دماغ کافر و سادگی مقدس
- هنوز هم گاهی اوقات فکر میکنم قلبم مؤمن است: آنکه بر طرح حرم بتخانه ساخت / قلب او مؤمن دماغاش کافر است.
- چرا؟
- مگر محمد (درود) از قول او نگفت که: الا من أتی الله بقلب سلیم، «...مگر آنکس که قبلی پاک به پیش خدای آورد»، قلبام را کف دست میگیرم، مال خدا، مگر نه اینکه قلب حرم خداست، مغزم را نه.
- میدانی البته که در انسانشناسی قرآنی قلب، و نه مغز، مرکز تفکر است.
- حرفام چیز دیگری است که تفاوت قلبشناسی امروزین ما با قلبشناسی دیروزین قرآن به آن ضرری نمیزند. حرف من این است: قلبام را به خدا میدهم مغزم را نه. آنرا برای خودم نگاه میدارم، مغزم مال هیچ کس نیست حتی خدا. ملک طلق خودم است. نمیشود روغن بیافریند و بگوید لیز نباش. روغن است و لیزیاش. نمیشود مغز بدهد و بگویی آنطور فکر نکن (به تحکم بگوید نه اینکه با دلیل بگوید که آن عین جدی گرفتن تفکر است). خدایی هم آدابی دارد.
- کلاس آموزش آداب خدایی برای خدا گذاشتهای؟ بابا احتیاط در سخن گفتن هم خوب چیزی است.
- نه، نه. چیزی یاد خدا نمیدهم (خاکم به دهن). خواستم قلبی نثار کنم باز دماغ اشکالکن نگذاشت. اما گفته باشم، بار ایزدا! قلبام را با همین دماغ بپذیر. اگر (گفتم اگر) قلب هنوز مؤمن است دماغ مرا از «سادگی مقدس» باز میدارد، همان سادگی مقدسی که در کمین هر قلب مؤمنی است.
- سادگی مقدس دیگر چیست؟
- جوردانو برونو (1548-1600)، عارف، فیلسوف، ریاضیدان و منجم ایتالیایی، که در میانهی کوهی از هیزم به تیرکی بسته شده بود تا به حکم دستگاه تفتیش عقاید کلیسایی به جرم ارتداد شمعآجیناش کنند، پیرمردی را دید که با زحمت تکه چوبی را با خود میکشید تا بر تودهی چوبهای دور تا دور برونو بیفکند، مگر در ثواب سوزاندن کافری شریک باشد و خدای از او راضی گردد و جنان، نصیباش. برونو نگاهی به او افکند و زیر لب گفت: ای سادگی مقدس!
دماغ اشکالکن همان چیزی است که مرا از این «سادگی مقدس» نجات میدهد. که اگر اینگونه باشد به قدر قلب مؤمن، محترم است.
- خدا تو را به راه راست هدایت کند.
- خدا عجالتاً مرا به راه راست منحرف کرده است. سخن آخرم این است: در پرتو آنچه گفتم من آیه را اینگونه میشنوم، یا به تعبیر دیگر من خود را مخاطب چنین آیهای میبینم: الا من أتی الله بقلبٍ سلیم و عقلٍ نقاد.
آنکه دماغ آورَد با همه کفر و وسوسه / به بود از جماعتی پر ز یقین و شَعبذه

نظرها
آخ گفتی!
یاسر: من اگر بدانم شما اینقدر زود مطلب من را می خوانی یک دستگاه وایرلس ماهواره ای از مخ ام وصل می کنم به ذهن شما عزیز که دیگر زحمت خواندن از روی ال سی دی هم کم شود.
ارادت کیش
Posted by: سید امیر حسین حسینی | April 8, 2009 2:42 PM
عجب نکته ای.حالم خوش شد.کمی دیر مطلب میگذارید اخیرا!؟
یاسر: گرفتارم اخوی
Posted by: محمدعلی | April 8, 2009 9:18 PM
خوب گفتی .
Posted by: .h.t | April 9, 2009 7:43 PM
سلام
از وقتي با وبتون آشنا شدم دوباره به رشته ام(فلسفه و حكمت اسلامي)علاقه مند
شدم.ميتونم از تون خواهش كنم براي يه ترم دومي يه چندتا كتاب پيشنهاد كنيد؟
یاسر: توصیه می کنم کتاب دکتر فنایی با عنوان دین در ترازوی اخلاق در باب اخلاق دینی و اخلاق سکولار نشر صراط را بخوانید
Posted by: قنبيت | April 9, 2009 10:26 PM
یاسر عزیز
اگر این فرضیه را بپزیریم که معنای قلب در قرآن همان عقل است، در این صورت آیه «الا من اتی الله بقلب سلیم» می شود «الا من اتی الله بعقل سلیم». و عقل سلیم هم عقلی است که به نحوی درست کار می کند. الیته یکی از کارکردهای عقل نقادی است. اما عقل سلیم با عقل غیر سلیم در مقام نقادی هم با یکدیگر تفاوت دارند. عقل سلیم به گمان من آن است که چه در مقام نقادی، چه در مقام دوری، چه در مقام تصمیم گیری و چه در مقام پذیرش و وارنش باورها به جای اینکه تابع تمایلات (= هوی و هوس در زبان دین) باشد، تابع دلیل است.
یاسر: دکتر عقل سلیم عقل خالی از هوی است درست اما این عقل قرآنی به معنی عقل فهمی است نه عقل نقدی در معنای مدرن آن. در این مورد مدخل عقل در دائره المعارف قرآن بریل نوشته نوید کرمانی خواندنی است به کتابخانه الکترونیک خود مراجعه کنید
Posted by: علی | April 10, 2009 9:02 AM
سلام . فوق العاده بود و مثل هميشه آتشين. سپاس
Posted by: محسن اهورايي | April 12, 2009 7:51 AM