« ماجراهای کتاب «فقه در اسلام» اثر یوزف شاخت | صفحه‌ی اصلی | ای بسا مظلوم ِ ظالم شو که هست ... »

"شاید از هیچ سو جواب نیاید" (سهراب)

عجیب‌ترین نوع ظلم‌ستیزی، و احتمالا مضحک‌ترین آن، ظلم‌ستیزی‌ای است که مصادیق ستیز با ظلم، "از پیش" و به نحو "ثابت"،  "دستوری" و "تخلف‌ناپذیر" تعیین شده باشد:
- هر چه فریاد دارید بر سر اسرائیل و آمریکا بکشید.
- ببخشید، جناب فریاد!، من امروز گزارشی خواندم در مورد کشتارهای گسترده در دو سال شصت و شصت و یک. من را یاد کشتارهای فلسطینی‌ها به دست اسرائیل انداخت.
- نه، ما یک کشور مظلوم ایم و از همه طرف تحت فشار قدرت‌های بزرگ جهان‌خوار هستیم، این گزارش‌‌ها یا دروغ‌های استکبار جهانی است و یا کشته‌شدگان کسانی بودند که به روی حزب اللهی‌ها اسید می‌پاشیدند (این جمله‌ی اخیر اگر آشناست آن‌را از دهان جناب تئوریسین نظام شنیده‌اید. ایشان البته افزودند افتخار نظام است که افراد به راحتی می‌توانند اعتراض کنند. البته کمی بعد دو دانشجویی که صرفا پلاکاردی به نشانه‌ی اعتراض در جلسه‌ی ایشان بلند کرده بودند، تعلیقی خوردند. اگر جملاتی تند و تیز در مورد عدالت از دیدگاه امام علی از دهان ایشان شنیده‌اید، فراموش کنید. سهو الکلام بوده است و یا زینه المجالس).
- خوب اسرائیلی‌ها هم می‌گویند که کشته‌شدگان فلسطینی، تروریست‌های حماس بوده‌اند که در خانه‌های مردم مخفی شده بودند.
- آن‌ها دروغ می‌گویند.
- و شما راست می‌گویید!

منطق پشت این نوع ظلم‌ستیزی، تا جایی که من در می‌یابم، این است: ظلم بد است در صورتی که ظالم آن‌را انجام دهد، خوب است در صورتی که مظلوم آن‌را انجام دهد و ما مظلوم ایم، زیرا با منافع جهان‌خواران و امپریالیسم در افتاده ایم.

نتیجه‌ای که می‌توان از تجربه‌ی تاریخی این نوع ظلم‌ستیزی گرفت، این است: از مظلوم به قدر ظالم باید ترسید (مگر نه این‌که اکثر حاکمان امروز، زندانیان و شنجه‌شدگان دیروز اند؟) زیرا مظلوم خوب می‌داند چه‌سان به کسی ظلم می‌شود. از ظالم نیز باید ترسید، زیرا کارخانه‌ی مظلوم‌سازی است.

سوال اما این‌جاست: دور بسته‌ی ظالمی که مظلوم می‌سازد، پس ساقط می‌شود و مظلوم ِ به قدرت رسیده‌ای که ظالم می‌شود، پایانی دارد؟

- دموکراسی؟
- فکر نمی‌کنم. دموکراسی، که از آن شرّهایی است که هیچ خانه‌ای خالی از آن مباد، تنها می‌تواند این دور بسته را تلطیف، تسهیل و پیچیده کند. در جامعه‌ی دموکراتیک هم، چرخه‌ی معیوب ظالم- مظلوم تکرار می‌شود. منتها، در خوشبینانه‌ترین حالت، چرخه تندتر می‌چرخد به نحوی که ظالم و مظلوم زودتر و راحت‌تر به هم تبدیل می‌شوند. در جامعه‌ی دیکتاتوری، به عکس، این تغییر نقش‌ها کند، پر هزینه‌ و به صورت‌ خشونت عریان و غیر پیچیده صورت می‌گیرد.
- راه دیگری هم هست؟
- ... می‌دانم به چه فکر می‌کنی، اما، گر چه طبیعی است که وقتی آدمی به کوچه‌ی بن بستی می‌رسد و دیگر راه گریزی ندارد ناخودآگاه به بالا نگاه ‌می‌کند، اما آن "نگاه"، در حل این چرخه‌ی احتمالا بسته و بی‌پایان، خود گرفتار همین چرخه می‌شود، اگر قبلا محور این چرخ نبوده باشد.
- خیلی شوپنهاوری شد ها! پس جمع کنیم برویم دیگر.
- نگران نباش، نروی هم جمع‌ات می‌کنند می‌برند.


مطالب مرتبط

خداحافظ شیخ! به شکوفه‌ها، به باران برسان سلام ما را

حکومتی نگران از پارگی

الاهیات سیاسی زندان

وجوهات ِ سرکوب

وضع امروز ما از زبان محی الدین ابن عربی

عکس دردناک: قدردانی از رتبه نخست کنکور و المپیاد ایران و دانشجوی افتخارآفرین آکسفورد در بیدادگاه

جنبش سبز عدم خشونت

کدیور در باب استبداد فردی با روکش دینی

محمدرضا جلایی‌پور را آزاد کنید!

غرب وحشی ِ وحشی ِ وحشی!

اسلام سیاه و اسلام رنگی

حفظ قدرت از اوجب واجبات است

ما را چه روی خویشی با رأس دین‌فروشان!

جز انتظار و جز استقامت...

خداحافظ ایران

بود آیا که ایام "محنت محمودیّه" به سر آید

پایان باطنیان حوزه (؟)

اول ای جان دفع شر جور کن

بود آیا که درِ «مدرسه»‌ها بگشایند؟

گر تو الهیات بدین نمط خوانی...

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5035

نظرها

ببینم! یعنی این مشکل اخلاقی «تلافی»، یا به عبارت دیگر، ادفع باللتی هی اقبح، هیچ راه حلی نداره؟! هیچ کس به فکرش نیست؟!
من هم این برام همیشه سواله: چه رشته ای از علوم، وجه همتش رو گذاشته برای پیدا کردن سیاست های بهینه جهت بسط اخلاق؟ علوم سیاسی؟ فلسفه سیاسی؟
نمی تونم قانع بشم که این طوری که تو می گی، بن بست باشه.
یاسر: نمی دونم اخوی

آقای میردامادی!
پله پله صورت می گیرد!
اول لندن
بعد کم کم
زیر سوال بردن تمام گذشته
حتی آنچه که خمینی گفته
چشم والده شما، حضرت امجد، دوستان شما در دفتر تبلیغات، خصوصا جناب مازاریان و علمی حسینی، روشن.
امیدوارم که سرنوشتی بهتر از صادق هدایت داشته باشی!

سلام اتفاقا امروز صبح به این فکر می کردم که در پناه دین خیلی راحت تر میشود ظلم کرد تا جای دیگر. به عنوان نمونه همین سازمان مجاهدین در زمان شاه هم یک سازمان مخفی مسلح بودند ولی اینقدر از آنها کشته نشد ولی در زمان حکومت دینی اول به اینها گفتند منافق بعد هزار هزارشان را اعدام کردند چیزی شبیه آب خوردن. این هم از مظالم حکومت دینی و دین حکومتی

بسم الله
سید یاسر؛ سلام.
ظلم و ظالم، همیشه بوده و هست. « لکل موسی فرعون»
هنر آن است که در شمردن ظالمین، مرتکب ظلم نشویم!
و آن هنگام که قصد تحقیر ظالمی نمودیم، ناخودآگاه آب به آسیاب ظالمی دیگر نریزیم.
و این به ظن من، ریاضتی است بس والا که مشقات و تقوا می‌طلبد، بسی! و صدالبته که من و امثال من، فاقد آنیم.
اگرچه که وظیفه انسانی، هیچ‌گاه از انسانی ساقط نیست.

جناب کشکول الممالک خیلی تند رفتی .نه این طریقت نصح و رفاقت است جانم . بلکه نوعی تشفی نفس است اینگونه خیرخواهی برای رفیق . برو خودت را باش

پسر عمه عزیزم.... سلام
فعلا" همین تا بعد
یاسر: به به چطوری پسر دایی عزیز. ممنون یاد ما کردی.

استاد یاسر عزیز
با نظرت کاملا موافقم؛ به گمان من در این حکومت ظلم بیشتری به مردم روا می شود تا حکومت های گذشته،مصادیق اش هم کم نیست ، اما....به قول حضرت حافظ این همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!

جناب میرداماد
این کلیپ رو ببین عزیزم!
مراقب باش، قلمت به پای تحکیم ظلم اون ظالمی که سه ملت،‌اینجور ازش دارن ابراز نفرت می کنند، نرود!!
بازم خوشا قلمی که به پای تحکیم ظالم وطنی بره، تا اینکه بری توی لندن، آب خنک بخوری و تئوری روشنفکری بپردازی و خاتمی نامه پر کنی و...
سیدجون، من تقاضا می کنم،‌التماس می کنم، خواهش می کنم، خوب به تصاویری که توی این موزیک ویدئو هست، دقت کن:
http://www.4visit.com/play.php?vid=891
Yaser: motshakeram. didam. nokte hamin jast: faghat esraeil jenayat konad bad ast? ya amrika? ya mokhalefan0e anha ham jenayat konanad haman hokm ra darad.

سلام
به نظرم جواب نمي‌آيد، گرفته مي‌شود. اين نكته مهمي است. چون گاهي جواب هم مي‌آيد اما آدمي نمي‌بيند.
نمي خواهم درباره نكته‌اي كه مطرح كرديد موضع گيري كنم،‌كلا مي گويم كه اگر پديدارشناسانه با هر موضوعي برخورد كنيم بالخره جوابي را براي خودمان پيدا مي كنيم. البته چيزي كه شما گفتيد هم بالخره جوابي است كه خودتان كم و بيش به آن رسيده‌ايد اما مهم اين است كه براي رسيدن به جواب از مسير و روش درست پيروي كرده‌ايم يا خير.
درباب موضوع مشخص شما هم ، اگر گزارشي كه خوانديد، درست بوده باشد، دغدغه اصلي اين است كه آيا پشتيباني اكثريت مردم از حاكمان(همان معيار اصلي دموكراسي) مجوزي براي ظلم است؟ يا خير؟ يا اساسا قرار گرفتن در موقعيتي كه مجبور به چنين فعلي شويد ممكن است يا محال؟ يعني از نظر اخلاقي توجيهي دارد يا خير؟ به تعبير بهتر تغلب قهري حتي با نيت صلاح و صواب جايز است؟

حضرت ياسر از اساس ارادتمنديم

آقا بفرما اين ايميل شما همانكه گوشه ي صفحه گذاشته اي مگر نيست؟

.......
Yaser: salam chera lotfan zamime-ye emailat ra ba onvani ke be huroof-e engelisi bashad dobare beferest. baz nemishavad.
Y.M

فقط میتونم بگم :
1- بد بد است هر کس هم انجامش بدهد فرقی نمی کند و ظلم از هیچ کس پذیرفته نیست چه اسرائیل چه آمریکا و یا هر کس دیگری.
2- ما به هیچ عنوان مجوزی نداریم که برای احقاق حق دست به باطل بزنیم و در یک کلام هدف وسیله را توجیه نمی کند .
3- همه ما در پیشگاه خداوند منفردا محشور می شویم پس باید برای اعمال خود دلایل محکمه پسند داشته باشیم که در پیشگاه خداوند قابل عرضه باشد . در ان محکمه اینکه فلان بزرگ این را گغت و... دلیل نیست هر کس به اندازه فهم خویش باید پاسخگو باشد.
4- با این روش این ملک و مردمش ره به صلاح نمی برند و در ورطه سقوط افتاده اند به قول بزرگان همه باید توبه کنیم و به خدا برگردیم و به قول ما بچه ها بیائیم حداقل تحمل شنیدن قول مخالف را داشته باشیم عمل به آن پیشکش

Yaser: khoob gofti baradar.

بسم الله
آسیدیاسر؛
سلام و درود.
بهار نو را تبریک می‌گویم، صمیمانه.
بهاریه‌ای هم نوشته‌ام، حتما قد‌م‌رنجه کن.
یاعلی

سلام یاسر جان به وبلاگ من یه سر بزن نظرت رو هم درباره اون بگو . به خصوص مطلب درباره انتخابات

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)