دربارهی قوهی حادسه به مثابه منبعی معرفتشناختی (مورد زبانآموزی)
اگر کسی از من بپرسد در این مدت کوتاهی که اینجا هستی چقدر زبانات قوی شده است، در جواب خواهم گفت بیش از اینکه زبانام قوی شده باشد، قوهی حادسهام قوی شده است. اینجا در دو ترم کلاس زبانی که رفتم و نیز در کلاس عربیای که میگذرانیم، به ما آموزش میدهند که چگونه میتوان معنای واژهای را از روی سیاق و بافت کلام حدس زد.
ابتدایی که لندن آمده بودم، برای برخی درسها باید هفتهای بیش از صد صفحه پیشمطالعه میکردم و البته فقط در دو روز تعطیلی آخر هفته وقت داشتم که این کار را بکنم. واضح است که نمیتوانستم تک تک واژگانی را که بلد نیستم در دیکشنری چک کنم. زیرا وقت زیادی میگرفت. ابتدا بر خلاف میل باطنیام کم کم شیوهی چک کردن تمام واژهها را کنار گذاشتم. دکتر فنایی عزیز و خانم فاطمه شمس در ترغیب من به ترک عادت دیرینهی به شیوهی ملا لغتی زبان خواندن، بسیار موثر بودند. کمی که ترک عادت کردم (که به قول شیخ ما، محمود امجد، "ترک عادت موجب سعادت است") اندک اندک وضعیت حدس زدنام بهتر شد و تا حدودی منطق حدس زدن (اگر این ترکیب معنایی داشته باشد و دایرهی مربع نباشد) را یاد گرفتم.
از به کار بردن حدس در فرایند متنخوانی که بگذریم، این شیوه در شنیدن سخن دیگران هم به کار میرود. برای این کار در کلاسهای آمادگی آیلتس در ایران (وای بهمن شهری عزیز معلم listening بنده که دوست شفیق من هم هست یادش به خیر) به ما آموزش داده بودند. در سوآس آن آموزشها ادامه یافت. برخی اوقات که از این انگلیسیها سوالی میپرسم با آن لهجههای تند و ناواضحشان تقریبا حتی یک کلمه از جوابشان را متوجه نمیشوم. تنها از روی حالت سخن گفتن و حرکات دست حدس میزنم که چه جوابی داده اند. شدهام درست مانند ناشنوای داستان مثنوی که با خود سناریو میچید که طرف مقابل چه خواهد گفت. البته برای اینکه به افتضاحی که آن ناشنوای داستان مثنوی ایجاد کرد دچار نشویم، به ما آموزش داده اند که سوالی بکنیم و حدسمان را چک کنیم. مثلا بپرسیم: خوب منظور شما این بود؟ و بعد خلاصهای از حدسمان را بگوییم.
واضح است که این شیوه همیشه و در همه جا به کار نمیآید. مثلا در نوشتن و صحبت کردن اصلا جایی ندارد.
هر چه بیشتر جلو میروم بیشتر در مییابم چقدر زبان انگلیسی بلد نبودهام و خیال میکردهام بلدم. خوب این پردههای پندار البته هیچگاه به طور کامل دریده نمیشود!
و نیز هر چه بیشتر جلو میروم با خودم میگویم کاش همان موقعی که 7-8 سالم بود و پدرم مرا به کلاس زبان گذاشت و یکی- دو سالی هم رفتم و بعد رها کردم، رها نمیکردم تا 12-13 سال بعد. مطمئنا اگر روزی پدر شوم روی دو موضوع اصلا به فرزندم قدرت انتخاب نخواهم داد: زبان فارسی و انگلیسی را باید خیلی خوب فرا بگیرد و برای هر دو باید کلاس برود.

نظرها
بسم الله
سلام و درود
بزرگوار خوب!
...
اینبار مصیبتزده و ذکر مصیبت، مصیبت زهر است و جهل.
تشریف آوردید، قدمتان روی چشم.
یاعلی
Posted by: سید کمالالدین دعائی | February 23, 2009 5:19 PM
سلام. من دورهاي كلاسهاي ترجمه ميرفتم و از اقبال خوش ما استاد زبان شناسي كار كرده بود و ترجمه را بر اساس روش گشتاري چامسكي در س ميداد. همين نكتهاي كه ميگوييد در متن هم جاري است. چون به ما ياد ميدادند چگونه يك متن را بدون دانستن واژهاي حتي ترجمه كنيم.
Yaser: tarjome ham mishavad? che ajib.
Posted by: حامد | February 24, 2009 11:39 AM
آقای میردامادی ترجمه کتاب جدیدتان هم مبارک
موفق باشید!
Yaser: mamnoon hanooz khodam nadideam.
Posted by: کوهزاد | February 24, 2009 10:53 PM
تقریبا همه چیز دنیا همین جوریه که اولش فکر می کنی خوب بلدی و بعد می فهمی که نه . مثل همین حکومت کردن که اولش می خواستن دنیا اداره کنن حالا تا حلق توی گل و یا گو... گیر کردن.یاسر جون به اون دو مورد حتمن رانندگی رو هم اضافه کن چون از ضروریات زندگی شده .به نظر من قوه حادسه از عجایب خلقت آدمی است و قابل پرورش .اما غیر قابل اعتماد و اگر با منطق تزئین بشه خیلی جالب میشه.
yaser: are bayad govahiname ham begiram.
Posted by: حسین | February 25, 2009 8:12 AM
سلام. حاجي ما كه بساطي داريم با زبان آموزي آنهم بر منهج دفتر تبليغات اسلامي.
اما با منهج خودم و خودبنياد روزي دو ساعت پرس تي وي يا الجزيره انگليسي نگاه مي كنم به علاوه ترجمه روزانه متن اخبار سايت سي ان ان و بي بي سي. با همين روش ظرف دوماه به اندازه يك سال گذشته رشد داشته ام.
Yaser: sheykhona afarin. Press tv albatte dar takhassos-e dost-e zendanieman Hosein Derakhshan ast. Kheyli khoshhalam az in ke zaban mikhani. matn ham bekhan be engelisi khusosan dar Islamic studies. eradat.
Posted by: بهمن دهستاني | February 25, 2009 8:39 AM
سلام آقا یاسر
راجع به زبان من شخصا قبل از اومدن به آمریکا زبانم خیلی خوب بود و مکالمه هم میتونستم بکنم اما مدتی طول کشید تا به نحوه صحبت و لهجه عادت کنم. چیزی که برام خیلی جالبه اینه که حداقل تو آمریکا نحوه تاکید (استرس) روی بخشها (سیلابها) با اینکه خفیف هم هست خیلی در درک متقابل صحبت تاثیر زیادی داره در حالیکه این قضیه به این شکل تو فارسی نیست. اگه گوش و زبونتون رو بتونید به تاکیدها عادت بدین فکر میکنم کمک کنه.
راستی صحبت از آموزش عربی در سوآس شد. با دکتر حلیم هم سر و کار دارین؟ ترجمه قرآن آکسفورد ایشون رو ملاحظه کردین؟ به نظر من خیلی سلیس و دلنشینه
Yaser: bale tarjome ishan ra daram. man albate daneshjoooy-e soa nistam va faghat 2 term anja kelas-e zaban raftam. mamnoon
Posted by: فروهر | February 26, 2009 6:33 PM
من که اقا یاسر قید تحصیل در انگلیس روبه علت هزینه بالاش زدم اما دارم به المان فکر می کنم چون فضای فکریم به فلسفه قاره ای(هرمنوتیک پدیدارشناسی مکتب فرانکفورت)بیشتر نزدیک است.
Yaser: agha moafagh bashid.
Posted by: علیرضا | February 26, 2009 8:20 PM
سلام.
مگه قراره بابا بشی یاسر جان؟ هوم؟
Yaser: NA BABA. BABA KUDOOME?
Posted by: صبح روز بعد | February 27, 2009 11:35 AM
سلام آقاي ميردامادي
من دانشجوي افغاني سابق دانشگاه فردوسي هستم شمارا با مركز فعاليتهاي قرآني ميشناختم متوجه شدم الان سواس درس ميخوانيد خواهش ميكنم مرا براي تحصيل در سواس راهنمايي كنيد ليسانس من مهندسي است اما ميخواهم علوم انساني بخوانم الان دارم زبان ميخوانم هدفم گرفتن تافل يا ايلتس است مشكلم مسئله هزينه تحصيل است ممنون
yASER: MAN ALBATTE sOAS dars nemikhanam faghat anja kelas-e zaban miraftam va alan ham az ketabkhanesha estefade mikonam. baray-e tahsil bayad boors begirid va ella hazine ha sarsam avar ast.
Posted by: غلامرضا واعظي | February 27, 2009 9:41 PM
با عرض سلام وادب خدمت استاد گرامی اگه بنده رو شناختید سری به ما بزنید یه نشونی مدرسه علمیه امام موسی بن جعفر(علیه السلام) مشهد
Yaser: salam hazrat-e rashid khan ghiafe noorani-e shoma ra magar mitavan faramoush kard, chashm.
Posted by: رشید | February 28, 2009 11:32 AM