آنچه خود داشت (؟)
وقتی استاد درس «اسطورهشناسی و تاریخ جهان قدیم» که یک پروفسور خونگرم اتریشی است و انگلیسی را با لهجهی آلمانی صحبت میکند، متوجه شد که من تا به حال بیستون را ندیده ام، با تعجب پرسید: تو واقعا ایرانی هستی؟ از کجای ایرانی؟ وقتی گفتم مشهد گفت من تا به حال سه بار بیستون رفته ام. تو به راحتی میتوانستی هواپیما بگیری و از شرق ایران بروی و آنجا را در همدان ببینی. تازه یادم آمد که بیستون در همدان است. تازه نمیدانست که من تا به حال اصفهان و شیراز هم نرفته ام و به عنوان یک مشهدی حتی موزه حرم امام رضا را هم ندیده ام و مقبره نادر را هم تنها یک بار آن هم همین چند سال قبل رفته ام و مقبره فردوسی را هم به عدد انگشتان یک دستم رفته ام. گفتماش با این اوصاف شما ایرانیتر از من اید. گفت کشور قشنگی دارید.
یا اهالی فرنگستان در مورد وطن تو چیزی نمیدانند که در نتیجه فکر میکنند شما سوار شتر میشوید و ایران همان عراق است که این شما را عصبانی میکند و یا چیزهایی در مورد فرهنگ و تاریخ کهن ایرانزمین میدانند که آن وقت، در مواردی، خود ما ایرانیها نمیدانیم که اینبار آدم خجالتزده میشود.
بعد التحریر: پروفسور انتهای جلسهی دوم یک مشت بنای تاریخی دیگر از گوشه و کنار ایران را از من پرسید که حتی اسم برخی از آنها را هم نشنیده بودم و گفت اینها را که حتما دیدهای و وقتی فهمید من هیچ کدام از آنها را ندیدهام، باز هم شگفتزده شد. میگفت از مناطق تاریخی ایران تنها بلوچستان را ندیده است و خراسان را. گفت دوستانم میگویند بلوچستان ناامن است اما بنا دارم به زودی به خراسان و خصوصا مشهد سری بزنم.
من هم بنا دارم فرصتی دست داد بروم کمی ایرانگردی، و خصوصا خراسانگردی، کنم تا اولا ببینم ایران چهجور کشوری است که اینقدر برای فرنگیها پیچیده و در عین حال جذاب است و ثانیا اینکه اینقدر آبرویم به خاطر این ایراننشناسی عمیق و فجیع در فرنگستان نرود!

نظرها
با سلام
بنده به عنوان يك بلوچ كه عضو جامعه دانشگاهي ايرانم و در شهر زاهدان زندگي مي كنم. مي تونم بگم كه جاهاي ديدني بسياري در شهرهاي ايرانشهر، سراوان، چابهار و خاش وجود دارد. به عنوان نمونه شهر بمپور در نزديكي ايرانشهر يكي از قديمي ترين تمدنها را داراست. و يا نگاران در سراوان و يا تفتان در خاش.
بحث امنيت هم چند وقتي است كه با اومدن گروهك ريگي به اين منطقه دامنگير شده است و به اميد خدا برطرف خواهد شد. تازه اگر پروفسور تمايل به بازديد از مناطق اينجا هستند با تضمين 100 درصد ايشون را به كليه مناطق مي بريم. (از طريق دانشگاه سيستان و بلوچستان).
همانگونه كه پروفسور كارينا جهاني هر چند ماه يكبار تشريف مي يارند.
Posted by: بلوچ زهي | January 16, 2009 3:54 PM
بیستون اگر اشتباه نکنم در کرمانشاه است، گنجنامه در همدان است.
یاسر: خوب همین شاهدی است بر ایران نشناسی فجیع من
Posted by: پیمان | January 16, 2009 8:51 PM
تازه بیستون در همدان هم نیست عزیزجان، در کرمانشاه است!
یاسر: خوب همین شاهدی است بر ایران نشناسی فجیع من
Posted by: امین | January 16, 2009 9:12 PM
سلام. در مورد مطلبی که برای عید قربان نوشته بودید، در تاریخ بلعمی (که می دانید ترجمه تاریخ طبری و از نخستین تاریخ-نوشته هاست) آمده:
"و ابراهیم با خدای تعالی نذر کرده بود که اگر مرا پسری آید از قبل خدای تعالی قربان کنم. پس پسران بزرگ شدند، خدای تعالی ابراهیم را آن نذر یاد کرد و او را بخواب بفرمود که آن نذر خویش وفا کن"
اگر این روایت را بپذیریم (البته می دانم که منبع دست اول نیست اما با توجه به سنت قربان کردن خیلی هم غریب نیست) آن وقت مساله ی ابراهیم اساسا اخلاقی نیست و در تضاد با شریعت ابراهیم هم نیست. چراکه اگر قربان کردن فرزند از نظر اخلاقی یا حتی شرعی برایش ناپسند بود اصلا چنین نذری نمی کرد. بلکه مساله مربوط به حس پدرانه و از دست دادن علایق در راه خداست. تفسیر شما خیلی امروزین و اومانیستی است.
یاسر: بانو صابرپور عزیز ممنون از این که التفاتی به ایندفترچه مجازی داشتید. در باب نکته ای که فرمودید با تشکر از نقل تاریخی ای که آوردید شما را به این نکته توجه می دهم که برداشت من اساسا مبتنی بود بر نهی خداوند در نهایت از سر بریدن فرزند . تفسیر من روی این کار که از منظر مومنانه به خداوند منتسب می شود بود و نه از منظر کاری که ابراهیم می خواست با هر توجیهی با فرزندش بکند حتی تصریح کردم که نمی دانم چرا ابراهیم می خواست با این فرزندش چنان کند. این تفسیر اومانستی نیست زیرا در اومانیسم انسان محور همه امور است اما در ادیان ابراهیمی خدا محور همه امور است. متمایل ام این تفسیر را تفسیری انسانی از آن ماجرا بنامم. امروزی بودن این تفسیر هم اگر به این معنی است که من تحت تاثیر تفکر حقوق بشر محور چنین تفسیری از این حادثه کرده ام سخنی پذیرفتنی است اما این موجب نمی شود که تفسیر من قابل دفاع نباشد. حداقل معیار قابل دفاع بودن یک تفسیر انسجام است که تفسیر من دارد. معیار دوم توجه به روح حادثه است که باز هم به نظر من تفسیر من دارد.
پیروز باشید خانم دکتر.
Posted by: زینب صابرپور | January 16, 2009 10:39 PM
سلام
البته بیستون جزء استان کرمانشاه است.
یاسر: این هم گواهی بر ایران نشناسی من.
Posted by: سید مهدی طاهری | January 17, 2009 11:07 AM
ياسر عزيز من هم مثل شما از ايران و مناطق آن و ديدن زيباييهايش محموم هستم فقط به دليل فقر دليل اين اشاره اين بود كه بگم بيستون در كرمانشاه است نه همدان. بنده اهل كرمانشاه هستم اما جور روزگار در قم انداخته مرا.
یاسر: این هم گواهی بر ایران نشناسی من.
Posted by: علي ميري | January 17, 2009 2:34 PM
درود برادر !
مردحسابی !بیستون در نزدیکی کرمانشاه است
انچه از سنگ نگاشته های کهن در همدان است در گنجنامه است
و تپه هگمتانه که البته هیچ ربطی به بیستون وکرمانشه ندارد
هوای ما بچه همدونیارو داشته باش
یاسر: چاکریم برادر تو تا دیروز که مشهدی بودی حالا از موقعی که ما به عنوان یک ایران شناس برجسته بیستون رو به همدان منتقل کردیم تو شدی همدانی ای بلا
Posted by: امیر | January 17, 2009 7:32 PM
از توضیح مبسوطتان ممنونم. به ریحانه خانم سلام برسانید.
Posted by: ز.ص | January 18, 2009 12:00 PM
شما هم کمی سینه تان را بدهید جلو در هفته بعد و از استاد بپرسید آیا شنیده است که دیوار دفاعی گرگان حتا از دیوار چین هم بزرگتر است!
البته من هم که مثلن همان حوالی زندگی می کنم این را فقط شنیده ام!
Posted by: عباس حسین نژاد | January 19, 2009 5:51 AM
سلام
تازگيها ميگويند اگر جايي را نديده باشي داراي افكار غلط مي شويد. ميگوييد نه ببينيد جناب جامي براي ملكيان چه نوشتهاند. البته اظهارات اخير ملكيان هم درباره روشنفكري ديني هست در ضميمه اعتماد ملي كه بايد بخوانيد. ما بهانه كرديم هم براي جناب جامي كامنت گذاشتهايم، هم پرسشي را مطرح كردهايم و دعوتي از شما براي پاسخ.
Posted by: فيضي خواه | January 19, 2009 5:11 PM
سلام
براي نوشتن اينكه بيستون در كرمانشاه است به اين بخش آمدم اما پس از ديدن تعدد آن در كامنتها گفتم ديگه خجالتتون ندم!
به نظر من ايران نه تنها براي فرنگيان جذاب است بلكه براي هر انساني نيز!منتها چون اكثر ايرانيها خودشون كشورشون رو نديدن و نميشناسن(مثل شما)اين نكته براشون عجيب ميادوالا اينقدر تنوع و جذابيت در ايران هست كه نظر هرنوع مخاطبي رو جلب ميكنه!و غير ازون من هميشه از قديم اعتقادم اين بوده كه ايرانيها قبل ازينكه برن سفرهاي خارجي (چه واسه گردش چه درس)بايد ايران رو كامل ديده باشن!كه هم جو گير اونجاها نشن!(كه خودمون قشنگتراش رو داريم از همه مدل)و هم اگه كسي ازشون پرسيد در جهت عرق ملي و اين حرفا شرمنده نشن.
Posted by: فائزه امين الرعايائي | January 20, 2009 8:45 AM
سلام عزیزم
به اطلاع شما و پورفسور اتریشی محترم می رسانم که بیستوان در کرمانشاه است. البته ممکن است ایشان به لحاظ نزدیکی بیستون به همدان این حرف را زده باشد ولی در هر حال بیستون در شهری کوچک به همین نام واقع شده است. پایدار باشید. یک باستان شناس
Posted by: ashna | January 20, 2009 1:34 PM
سلام. باندازه کافی نوشتند که بیستون در همدان نیست . بد نیست بدانید اطلاعات کاملی از ایران امروز و ایران باستان بر روی (سی دی )وجود دارد که حتما برایتان جالب خواهد بود
Posted by: نصرت اله مستوفی | January 20, 2009 6:10 PM
با كمال احترام به آقاي بلوچ زهي. اينو بايد بگم كه ايشون زياد از استان خوشون تعريف نكنن. واقعا نا امن است. خيلي از نا امني اونجا هم به خاطر وجود همون اهالي اونجا به خصوص زابلي هاست. روز روشن آدم مي برند و آدم مي كشند. كدام امنيت....
Posted by: هاشم. الف | January 21, 2009 9:16 AM
به وزارت امور خارجه پیشنهاد می شود که قبل از فرستادن دانشجویانی چنین ایران ندیده به فرنگ برایشان دو واحد اجباری ایران شناسی قرار دهند که چنین موجب سربلندی ایرانی نشوند.
عجایب هفت گانه را باید درونی کنند تا تاریخی!
یاسر: آقا ما نوکرتیم از این پیشنهاد ها نده می ترسم لیست این واحدهای اجباری دراز شود و به ریشه های انقلاب و معارف و غیره هم برسد.
Posted by: ه.ا | January 24, 2009 10:40 PM