« روز آنلاین و ترجمه‌ی ناقص! | صفحه‌ی اصلی | شکنجه نامه (کامم از تلخی غم چون "طنز" گشت) »

سفر به ولایت قیروان (2)


پس از زیارت مزار زمعة البلوی ما را به یک فرش فروشی بزرگ بردند که در آن‌جا دار قالی هم بود. زیر زمین بزرگی داشت که دور تا دور آن سکوهایی برای نشستن بود. صاحب فرش فروشی و همکارانش توضیح مفصل سمعی و بصری در باب سنت فرش بافی و انواع آن برای ما دادند. همچنین توضیح داد که بر خلاف سنت فرش ایرانی نقش پرندگان در قالی تونسی وجود ندارد و این به خاطر منع تصویر کردن موجودات زنده در سنت اسلامی است. کلی فرش و قالیچه هم برای ما باز کردند و یکی یکی همه را توضیح دادند. با خودم گفتم چقدر فرهنگشان را دوست دارند که حاضرند بی منت و بی رشوت برای یک مشت توریست، کلاس فرش‌شناسی بگذارند. برخی فرش‌ها خیلی گران بود. مثلا یک قالیچه‌ی بسیار کوچک در حد یک پادری 700 پوند (قریب یک میلیون و سی صد هزار تومان) بود. کاشف به عمل آمد که چندان هم برای رضای خدا این خطابه‌ی طولانی را ارائه نکرده است و انتظار دارد که ما خرید بکنیم. نصیب من که چیزی بیش از نظاره کردن نبود. صاحب قالی فروشی کم کم متوجه شد که با یک مشت توریست دانشجوی جیب خالی طرف است و رفت از این پادری‌های ارزان 10-15 دیناری آورد و برخی از همکلاسی‌های ما چند تایی خریدند تا صاحب فرش فروشی کاملا احساس غبن نکند.

پس از آن راهنمای تور ما را به بازار سنتی قیروان برد. بازاری بود بلند که دو طرف آن پر مغازه بود و سقف نداشت. در وسط بازار هم چاه قدیمی‌ای بود به نام "بئر بروطة" که پله‌ها می‌خورد و بالا می‌رفت. مطابق توضیح تابلوی آن، این چاه در سال 795 میلادی بنا شده بود و باور این بود که اگر کسی از آب این چاه بخورد آرزویش برآورده شده و به تونس باز می‌گردد. اگر به تونس بازگشتم بدانید که آب بئر بروطة اثر کرده است. در انتهای بازار هم، خالد راسته‌ی تن‌فروشان را نشان داد که چیزی بیش از بیست قدم بعد از روبروی مسجد بازار بود و با افتخار گفت: ببینید در مملکت ما پنهان‌کاری وجود ندارد، این‌جا مسجد است و هر کس خواست می‌تواند برای عبادت به آن‌جا برود و این‌جا نیز، "آن‌جای دیگر" است (خود او تعبیر کنایی border در انگلیسی را به کار می‌برد) که هر کس خواست می‌رود آن‌جا.

بعد از بازار به هتل می‌رویم. در بازگشت با اشاره به درب خانه‌ها یکی از نمادهای مهم فرهنگ تونسی را به ما نشان می‌دهد که یادگار خلافت شیعیان فاطمی بر تونس است: ید فاطمة. کلون در خانه‌های قدیمی در تونس دست مانندی دارد که ید فاطمه نام دارد و به تعداد خانواده‌ای که در این منزل ساکن‌اند ید فاطمه به در آویزان است. مثلا اگر دو خانواده در منزلی ساکن اند دو ید فاطمه آویزان است. برخی از همکلاسی‌هایمان از بازار گردنبند ید فاطمه می‌خرند تا نشانی داشته باشند از دوره‌ی حکومت شیعیان بر این دیار ِ اکنون کاملا سنی.

در هتل‌مان شبْ یک عروسی عربی برقرار است با ارکستر و مخلفّات که صدای آن تمام اتاق‌های چند طبقه‌ی هتل را تا پاسی از شب برداشته است. صبح عازم دیدار از مسجد عقبة ابن نافع می‌شویم. برای دیدار از مسجد باید بلیت خرید اما با نشان دادن کارت دانشجویی معهد بورقیبة از ما پول نمی‌گیرند. وارد صحن بزرگ مسجد می‌شویم. مسجد عقبة ابن نافع به توضیح خالد اولین مسجد بنا شده در شمال آفریقاست و در سال 671 میلادی یعنی تقریبا 1400 سال پیش بنا شده. طرح ستون‌های صحن مسجد رومی است و حدود چهارصد ستون وجود دارد و طرح هیچ یک از ستون‌ها عین دیگری نیست. وسط صحن مسجد سوراخ‌های دایره‌ مانندی بود که آب باران در آن تصفیه می‌شده است. در گوشه‌ی صحن مسجد نیز سکویی بود که روی آن ساعت آفتابی برای تشخیص زمان نمازها بود. درهای چوبی خود مسجد طرح تارعنکبوت داشت که به توضیح خالد یادآور تار عنکبوتی است که پیامبر را در هجرت از مکه به مدینه نجات داد. ورود به خود مسجد فقط برای مسلمانان جایز است. داخل مسجد شبیه داخل صحن اصلی مدرسه‌ی سپهسالار میدان بهارستان تهران است. ستون‌های متعدد و منبری بزرگ و محفظه‌ای بزرگ کنار منبر که دور تا دیوار با دیواره‌های چوبی پوشانده شده و حالت اتاقکی بزرگ کنار منبر را دارد و فراش مسجد می‌گوید مکان اختصاصی امام برای عبادت است. فرش مسجد از حصیر ساده است و دیوارهای مسجد سفید کاملا ساده است. گوشه و کنار چند نفری بلند قرآن می‌خوانند. ضمنا مناره‌ی مسجد بالای خود مسجد نیست و دیوار مقابل صحن خود مسجد روی دیوار نصب شده.

پس از مسجد به شهر تاریخی الجم می‌رویم و از آمفی تئاتر آن دیدن می‌کنیم. این آمفی تئاتر معروف همان‌جایی است که به گفته‌ی خالد فیلم گلادیاتور آن‌جا ساخته شده. میدانی که دور تا دور آن سکوهایی برای نشستن است و بالای آن ساختمانی دایره وار است. این بنا قرن سه‌ی میلادی توسط رومیان ساخته شده و در قرن 17 میلادی ترکان مسلمانی عثمانی پس از فتح الجم آن‌را تخریب می‌کنند. تقریبا نیمی از دیواره‌های دور تا دور آمفی تئاتر را تخریب می‌کنند و بعد نمی‌دانم خسته می‌شوند و یا کم کم به اهمیت تاریخی آن پی می‌برند که از خراب کردن نیمه‌ی دیگر صرف نظر می‌کنند.

در راه بازگشت به تونس به روزنامه‌ی الحریة! چاپ تونس نگاهی می‌اندازم. پر است از مدح و ثنای رییس جمهورشان. در سر مقاله از او که دوباره اظهار آمادگی کرده است تا کاندیدای ریاست جمهوری شود و بار دیگر با 95 درصد رای رییس جمهور شود تشکر شده است. در ته مقاله هم نوشته شده که امت همیشه در صحنه بار دیگر در سال 2009 به پای صندوق‌های رای خواهند رفت و به دیموقراطیة و التقدم (توسعه) رای خواهند داد. هر چه که هست دیکتاتوری توسعه‌گرا و خوش‌خیمی دارند. این را از روی رونق فوق العاده صنعت توریسم‌شان می‌توان فهمید. به قول یک راننده‌ی تاکسی: کار به سیاست نداشته باش هر کاری دلت خواست می‌توانی انجام دهی و حکومت به تو کاری ندارد. اینجا اصطلاحی دارند که این انگاره را خوب توضیح می‌دهد: "عَوْم بحرَک" (دریای خودت را شنا کن) شاید معادل فارسی آن "چاردیواری، اختیاری" باشد.

به مدت چهار روز عازم سفر به جنوب تونس‌ام و عمری بود بعد از آن کامنت‌ها را خواهم دید و جواب خواهم داد.




مطالب مرتبط

در سوز ساز

حدیث نامکرر «مرنج و مرنجان»

اتقوا من مواضع التُهم، صاحب سایبر تو هم!

عاشورا: روایت چل‌تکه

مقصد: عاشورای امجد

زین پس چو نباشیم...

اطلب الرفیق ولو بالسایبر

به باد ده سر و دستار عالمی

آن‌چزها که آرام‌ام می‌کند: الا بهذه الامور تطمئن قلبی

که گفت در رخ خوبان نظر خطا باشد؟

بازی شب یلدا با تاخیر

شین مثل برهان شر: میم مثل مادر

پیر خرابات و لطف دائم‌اش

گاهی آن‌کس که حقیقت را می‌گوید بی‌شرف است(؟)

خزانِ آرزو و باز هم برهان شر

کام‌ام از تلخی غم چون طنز گشت

درباره‌ی خدایگان خواب و مطالعه

فربه‌تر از فردید

دیدار دوم با مهدی جامی

میرزاوزیری و یک شب خوب

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5491

نظرها

آمفی تئاتر چی بید دیگه؟ کلوزیومه اون ساختمان بینوا.
چرا اشاره ای نکردید که حجاب در ادارات دولتی ممنوعه؟ نشونه چارم سکولار بودنشونه خوب.
راستی مرحوم یاسرعرفات هم یه مدت اونجا بود. موزه ای چیزی درست نکردن براش؟
:)
یاسر: ممنوعیت حجاب در ادارات دولتی سالهاست که اجرا نمی شود نمونه اش خانم محجبه سفت و سختی است که از من آزمون ورودی گرفت در معهد بورقیبه و بعد هم با هم چاق سلامتی کردیم و خیلی خانم خوبی بود

سلام . من كه لذت وافر مي برم از سفر نامه نويسي شما. سپاس

و رسول (ص) گفت: «امر به معروف کنيد، و اگرنه خدای – تعالی – بترين [بدترين] شما را بر شما گمارد و مسلط کند، آن‌گاه اگرچه بهترين شما دعا گويد نشنود»
(ابوحامد محمد غزالی، کيميای سعادت، ج ١، ص ۵٠٠)

سلام بر شما.
به صورت اتفاقی گفتگوی دکتر سروش و جان هیک در مجله مدرسه را می خواندم که به یک موضوع مرتبط با این جملات شما:"...به قول یک راننده‌ی تاکسی: کار به سیاست نداشته باش هر کاری دلت خواست می‌توانی انجام دهی و حکومت به تو کاری ندارد." برخوردم.
دکتر سروش در پاسخ به سوال هیک درباره وضعیت آزادی دینی در کشورهای اسلامی، پس از مثال ترکیه که حکومتی سکولار و دموکراتیک دارد و در نتیجه به لحاظ دینی، آزادتر از دیگران است می گویند:
"[...]البته علاوه بر سکولار بودن، دموکرات بودن حکومت نیز مهم است. از باب مثال، تونس حکومتی سکولار ولی غیر دموکراتیک دارد و همین امر سبب شده که در آنجا با نشر آزادانه تفکر دینی آنگونه که در ترکیه جاری است مواجه نباشیم. سکولار بودن شرط لازم است ولی کافی نیست."(مجله مدرسه،شماره2،صفحه49)
من در سفرنامه شما اشاره ای به این موضوع ندیدم.آیا واقعا چنین است؟ اگر آری، چرا؟ یعنی به چه علت حکومتی که قدرتش بواسطه اتکا به دین خاصی نیست، باید با آزادی دینی مخالفت کند؟
موضوع دیگر اینکه، رفتارهای غیر دینی(مانند راسته تن فروشان!) که قاعدتا مورد تایید حکومت است، مورد اعتراض مردمی که اکثرا دیندار هستند، قرار نمی گیرد؟
یاسر: اینجا البته آزادی دینی محدود است اما یهودیان می توانند عبادت کنند و نیز پاره ای روشتفکران دینی مانند عبدالمجید شرفی هستند که کتابهایشان چاپ می شود حکومت سکولار است اما هوای اسلامی ها را دارد

آقای میردامادی قول داده بودید برایمان جنایت و مکافات و جنگ و صلح بفرستید، چی شد؟
یاسر: اتج ایمیل ام کار نمی کرد چند روز نمی دانم چرا می فرستم چشم

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)