« شیر عاجز است از شکار دل | صفحه‌ی اصلی | شیعه‌های مسیحی »

صدام حسین و احمدی‌نژاد محبوب


دیروز و امروز، روزهای خوبی بودند از ایام تونسیه‌. دیروز از ما تعیین سطح تفصیلی گرفتند. بچه‌های کلاس ما از اسپانیا، ایتالیا، امریکا، فرانسه و جاهای دیگر هستند. استادمان دیروز مدام می‌گفت تمدن عربی اسلامی. گفتم چرا می‌گویید تمدن عربی؟ بسیاری از سازندگان تمدن اسلامی اصلا عرب نبودند. گفت آها حتما خلیج را هم باید بگویم خلیج فارسی. پاسخ دادم البته و نه حتی خلیج خالی. خندید ولی در ادامه باز می‌گفت تمدن عربی اسلامی و این بار با تاکید بیشتر می‌گفت و به من نگاه می‌کرد. شاید جالب باشد بدانید که اکثر کسانی که این ترم برای فراگیری زبان عربی به این معهد آمده اند از اسپانیا هستند. من کل لیست دانشجویان ترم تابستانی را به تفکیک ملیت چک کردم. بعد از اسپانیا، ایتالیا، بعد فرانسه، بعد امریکا و سپس مغرب و بعد کانادا بیشترین دانشجو را دارد. جالب است که در کلاس‌مان عرب داریم که برای فراگیری عربی آمده است. این‌ها بیشتر دورگه‌ی آفریقایی- فرانسوی یا ایتالیایی اند. بعد کلاس دیروز و امروز رفتم سری در شهر زدم. یک پارک قشنگ نزدیکی شارع الحریة یافتم که پارک حیوانات نام داشت.

 تونس بیشتر از این‌که کشوری عربی باشد کشوری فرانسوی است. همه جا در و دیوار همه چیز به فرانسوی است و برخی اوقات معادل عربی هم نوشته نشده. مردم هم در کوچه و خیابان کم فرانسوی صحبت نمی‌کنند. هر مناسبتی گیر می‌آوردم سر صحبت را با رهگذری کسی باز می‌کردم که هم مکالمه‌ی عربی‌ام تقویت شود و هم کمی تونس‌شناسی کنم. با دو نوجوان صحبت می‌کردم. تا فهمیدند از ایران ام خیلی از ایران  تعریف کردند و از احمدی‌نژاد و این‌که ایران به خیال آن‌ها هسته‌ای (به عربی "نووی") شده است خیلی خوشحال بودند. روایت‌شان دقیقا همان روایت استاندارد جمهوری اسلامی بود. تقریبا هر کسی که فهمیده ایرانی‌ام از به خیال‌شان هسته‌ای شدن ایران با افتخار یاد کرده است. یکی می‌گفت ایران اولین کشور عربی دارای به خیال او انرژی هسته‌ای است. برایش توضیح می‌دهم که ایران کشوری عربی نیست. از همین جاها می‌شود فهمید که چگونه در ذهنیت عربی هر چیز خوبی در خاورمیانه متعلق به عرب‌ها تصور می‌شود. از خلیج گرفته تا بوعلی سینا تا انرژی هسته‌ای. ایران علاوه بر انرژی هسته‌ای، چنان‌که پیشتر هم گفتم، برای تونسی‌ها احمدی‌نژاد را هم تداعی می‌کند. از نوجوان گرفته تا پیر از او با افتخار یاد می‌کنند و این‌که به خیال‌شان در مقابل امریکا ایستاده است و به قول یکی‌شان قرار است با سلاح هسته‌ای اسرائیل را نابود کند.

 برای این‌که کسی از محبوبیت احمدی‌نژاد خیلی ذوق‌زده نشود لازم است لایه‌ی دیگری از تجربه‌های تونسیه‌ام را هم توضیح دهم. با دو نفر صحبت می‌کردم که بعد از اینی که فهمیدند من ایرانی ام و مثل بقیه از احمدی‌نژاد و هسته‌ای شدن یاد کردند در عین حال اسم صدام حسین را هم بردند و از او هم با عزت یاد کردند. تعجب مرا فراگفت. توضیح دادم که صدام یک خونریز بود که چند صد هزار نفر از ایرانیان را کشت. احساس کردم برخوردشان عوض شد و بحث را با من نیمه کاره گذاشتند و از من فاصه گرفتند. عین این اتفاق با یک نفر دیگر هم رخ داد وقتی از صدام حسین تعریف کرد من هم دوباره گفتم که صدام یک دیکتاتور بود و جنایتکار. بلافاصله به اطراف نگاه کرد و انگشت اشاره‌اش را به نشانه‌ی سکوت روی دماغش گرفت و آرام زیر لب گفت مطلقا در این کشور از صدام حسین بدگویی نکن و الا دستگیر خواهی شد. خشکم زد. من در این مورد توجیه نشده بودم. به من گفته بودند که فقط از بن علی، رییس‌جمهورشان چیزی نگو. کسی نگفته بود که صدام حسین هم خط قرمز این‌هاست. می‌ترسم کم کم معلوم شود بدگویی از احمدی‌نژاد هم مجازات دارد در تونس! داستان موقعی بهتر برایم جا افتاد که امروز برای خرید کتاب‌های درسی‌مان به طبقه‌ی سوم معهد رفتم و در اتاقی که باید از آن‌جا کتاب می‌خریدیم زیر شیشه‌ی میز کار یکی از کارمندان آن‌جا که اخلاق خیلی بدی هم داشت، دو تا عکس از صدام دیدم. در یکی که رنگی بود فقط صدام بود و در دیگری که سیاه و سفید بود صدام کنار کس دیگری نشسته بود که خیال می‌کنم بورقیبه رییس جمهور قبلی تونس بود که پدر بن علی رییس جمهوری فعلی است. عکس‌ها را که دیدم معنی دعوت به سکوت را ملموس‌تر فهمیدم. اتفاقا همان‌جا در اتاق یک دورگه‌ی ایرانی-آمریکایی که همکلاس ماست هم بود. پدرش امریکایی است و مادرش ایرانی. یک بار هم به ایران سفر کرده است. فارسی‌اش بد نیست. او که شیرین نام دارد هم با تعجب به فارسی گفت نگاه کن عکس صدام را گذاشته است و من تجربه‌ی دیروزم را برایش توضیح دادم. یکی دو بار لابلای صحبت‌ها ناخواسته اسم صدام را آوردیم، نگاه دیگران در اتاق سنگین شد. گفتم بهتر است برویم با خودم گفتم ترجیح می‌دهم این یک ماه را در معهد بورقیبه باشم تا زندان پسر بورقیبه.

این داستان اخیر از آن‌رو آوردم که بدانیم اگر احمدی‌نژاد در توده‌های عرب محبوب است صدام حسین هم محبوب است. البته این فقط در میان توده‌های عرب است که این دو تن چنین اند. جمال صاحبخانه‌ی ما که می‌گوید روزنامه‌نگار است معتقد است این از سطحی بودن مردم عرب است که صدام برایشان محبوب است. او اما با افتخار می‌گوید که به مجردی که صدام حسین به ایران حمله کرد از صدام بدش آمده است. زیرا در ایران اتفاق جدیدی به نام پدیده‌ی انقلاب اسلامی رخ داده بود  و دولت‌های عربی به نظر او باید می‌نشستند و می‌دیدند که این تجربه‌ی جدید به چه سمت می‌رود نه این که عراق حمله کند و دولت‌های عرب هم از او حمایت کنند. می‌افزاید که استبدادی شدن انقلاب اسلامی تا حدود زیادی تقصیر صدام است [این دقیقا تحلیل بنی‌صدر هم هست، مراجعه کنید به کتابی که در قالب مصاحبه از خاطرات او به چاپ رسیده] زیرا به نظر او طبیعی است که کشوری که در حال جنگ است بر آن حالت استبدادی حاکم شود.

حمل و نقل در تونس به نسبت لندن بسیار ارزان است. با یک دینار می‌توانی مسیری طولانی را بروی در حالی که همین مسیر را در لندن کمتر از شش دینار نمی‌توانی بروی (هر دینار کمی کمتر از پنچاه پنس یعنی نصف پوند است، هر پوند حدود 1600 تومان است). نکته‌ی دیگر این‌که باز هم بر خلاف لندن، در متروی تونس کنترل سفت و سختی وجود ندارد و بارها در همین چند روز پیش آمده که هیچ کس بلیت من را چک نکرده است به طوری که به راحتی بدون داشتن بلیت هم می‌شد سوار مترو شد. اما در لندن ماشین بلیت‌خوان وجود دارد و اگر بلیت نداشته باشید اصلا نمی‌توانید وارد مترو شوید و تازه به فرض هم که به نحوی وارد بشوید نمی‌توانید بدون بلیت خارج شوید. 

نکته‌ی جالب دیگر این‌که من در تونس که نام دیگرش افریقیه است و در شمال قاره‌ی آفریقا است سیاه پوست کمتر دیدم تا در لندن که پر سیاه پوست است. فکر می‌کنم اسم لندن را افریقیه‌ی ثانی بگذارند با مسمی‌تر است.

بر خلاف داخل هواپیما که مهمان‌دارهای نامهمان‌دان‌شان نگاه اولیه‌ی منفی‌ای به من منتقل کرد، تا به حال تونسی‌ها را مردمان مهربان و خونگرمی یافتم. آدرس که می‌پرسی خیلی با حوصله و روی گشاده راهنمایی می‌کنند. 

مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5455

نظرها

دقت کردین در آدرس دادن نقطه مقابل همشهریهای من و جنابعالین؟ از مشهدیه که آدرس می خوای یا میگه: چِمدِنُم یا میگه مُدُنُم ولی نُمُُگُم!!!!
:دی

بسی لذت بخش است خواندن این این رحله تونسیه
یاسر: قربان شما تونس پرورده ایم

خیلی جالب بود برام. در هر صورت این سطحی بینی متاسفانه باعث همین اوضاع کنونی و ناراحت کننده فعلیست!

با اجازتون من در بالاترین به اشتراک گذاشتمش:
https://balatarin.com/permlink/2009/7/8/1650714

یاسر: ببخشید محمدرضا میردامادی کیه نکنه فامیلیم

سلام
به نظرم خیلی دنبال این نباشید که نظراتتان را آنجا به دیگران تحمیل کنید و بقبولانید.بلکه بدنبال این باشید که ریشه این نظرات را در آنجا بیابید.
من واقعاً نمی فهمم که مردمی که به صدام علاقه دارند چرا باید طرفدار احمدی نژاد ایرانی هم باشند؟
آیا حمله صدام به کویت تاثیری بر ذهنیت مردم آنجا نگذاشته است؟
رسانه های آنجا چقدر آزادند؟ آیا مردم آنجا بطور معمول از رسانه های داخلی استفاده می کنند؟
محبوبیت احمدی نژاد در آنجا یا بطور کل در میان مردم عرب حاصل کدام یک از رسانه ها یا عوامل است؟بالاخره آنجا که صداو سیمای ایران نفوذی ندارد!
در ضمن آقای میردامادی گزارش
تصویری فرامــوش نشود:)

یاسر: دوربین ندارم شاید دوستانم در فیس بوکشان عکس بگذارند

تلاشی هم می کنید برای به راه راست منحرف کردن عرب ها در مورد احمدی نژاد؟
فکر می کنم سر و کله زدن با این جماعت خیلی مشکل باشه.
به یاد مصائب پیامبر اسلام افتادم...

حال البته تجربه‌ی جالبی هست که به دیگران هم قسمتی از آن را انتقال می‌دهید... اما قضیه این‌جاست که این دسته از عرب‌های دیوانه را در درجه‌ی اول کسانی پر روی می‌کنند که با اشتیاق برای آموختن زبان عربی به جمع آن‌ها رجوع می‌کنند. خودتان را می‌فرمایم استاد.

زبان در دنیا قحط است؟ این عربی کجا کاربرد دارد؟ کدام کشورهای مهم اصولا عربی صحبت می‌کنند؟ می‌دانید بعضی اوقات تعلقات مذهبی باعث بعضی تصمیم‌گیری‌هایی می‌شود که ... نمی‌دانم. دنیا روز به روز دارد پیشرفت می‌کند ما هنوز اندرخم ...

بی‌خیال
یاسر: لطفا از این شوخی ها با زبان عربی نکنید از زبان اسلام بودنش که بگذریم زبان دیپلماسی است یکی از زبانهای کهن دنیاست روشنفکران دینی و سکولار مهمی دارد بخشی از مهمترین جاذبه های توریستی دنیا در کشورهای عرب زبان است باز هم بگویم؟

سلام با این شماره تماس بگیر عزیزم 0096170705815 کسی منتظر شنیدن
صدای شما است. دوستدار تو حسین
یاسر: چه کسی منتظر من است؟ شماره کدام کشور است؟

باز هم ببخشید دخالت می‌کنم، اما بن علی پسر بورقیبه نيست. شاید منظورتان پسر در معنای مجازی آن باشد که درست است و هيچ از آن پدر کم ندارد. خصوصاً که بورقیبه قبل از آنکه در کودتا گونه‌ای با گواهی پزشکان مبنی بر اختلال مشاعرش از کار برکنار شود، بن علی را جانشين خود کرده بود. زسماً و نه به صورت جعلی که
بعد از مرگ خمینی پيش آمد.ارادتمند، سیروس به آیین
یاسر: خوب من باید یک کم تاریخ تونس بخوانم ممنون از توضیح تان

ما داریم یه تومار بلند درست می کنیم که روش نوشته شده احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست. بعدم از برج ایفل آویزونش می کنیم. یه پارچه جدا هم برای بچه های تو ایران کنار گذاشتیم خودتون را تگ کنید تا اسمتون تو پارچه اصلی بره اگه تو فیس بوک نیستید به یکی از دو ادرس زیر ایمیل بزنید تا اسمتونو بنویسیم
iranzamiin@googlemail.com
iranianwomenuk@gmail.com

از این صفحه هم دیدن کنید
http://iranianwomenuk.blogspot.com/2009/07/blog-post.html

ما داریم یه تومار بلند درست می کنیم که روش نوشته شده احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست. بعدم از برج ایفل آویزونش می کنیم. یه پارچه جدا هم برای بچه های تو ایران کنار گذاشتیم خودتون را تگ کنید تا اسمتون تو پارچه اصلی بره اگه تو فیس بوک نیستید به یکی از دو ادرس زیر ایمیل بزنید تا اسمتونو بنویسیم
iranzamiin@googlemail.com
iranianwomenuk@gmail.com

از این صفحه هم دیدن کنید
http://iranianwomenuk.blogspot.com/2009/07/blog-post.htmlما داریم یه تومار بلند درست می کنیم که روش نوشته شده احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست. بعدم از برج ایفل آویزونش می کنیم. یه پارچه جدا هم برای بچه های تو ایران کنار گذاشتیم خودتون را تگ کنید تا اسمتون تو پارچه اصلی بره اگه تو فیس بوک نیستید به یکی از دو ادرس زیر ایمیل بزنید تا اسمتونو بنویسیم
iranzamiin@googlemail.com
iranianwomenuk@gmail.com

از این صفحه هم دیدن کنید
http://iranianwomenuk.blogspot.com/2009/07/blog-post.html

من فردا در راهپیمایی شرکت میکنم. شما چطور؟
18 تیر - توفانی و غیر قابل کنترل - پنج منطقه اصلی تهران
دوستان گرامی

موسوی و افراد دیگری که گوشتشون مستقیما زیر دندون خامنه ای است نمی تونند در مورد 18 تیر حرفی بزنند یا هماهنگی بکنند. خودمون بین هم باید هماهنگ بشیم و بیش از همه این بار روی دوش شما دوستانی هست که نفوذ بیشتری دارد حرفهاتون

دو نکته هست

یکی اینکه همین الان باید در مورد 18 تیر حرف بزنیم. هدف که این نیست که دور روز قبل یک برنامه ای اعلام بشه و مردم رو بکشونیم تو خیابون و زخمی و کتک خورده بدهند. هدف اینه که رژیم امروز بفهمه این بلوا تمومی نداره اگر کوتاه نیاد. لذا خیلی مهمه که از امروز در مورد یک برنامه خیلی توفانی مثل بهمنی که رو سرشون خراب میشه اگر کوتاه نیان و به حرف مردم توجه نکنند صحبت کنیم.

دوم اینکه متاسفانه جو هیجانی و عطشی که برای خبرهای تازه وجود داره اجازه نمیده روی برنامه های بلند مدت تر تمرکز بشه. پیشنهاد برای برنامه 18 تیر راهپیمایی در چند منطقه تهرانه به صورت همزمانه که امکان تمرکز بسیج وجود نداشته باشه و حضور در راهمپیمایی هم با توجه به مختل شدن امکانات حمل و نقل و ترافیک در روز راهپیمایی برای مردم اسون باشه

اگر 18 تیر مجبور به حکومت نظامی نشند ما باختیم. بهترن گزینه اعلام رسمی ترسیدن اینها و حکومت نظامی است. هم هزینه مردمی اش پایینه و هم قدرت در هم کوبیدن قداستشون. هدف ما باید به سمتی باشه که امروز با ارائه برنامه هایی که غیر قابل پیش گیری باشند مجبورشون کنیم اعلام حکومت نظامی کنند. لکه ننگ کامل میشه و رنگ حرکت از بحث بر سر تقلب مستقیما به سمت آقای خامنه ای منتقل میشه

یک نقشه کامل گوگل برای راهمپیایی در چند منطقه تهران با ذکر محلهای دسترسی اماده کردیم در این ادرس

http://chebaayadkard.blogspot.com/2009/06/18.html

متاسفانه اون وبلاگ تازه تاسیسه و برد کافی نداره. به کمک شما و دوستان مثل شما که نفوذ بیشتری دارند خیلی نیاز هست برای اینجاد هماهنگی بین مردم.

پیشنهاد من اینه که همه وبلاگ نویسهایی که نفوذ کافی در فضای وب دارید همزمان برنامه 18 تیر رو به صورت پیشنهاد مشترک یا پیشنهاد یک شهروند که شما پسندید اعلام کنید

مسیر های برنامه رو من با دقت تنظیم کردم که امکان فرار از کوچه های زیاد برای مردم فراهم باشه و منطقه نسبتا مسکونی باشه و امکان فیلم برداری از خونه ها میسر باشه. بعلاوه استفاده از گاز اشک اور هم در مناطق بیشتر مسکونی سخت تره

برای روز برنامه پیشنهاد سبز کردن کف خیابونها با رنگ سبز هست. اینطوری لازم نیست مردم زیاد در یک میدان بمونند و قبل از متفرق شدن می تونند کل میدون را مارک کنند


امیدوارم درنگ نکنید. فضای وب به هدایت شما ها نیاز داره. وقت تنگه. اگر این فضا بخوابه دیگه برگردوندنش خیلی سخته. صدای شما خیلی مهمه و به مردم برای توجهی که بهتون میشه مدیونید

خیلی دلچسب وخواندنی توصیف کرده ای.کاش تا اخر اقامتت در تونس ادامه بدهی.یاد سفرنامه ناصر خسرو افتادم.البته سوای اختلافات نثری وتاریخی.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)