قصهی پر غصهی غزّه
خیلی اوقات فکر میکنم معضل فلسطین هیچ راه حلی ندارد. صلح که شدنی نیست تازه اگر هم باشد عادلانه نیست. جنگ هم که بی فایده است. زیرا نابرابر است و از اینرو بیش از آنکه معضل را حل کند فاجعهی انسانی میآفریند. حمایت کشورهای عرب و مسلمان هم که شکل نمیگیرد. حکومت ایران هم که از آب گلآلود فلسطین و لبنان ماهیهای گنده میگیرد و سودهای سرشار سیاسی-منطقهای میبرد. هم چهرهی حامی مظلوم به خود میگیرد و هم از اینکه داستان اتمی ایران ولو موقتاً از صدر اخبار جهان خارج شود خوشحال میشود. در این میان این مردم مظلوم فلسطین از مسلمان و مسیحی و غیره اند که دارند قربانی میشوند. برای اسرائیل به نظر من ظاهرا اوباما و مککین تفاوتی نمیکند زیرا خود آن دو نفر هم در عمل تفاوتی ندارند.
چه میتوان کرد؟ نمیدانم. تا داستان نزاع فلسطین و اسرائیل هست، بعید است بتوان چشمانداز با ثباتی برای دموکراسی و حقوق بشر در خاورمیانه تصویر کرد. آنها که فحش جنایتهای آمریکا و اسرائیل را به ایدهی دموکراسی و حقوق بشر میدهند نادیده گرفته اند که اگر این مفاهیم را که معنای جهانشمول و فراملیتی دارند از عرصهی بین الملل بگیریم آن وقت هر کشوری اولویتهای قومی-نژادی-مذهبی و ملی خود را دارد و آنگاه جهان از صورتی که هست بهتر نخواهد شد.
چه میتوان کرد؟ نمیدانم. شاید تنها میتوان تلاش کرد که باز هم مسکنی موقتی برسد. دوباره صلحی لرزان و کوتاه میان حماس و اسرائیل بسته شود. به فتح نمیتوان دل بست، جنبش فاسدی است، به حماس نیز هم، نشان داد که به جای مقاومت بهانه به دست اسرائیل میدهد که فاجعهی انسانی به راه بیندازد. حکومت ایران هم پشتیبان صادقی برای فلسطین نیست. جنگ را میان اسرائیل و فلسطین بیشتر از صلح دوست دارد. کشورهای عرب هم همینکه با چراغ سبزهایشان یاریگر اسرائیل نباشند خود خیلی است. سازمان ملل هم نمیتواند کاری بکند. هر چقدر توانست جلوی امریکا را بگیرد که به افغانستان و امریکا لشکر نکشد جلوی اسرائیل را هم خواهد توانست بگیرد.
راهی معقول و شدنیای در این میان هست؟ چشماندازی نمیبینم.
آسید کمال ما، کلیپی دیدنی ساخته است از داستان غم انگیز غزه، ببینید.

نظرها
برادر جان،
نوشتهای که: «صلح که شدنی نیست تازه اگر هم باشد عادلانه نیست. جنگ هم که بی فایده است. زیرا نابرابر است و از اینرو بیش از آنکه معضل را حل کند فاجعهی انسانی میآفریند.» به نظر من اين نوع نگاه به قضيه خيلی انتزاعی است. من و شما نمیتوانيم به اين سادگی بگوييم صلح شدنی نيست. بايد از طرفين دعوا پرسيد که چه میخواهند. من و تو صاحب هيچ حقی در آن سرزمين نيستيم. تمام حرفمان نظرورزی بيرونی است. فقط میشود به خونريزی اعتراض کرد. راه حلها هم به تدریج حاصل میشوند نه يکشبه. پيشبرد آرام مسأله هم در گرو التزام طرفين است به روند گفتوگو و صلح. مهم است اما که بيرونیها، و همچنين ما، ماجرا را واقعبينانه ببينيم و ظرافتهای سياسی ماجرا را درک کنيم. خلاصهی حرف من اين است: اگر ملت فلسطين، مردمشان نه بعضی از سياستمداران يا نظامیهاشان، صلح میخواهند و پی آرامششان هستند، حق من و شما و هيچ دولتی نيست که بگوييم شما «نمیتوانيد» يا «نبايد» صلح کنيد. تنها میخواستم اين حق انتخاب و اختيار خودِ آن ملت را برجسته کنم. خيلی اوقات اين نکته ناديده گرفته میشود.
د. م.
یاسر: معلوم نیست برادر فلسطینی های صلح بخواهند پس چه کسی به حماس رای داد؟ خود فلسطینی ها. ضمنا من گفتم صلح شدنی نیست نه اینکه آنها حق ندارند صلح بخواهند مضافا ممکن است کسی چیزی را بخواهد و حق او هم باشد اما آن چیزی که می خواهد عادلانه نباشد و در اینجا اینگونه است. برای اینکه معلوم شود که چشم انداز صلح چقدر شدنی است صلح که سهل است یک آتش بس پیزوری هم شدنی نیست بنگر به گفتگوی رادیو بی بی سی فارسی با سخنگوی حماس و وزیر امور خارجه اسرادیل.
ی.م
Posted by: داريوش | December 29, 2008 5:20 PM
بلی البته اگر قرار به وجود راهی باشد اولین بندش از بین بردن تقدس هاییست که لایه ی رویی جنایات اسرائیل و حماس را می پوشاند.
Posted by: طاها بذری | December 30, 2008 1:38 AM
قدر خوب شد كه از غزه نوشتيد. اين احساسي كه درباره فلسطين بيان كرديد به من هم زياد دست مي دهد آدم گاهي اوقات احساس مي كند وضعيت در فلسطين آچمز است.
Posted by: فيضي خواه | December 30, 2008 6:25 AM
سلام
"ضمنا من گفتم صلح شدنی نیست نه اینکه آنها حق ندارند صلح بخواهند مضافا ممکن است کسی چیزی را بخواهد و حق او هم باشد اما آن چیزی که می خواهد عادلانه نباشد و در اینجا اینگونه است."
ممکن است مختصر توضیحی بدهید که چرا فلسطینی ها حقی را که می خواهند عادلانه نیست؟
البته اگر ضمایر شما را در متن فوق درست متوجه شده باشم.
از اهتمامتان به امر غزه به سهم خود(بعنوان یک خواننده) سپاسمندم.
یاسر: فکر می کنید صلح قوی با ضعیف چه صورتی خواهد داشت؟ در معاهده صلح اسرائیل می کوشد تعهدات خودش اقلی و مبهم باشد و تعهدات طرف فلسطینی اکثری و واضح
Posted by: سید مهدی طاهری | December 30, 2008 9:54 AM
مطلبی نوشته ای در مورد دعوت آقای ملکیان به رای دادن به آقای خاتمی. من موافقم که ایشان بیاید و رای هم خواهم داد. اما یک سوال دارم. چرا آقای ملکیان قبلا در مورد سیاست سخنی نمی گفت. وقتی گروه های فشار به دانشگاه ها می ریختند سخنرانی ها را به هم می زدند کتک می زدند. مجله ها و روزنامه ها بسته شد اما او اصلا اعتراضی نکرد. این همه فشار جوانان و سخنرانان متحمل شدندصدایی از ایشان در نیامد. جز درمورد گنجی که دوست ایشان بود دیگر نوشته ای یا امضایی از ایشان دیده نشد. ما که در ایران زندگی می کنیم و تحت فشار زیادی سالها بوده ایم می دانیم که در این دوران ÷ر آشوب چه کسی سخن گفت و چه کسی نگفت.این چه توجیهی دارد؟
Posted by: محمد | January 8, 2009 2:56 PM