM