« کو قسم چشم، صورت ایمان‌ام آرزو است | صفحه‌ی اصلی | آن‌چه خود داشت (؟) »

درباره‌ی بذرهای کلام جدید

از باب «عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو/ نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند» باید اشاره‌ای هم بکنم به بخش‌هایی از نوشته‌های اخیر گنجی که هم لحن‌اش متعادل‌تر شده است و هم نظم و نسق بهتری یافته است و هم نقدهای‌اش در خور تأمل است. شخصا نقدهایی که بر رویکرد کدیور کرده است، پسندیدم.

 اخیرا دکتر فنایی عزیز چند روزی از شفیلد به لندن آمده بودند و چندباری توفیق دیدار دست داد. بخشی از گفتگوها طبیعتا درباره‌ی نوشته‌های گنجی بود. ماحصل گفتگوها این بود که نوشته‌های گنجی می‌تواند پاره‌ای از معتقدان فرهیخته و معتقد به آزادی بیان ِ «کلام الله بودن قرآن» را وادارد تا در دلایل سنتی این اعتقاد دوباره نظر کنند و احیانا دلایل جدیدی بیاورند. دکتر فنایی، تا آن‌جایی که من می‌فهمم مجموعاَ از باز شدن باب گفتگو با گنجی راضی بود و حس مثبتی داشت. گفت که می‌خواهد چیزهایی ‌بنویسد در دفاع ایجابی از کلام الله بودن قرآن و کمی هم در باب راه‌هایی که می‌توان از این دکترین دفاع کرد با هم سخن گفتیم.
منتظریم این بخش‌ها نوشته شود و بخوانیم و داوری کنیم.
 امیدوارم این گفتگوها، که ظاهرا هر چه جلوتر می‌رود از همه‌ی اطراف گفتگو، لحن ملایم‌تری هم پیدا می‌کند مدلی باشد برای کسانی که فکر می‌کنند با سوزن قدرت می‌توان هر رخنه‌ای را رفو کرد و با منطق «کورباش- دورباش» می‌توان هر دهانی                                                                                                                                                                                                را بست، هر ذهنی را تخته کرد و هر فکری را تخطئه.

 

 

 

مطالب مرتبط

روایتی از یک روزگار غریب

مشی قاضی

درباره‌ی تاریخ لعنتی‌ای که مدام تکرار می‌شود

کلف زدن میوه‌ی ممنوعه‌ی کتاب

فلسفه‌ی دین و منطق کاربردی

بُود آیا که «کفر» باشد «دهان‌دوزی»؟

کارگا‌ه‌های فرهنگ و اندیشه

دین‌شناسی واقع‌گرایانه‌ی مادر شهرنوش

دلایل نا خلفی نصر پسر

دموکراسی‌‌اندیشی پسر نا خلف نصر

دکتر سروش دباغ در مشهد

نسبت دین و مدرنیسم از دیدگاه چهار روشنفکر ایرانی

امر کمتر محقق ما و امر بیشتر محقق آن‌ها

لبنان و تجربه‌ی حجاب

آفات حکومت دینی

«امر ممکن» ما و «امر محقق» آن‌ها

سیده‌ی آلمانی و عریضه‌ی بی‌فایده

بیا نیوشاگر روایت کتاب باش!

فاذا قرء الکتاب قم فاستمع و انصت

اخراجی‌هایِ برهم‌زننده‌یِ جلساتِ سروش

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4871

نظرها

آقای میردامادی عالی بود. با اجازه شما همین پست را در بخش کامنت های مقاله گنجی گذاشتم. البته می دانم کارم شاید صحیح نبوده است و کاش اول اجازه می گرفتم. در هر حال می بخشید. قصد و نیتم خیر بود.

من از روش بحث و استدلال آقاي فنايي خوشم مياد و قبول كنيم كه تا حدودي متمدنانه و علمي دفاع و اسدلال ميكند و با روش مألوف ديني متفاوت است اما چند نكته:
ا-اينكه قرآن و فرهنگ اسلامي يا اسلام يك و دو به تعبير ملكيان و فنايي كافر و غير مسلمان را حيوان مينامد شكي نيست. ادعاي عجيب فنايي اين است كه اين استفاده و استعمال هيچ معناي منفي ندارد آيا غير از اين است كه اين واژه واسطه حكم بعدي كه ارتداد و كشتن و طرد و تكفير است قرار ميگيرد؟: كافر چون به خدا يا نبوت محمد يا به وحياني بودن قرآن و سيره و اعمال محمد "ايمان"ندارد پس "حيوان"است پس بايد طرد شود آيا ميتوان نشان داد مومن و مسلمان هم در منظر قرآن و فرهنگ اسلامي قابل توصيف به حيوان باشند؟ فنايي بايد از قوه انصاف به وجه بسيار كمي برخودار باشد اگر اين نكته را نپذيرد.
2-تازه مگر اين يك توصيف و واژه، مدعاي قرآن محمدي است؟ به قرآن مراجعه كن راجع به زن، برده، ارث تبعيضي،خبرها و مدعيات عوامانه كه با هيچ حرف علمي و اثبات شده اي سازگار نيست،زندگي پيامبري كه بايد براي توسعه و تبليغ معنويت و ايمان واخلاق باشد با 16 يا 9 زن دائمي.آيا فنايي اگر انصاف بورزد ميتواند بپذيرد خداي حكيم و قادر و متعال را به گونه اي تصوير كند كه برده داري را مي پذيرد و پيامبرش را به گرفتن زنهاي بسيار وا ميدارد يا اجازه ميدهد يا دستور دهد دست دزد را قطع كنند تا ابد خانواده و فرزندان اين فرد را كه ممكن است از روي نياز اين عمل ضداخلاقي را كرده باشد در معرض بدنامي و ناتواني از كار و زندگي قرار گيرد(در قرآن هيچ قيدي براي قطع دست دزد يا شلاق زدن دو مجرد همخوابه شده، ذكر نشده پس قيدهاي بعدي كفاف نميدهند چون مال خداوند نيست).مثالها و موارد در قرآن بسيار است فقط قصد تذكر داشتم پس انصاف بورزيم و بر روي حرفهاي حق امثال گنجي، گرد و خاك تهمت و القاب زشت نپراكنيم و مطمئن باشيم عقل انسان در پستوي اذهان جور ديگري متفاوت از آنچه حاكم است و به زور تبليغ ميشود فكر ميكند و پذيرش سنتي و ارثي، غير از استدلال و تبيين عقلاني و فارغ از احساسات صنفي است.فنايي هم حق دارد از دينش دفاع كند انگيزه خواني هم نميكنيم اما نميتواند كلمه زننده و زشت و تخريب دين را در وصف كلام گنجي بكار برد و ادعا كند تويف واقع ميكند و كلامش ناظر به واقع است چون عينا ميتواند به خودش نسبت داده شود و به همان نسبيتگرايي معرفتي و اخلاقي منجر شود و در استدلال را ببندد. اين كار از فنايي كه سعي در تبيين عقلاني دارد واقعا و حتما ضد اخلاقي است.

آقای میر دامادی لطفا اگر آقای فنایی را دیدید از قول من و بسیاری دیگر به ایشان بگویید سر مسئله امام زمان نیز وارد بحث با گنجی شود.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)