اول ای جان دفع شر جور کن
اکنون تلاش تمام آنانی که دلشان برای مام وطن میسوزد به نظر من در درجهی اول باید این باشد که اگر دولتی بر سر کار میآید قدمی به سوی توسعهی ایران زمین بر دارد، سهل است دست کم عقبماندگی کشور را تشدید نکند. از این منظر که بنگریم، انتخابات اهمیت مییابد. زیرا روزنهی کوچکی است به تغییر. درست از همین نگاه میتوان غیر قابل دفاع بودن نگاه تحریمیها، که خوشبختانه ظاهرا در این دوره از انتخابات طرفداران بسیاری هم ندارند، را نقد کرد.
بر خلاف آنچه بسیاری از تحریمیان میاندیشند، عدم شرکت در انتخابات عملا منتهی به مشروعیتزدایی از نظام نمیشود (زیرا، به تعبیر طلبگی، تحصیل حاصل محال است)، بلکه با رای آوردن دوبارهی احمدینژاد به تثبیت او میانجامد. به نظر من اگر احمدینژاد دوباره رای بیاورد، روزهای دشوارتری در انتظار ایران و ایرانیان است. این شیوه مدیریت (بهتر است بگویم این بیمدیریتی) اگر چهار سال دیگر ادامه پیدا کند، جبران آن به دههها کار نیاز دارد. بر این اساس عزم همه باید جزم شود بر این که احمدینژاد دوباره رای نیاورد. رای نیاوردن او مهمتر از این است که چه کسی به جای او رای میآورد. میخواهد کروبی باشد یا موسوی و یا حتی رضایی.
چه بسا بازی انتخابات به دور دوم بکشد و در مرحله اول مهم این است که آرای "نه- به - احمدینژاد" افزایش یابد. این نکته خصوصا با توجه به تلاش احمدینژاد برای جذب رای از طریق وعدههای رنگارنگ و پول پخش کردن میان مردم جدیتر میشود. شاید نتیجه انتخابات این شد که احمدینژاد با یکی از دو کاندیدای اصلاحطلب به دور دوم راه یافت. آنگاه شانس این مطلب افزایش مییابد که چهار سال دیگر کسی را که ابتدایی ترین اصول (اخلاقی- مدیریتی) ریاست بر جمهور مردم ایران را نمیداند، به عنوان رییس جمهور، دوباره در تصویر دائمی رسانهی شدیدا ملی مشاهده نکنیم.

نظرها
یک سوال: با توجه به کنترل تمامی اجزا و مراحل انتخابات (از اجرا گرفته تا نظارت و ...)توسط احمدی نژادیون، با چه توجیه و تضمینی یاید در انتخابات شرکت کرد و تنوری را گرم کرد که نانی از آن برای مردم در نخواهد آمد؟
یاسر: چون شرکت نکردن و شرکت کردن هر دو به نفع آنها تمام می شود وفقط احتمال کمی هست که شرکت کردن روزنه ای به تغییر باشد
Posted by: محمود | May 11, 2009 7:18 PM
واقعاً تحمل همچین شرایطی سخته...همه باید به صحنه بیایم و هر کاری از دستمون بر می آد رو انجام بدیم
Posted by: احمد | May 12, 2009 5:53 AM
جانا سخن از درون ما ميگويي.
واقعا با اين تحليل كه جلو عقب ماندگي اين چهار سال نكبت را فقط بايد با انتخاب خيرالموجودين گرفت موافقم اما اين همه كار نيست بايد كوشش كرد تا عقب ماندگي فرهنگي و بيسوادي اين ملت را با آشنا نمودن جوانان و آينده سازان كشور به علوم و آگاهي هاي روز بر طرف كردو اين مهم فقط از عهده فرهيختگان ، هنرمندان وعالمان آزاد انديش و غير وابسته برميآيد. بكوشيم خرافات و كثافات را از چهره دين و اجتماع با اميد به خدا پاك كنيم .
Posted by: محمد | May 12, 2009 5:55 PM
مثل همیشه!
Posted by: سارا | May 13, 2009 4:12 PM
( می دانم که منتشر نمی کنی . می دانم که می ترسی . همچون ... می ترسی. وای به روزی که رسوایت کنم )
شما به فکر ایران نباش!
شما به فکر این باش که باش که بعد از اخذ مدرک دکترا، باید همچون د.م. عمری دستمال حضرت [...] را بکشی و منافع او را تامین کنی.
بازهم صدرحمت به خامنهای و احمدینژاد . اینها بهتر از[...] هستند.
همینقدر که به تو اجازه داده اند بروی آنجا و حالا آنجا نطقت گرم شده و اپوزوسیون شدی....
ای جوانک !!
گنده تر از تویش بهروز صوراسرافیل و ابراهیم نبوی و که و که، سی سال است که بی نتیجه پارس می کنند.
........
Posted by: Kashkool-ol-mamalek | May 14, 2009 10:50 AM
سلام
متاسفانه دقیقا همین طوره که می فرمایید
من که خیلی نگرانم...
Posted by: الهام حیدری | May 18, 2009 8:31 AM
سلام؛
ای کاش کامنت هایی رو که فضای بصری وبلاگو کثیف می کنن ، فیلتر کنید.
اون دسته از دوستانی هم که علاقه مند مشاجره و اصطکاک هستن می تونن از ایمیل استفاده کنن و اینجا رو آلوده نکنن.
خلاصه به این کشکول الممالک آشفته بگید زنگ آخر دم در منتظرشیم !
یاسر: تا آنجایی که حدس می زنم یکی از آشنایان طلبه ام است. بنده خدا کمی عصبانی است.
Posted by: سید قاسم | May 19, 2009 8:42 PM
بهجت و سیاست....
Posted by: احمد | May 20, 2009 4:22 AM