ماجراهای کتاب «فقه در اسلام» اثر یوزف شاخت
دوستانی از خوانندگان این دفترچهی مجازی خبر دادند که بالاخره پس از یک سال کار روی ترجمه و نقد و بررسی و بعد از آن یک سال و نیم کش و قوس و انتظار برای آماده سازی و گرفتن مجوز! بالاخره ترجمه و نقد و بررسی کتاب درآمدی به فقه اسلامی اثر یوزف شاخت منتشر شد.
ناشر محترم آن، که خود اهل فضل و دانش و انسان مهربانی است، و نیز همکارانشان زحمت زیادی برای آمادهسازی این کتاب کشیدند اما خوب واقعیت امر آن است که دوری من از ناشر (چه آن زمان که در مشهد بودم و چه پس از آن، در آستانهی انتشار کتاب) و نیز عدم مشورت ناشر با من موجب شد که کتاب طوری منتشر شود که از جهاتی چه بسا میشد بهتر منتشر شود. برای عنوان کتاب، پیشنهاد من «درآمدی تاریخی به فقه اسلامی» بود در حالی که عنوان کتاب «فقه در اسلام» آمده است که عنوان خشک، بیروح و نارسایی است. دوم اینکه این اثر صرفا ترجمه نیست بلکه نقد و بررسی هم هست و این به نظر من مناسب بود که روی جلد بروز مییافت که نیافته است ظاهرا. من البته هنوز کتاب را ندیده ام و از روی خبری و عکسی که خبرگزاری کتاب آورده است دارم داوری میکنم. مضاف بر اینکه من صفحهای تشکر از کسانی که من را در ترجمه و نقد و بررسی کتاب یاری کردند نوشته بودم که متاسفانه نشر نیافته است. توضیح ناشر این بود که تشکر دیر به دست ما رسید و کتاب به چاپخانه رفته بود. خوب من شرمنده کسانی شدم که من را در تمام مدت ترجمه و بررسی این کتاب، که در اصل رسالهی کارشناسی ارشد من است، و نیز نشر آن یاری کردند.
این کتاب البته داستان زیاد دارد. چیزی قریب شش ماه منتظر ماند دست ناشر محترم و فرهیختهی آن که من مقدمهای بنویسم تا به قولی زهر کتاب گرفته شود و ارشاد به آن مجوز بدهد. مایل به این کار نبودم گفتم من یک موخرهی نسبتا مفصل نوشته ام و نقد کرده ام. استدلال ناشر محترم این بود که بررس کتاب تا به آخر کتاب برسد کتاب را رد میکند! دلم به نوشتن چنین مقدمهای برای خوشآمد دل بررس کتاب نرفت. آخر ناشر راضی شد و کتاب را همینگونه به ارشاد فرستاد. خوشبختانه پس از چندین ماه انتظار، مجوز گرفت. تمام خبرهای مربوط به کتاب را از مجوز گرفتن تا منتشر شدن را نه از ناشر که از دوستانام میشنیدم. ناشر که البته افتخار دوستی با او را هم دارم، از آدمهای نازنین اما آرام و غیرجوشی است. برای من که آدم جوشی و ناآرامی هستم، کار کردن با چنین روحیههایی کمی سخت است. خوب این البته تجربه اول بود.
دوستانی که به تطور تاریخی فقه اسلامی علاقهمندند احتمالا آثار شاخت را مهم خواهند یافت. در فقهپژوهی آکادمیک غربی، هنوز آرای او محل رجوع است و حکم یکی از آبای این رشته را دارد. الان که، یک سال و نیم از ترجمهی این اثر گذشته است فکر میکنم شجاعت زیادی به خرج دادهام برای ترجمهی چنین کتاب مهمی. شجاعتی که فقط در یک جوان خام میتوان یافت. ترجمهی کتاب بی شک خالی از اشکال نیست. بخش نقد و بررسی نیز همینطور. من تلاش خود را کردهام. تنها میتوانم امیدوار باشم که جُنگی از اغلاط و هفوات نباشد. اما اینکه تلاشام چقدر موفق بوده است در پرتو نقد ناقدان معلوم خواهد شد.
نکتهی آخر اینکه کتاب تنها ترجمهی بخش اول اثر شاخت است که روایتی تاریخی از فقه اسلامی است. بخش دوم که روایتی نظاممند از محتوای فقه اسلامی است، ترجمه نشد. احتمال زیاد میدهم یکی از شانسهایی که این ترجمه اقبال این را یافت که مجوز بگیرد، صرف نظر کردن ما از آوردن بخش دوم کتاب بود، به اضافهی موخرهی انتقادیای که افزودیم. در غیر این صورت بعید میدانم این کتاب مجوز میگرفت.
خوب حالا که آن تشکرنامه در کتاب نیامد دستکم آنرا در این دفترچه منتشر میکنم که کمی کمتر شرمنده کسانی شوم که من را در ترجمه، نقد و بررسی و نیز نشر این اثر یاری کردند.
سپاسگزاری
آنچه به نظرم لازم است در باب این کتاب، به قدر بضاعت مزجاة خود، بگویم در مؤخره آوردهام. تنها میماند سپاسگزاری تا مصدوقهی «کافر مخلوق، کافر خالق است» نباشم.
ترجمه و نشر این اثر، به انحای مختلف، مدیون این بزرگواران است:
دکتر شیخ حسین ناصری مقدم: این اثر پیش از هر کس مدیون پشتیبانیهای بیدریغ این دوست-استاد عزیز من است. درسآموزی در خلال ترجمه و سنجش این اثر از محضر او برای من درس اخلاق نیز بود. خدایش عوض دهاد.
دکتر سید علی حقّی: کل اثر را از نظر گذراندند و آنرا با متن اصلی تطبیق دادند و ناراستیهای ترجمه را زدودند. ناگفته پیداست که مسئولیت این ترجمه متوجه مترجم است. سپاسگزاری عمیق من نثار این دوست-استادم باد.
دکتر عباسعلی سلطانی: پارهای پیشنهادهای ایشان به بهبود بخش نقد و بررسی کمک کرد. از ایشان متشکرم.
دکتر علیرضا رجایی: نشر این اثر مدیون همت ایشان و همکارانشان در نشر «گام نو» است. سپاس به همهی آنها.
میماند پدرم، مادرم و همسرم که این اثر به آنها تقدیم شده است. پدرم که درس دانشآموزی و از آن مهمتر آزادگی داد و مادرم که نمونهی کلاسیک یک زن فداکار و دلسوز ایرانی است و همسرم که چه شبها که همسرش را در کار نوشتن دید و صبحها چشم گشود و او همچنان بود. به پاس سنگ صبوریها و تحملهایش به پای زیستن و ساختن با همهی نداشتنهای مادی و معنوی مردی که، در این زمانهی دخلهای قطرهای و خرجهای اقیانوسی، میخواست آزاد بزید و آزاده و بر سر آن بود که قلماش را به کار تحکیم مظالم، چنانکه افتد و دانی، نزند.
حضرت حق نگهدارشان باد.
و در انجام، خودآی را، زار، میخوانم، شاید این مویه مددکار شود.
ی.م
یکم ژانویهی 2009
دوازدهم دی ماه 1387
لندن

نظرها
سلام و تبریک فراوان
این اولین کتاب منتشره شما بی تردید آغاز نیکی است برای کتابهای بعدی که جامعه علمی و دانشگاهی ایران از آن بهره مند خواهد شد ان شاء الله
Yaser: kheyli mamnoon hazrat-e akhavi,
Posted by: سیدسراج الدین میردامادی | February 28, 2009 4:53 PM
درود
خیلی خوشحالم که کتابتون به دست نشر سپرده شده و علاقه مندان می تونند از اون بهره ببرند.
Yaser: mamnoon baradar.
Posted by: احمد | March 1, 2009 8:49 AM
اول دلم را صفا داد
آیینه ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد ...
دوام بیاور ...
Yaser: bashe amma nafahmidam manzoorat ra. be tosie-haye soofiane mimanest pesar.
Posted by: h.t. | March 1, 2009 5:44 PM
سلام و درود بر کسي که در جواني استاد است. درسهايت را زود بخوان و به ايران که برگشتي کاري برايت سراغ دارم.
به خانم محترم سلام برسانيد.
به وبلاگ نا قابل من هم سري بزنيد.
Yaser: salam jenab-e shrifi. mamnoon. be hame be khusoos be doost-e man Sobhan-e aziz salam beresanid.
Y.M
Posted by: مهدي شريفي | March 2, 2009 4:32 AM
سلام امید آغاز مبارک خدمات علمی شما به جامعه اخلاقی باشد. یا حق
Yaser: mamnoon baradar
Posted by: حسین | March 2, 2009 10:55 AM
سلام و نبريك.
ان شالله ميخريم و ميخوانيم.
Posted by: فيضيخواه | March 3, 2009 11:54 AM
سلام بر آقای میردامادی عزیز
از همان موقع که فهمیدم در کار ترجمه این کتابید منتظرش بودم.
تبریک
شما کتابهای وائل بن حلاق را درباره فقه اسلامی خوانده اید؟ تفاوت کار ایشان با شاخت در چیست؟
Yaser: salam vael kheyli akhirtar ast va tahavvolat-e tarihk pajohi ra dar karash monakes karde. bale 2 asar az ishan r adideam.
Yeki be farsi ham tarjome shode.
Posted by: منصور | March 3, 2009 5:26 PM
با سلام
بعید می دانم فرصتی داشته باشم که این کتاب را بخوانم.
ولی به هر روی تبریک بنده را پذیرا باشید.
به امیدپدیدامدن اثری تالیفی از شمادر آینده ای نزدیک.
تو را به خدا با حروف انگلیسی جواب ندهید!
Yaser: chashm
Posted by: سید مهدی طاهری | March 4, 2009 9:20 AM
به نام خداوند جان و خرد
آقای میردامادی
شما از اینگونه تجارب نداشته اید؟
http://kharchangzade.blogfa.com/post-635.aspx
Posted by: Kashkool-ol-mamalek | March 5, 2009 2:49 PM
تبریک ما را هم بپذیرید
یاسر: خدمت پدر گرامی و برادر سلام من را برسانید. ممنون
Posted by: محمد حسین حسینی خامنه | March 6, 2009 6:53 PM
آقا من هر چی نگاه میکنم این نسخهای که من خریدم روش نوشته "درآمدی به فقه اسلامی"
Yaser: jeddi? pas chera rooy-e jeld-e khabargozari-e ketab aks-e digari andakhte ast?
Posted by: مجید منتظرمهدی | March 8, 2009 7:21 PM
خب دقیقا طرح جلد همینه به جز این که عنوان تغییر کرده است.
Yaser: khabar-e khoobi ast. mamnoon
Posted by: مجید منتظرمهدی | March 10, 2009 8:17 AM