« دماغ کافر و سادگی مقدس | صفحه‌ی اصلی | دیگری را کشتی! کشتن خود آسان نیست »

فاقد شیء مُعطی شیء می‌شود!

بحران به پایان رسید و فقط یک هفته در تعطیلات خواهم بود تا سپس ترم جدید آغاز شود. حالا کمی فرصت دارم به بهشت‌ام، که مطالعه‌ی فلسفه‌ی دین و معرفت‌شناسی است، سری بزنم. دارم خواندن کتابی را ادامه می‌دهم که ابتدایی که وارد این دیار شدم خواندن آن را آغاز کرده بودم. عنوان کتاب «درآمدی به نظریه‌ی شناخت» (An Introduction to the Theory of Knowledge) است، نوشته‌ی نوآ لموس (Noah Lemos)، انتشارات دانشگاه کمبریج، 2007.

پیشترها مدت کوتاهی مباحثه‌ی کتاب خوب و مهم روبرت آئودی (Robert Audi)  را با دوست مهرکیش، زبان‌دان و فاضل‌ام جناب شیخ احسان جباری (خدای‌اش محفوظ بداراد) (با عنوان: Epistemology: A Contemporary Introduction to the theory of Knowledge انتشارات راتلج، 1998) پیش گرفته بودیم. روبرت آئودی معرفت‌شناس مهمی است (گر چه فیلسوف اخلاق نیز هست) اما شخصاً کتاب لموس را خوش‌خوان‌تر یافتم. نثری بسیار روان و تا حد امکان خالی از پیچیدگی‌های فلسفی.

اگر بتوانم توصیه‌ای بکنم آن توصیه این است که اگر می‌خواهید مطالعه‌ی معرفت‌شناسی تحلیلی را آغاز کنید، از این کتاب بیاغازید. کتاب آئودی را به نظر من بهتر است بعد از این کتاب خواند.

اکنون حوصله ندارم پاره‌ای از نکات بدیهی‌ای را که تحت تأثیر خواندن این کتاب دارد از ذهن‌ام بداهت‌زدایی و حتی در نظرم غیر موجه می‌شود توضیح بدهم، اما دست کم به تیتر دو نکته اشاره می‌کنم، تفصیل‌اش را واگذار می‌کنم به موقعی که خودتان کتاب را خواندید (نکته‌ی دوم البته برداشت من است و به صراحت در کتاب نیست):

نکته‌ی اول این‌که برای شناخت امری همیشه ضرورت ندارد که تعریفی جامع و مانع از آن در دست داشت. به تعبیر دیگر چیزهایی هست که ما آن‌ها را می‌شناسیم اما تعریفی تام (جامع و مانع) از آن‌ها در دست نداریم و چه بسا ناممکن باشد که در دست داشته باشیم.

و نکته‌ی دوم آن‌که چه کسی گفته است «فاقد شیء مُعطی شیء نمی‌شود»؟ یعنی کسی که چیزی را ندارد نمی‌تواند آن‌ چیز را به دیگری بدهد، مثلا من که پول ندارم نمی‌توانم به شما پول قرض بدهم. اتفاقاً در مواردی چیزهایی هستند که فاقد صفتی هستند اما معطی همان صفت به غیر خودند!

 

مطالب مرتبط

دیگری شما را آزاد خواهد کرد

ملاحظاتی مقدماتی در باب "اخلاق ابراز باور"

ماجرای عشق پرسیدم ز عقل...

سنت و تجدید راه خویش نمودند (؟)

جهان پست‌مدرن و شورش علل بر دلایل

فضیلت آمد پاداش فضیلت

از تعبد در دین تا تعبد در فلسفه

درنگی روش‌شناختی

کلاف سر در گم عینیت

نگاه دختر عاقل به نامه‌ی عاشقانه

دکتر بهشتی در مشهد (2)

دکتر محمدرضا بهشتی در مشهد (1)

که من از جریده‌ی مدرسه سرشار شدم

درباره‌ی مرگ به مثابه‌ی موضعی معرفت‌شناختی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش دوم) جاناتان دال هنتی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش اول) جاناتان دال هِنتی

در کیستیِ روشنفکر

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5111

نظرها

اخوی،
چند اصلاح قرائتی:
۱. همان «نوآ» درست‌تر است؛ آخرش «ها» ندارد.
۲. بهتر است بنویسی «رابرت» تا «روبرت». و هم‌چنين «آئودی» تا «آدی». «آدی» بدون شک نادرست است.

د. م.

یاسر: همین که اغلاط آوانگاری موجب شود که شما برای ما کامنتی بگذاری هم غنیمت است همه را اصلاح می کنم برادر

سلام رفیق یاسر. چه حال ، چه احوال؟ هنوز هم این دوست به سفر رفته ی ما فقط فلسفه تحلیلی و معرفت شناسی می خونه؟ در بلاد کفر ، وقتی گیر آوردی کمی هم همنشین فلسفه های قاره ای شو.بد نیست به خدا.
در ضمن بانو رو هم سلام مخصوص برسون. دلمون برای هر دوتون بدجوری تنگ شده.
یاسر: نه بی ارتباط نیستم برخی آثار کانتیننتال ها را هم ورق می زنم اما نخوانده ام
ارات کیش به خواهر پدر برادر و مادر سلام من را برسانید

با با خوش به حالتان که معنا را درمی یابید ودر لفظ مشاجره می کنید ما که هردوان را نمی فهمیم!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)