حساس شدن به ستم!
این نوشتهی طولانی نیکفر به نظر من خواندنی است. البته مجاهدتی میخواهد همهی آنرا خواندن (حتی نه به یک باره!) خصوصا با قلم دشوارخوانی که نویسنده دارد و فارسی را به آلمانی مینویسد. این بخشاش خصوصا شایستهی توجه است:
«ایدئولوژیک است هر آن چیزی که تبعیض را بپوشاند و بر آن نامی دیگر نهد. ایدئولوژیک است هر آن چیزی که خشونتِ آشکارِ برخاسته از تبعیض را به ریشهی واقعی آن برنگرداند. ایدئولوژی، چیزها، کیفیتها، رخدادها و آدمها را به گونهای در بازنماییشان دستهبندی میکند که تبعیض و خشونتِ ساختاری، نام و پدیداریای یابند جز آنچه هستند. پردهدری در این زمینه، هم ساده است، هم پیچیده. ساده است با در نظر گرفتن گزارههای سادهای از این دست: تبعیض، تبعیض است؛ خشونت، خشونت است؛ آدمکشی، آدمکشی است.
جدایی جنسی تبعیض است و تبعیض تبعیض است؛ تعزیر نوعی شکنجه است و شکنجه شکنجه است؛ اعدام، نوعی آدمکُشی است و آدمکشی آدمکشی است. مشکل، زدودن همهی بارهای ارزشی ایدئولوژیکی است که موضوع به خود گرفته است. به شرطی میتوانیم آن بارهای ارزشی را بزداییم که اصل برابری انسانها و بایستگی مصونیت جسمی و روانی آنان را بپذیریم، مصونیت دربرابر هر فشاری که بخواهد بر جامعیتِ وجودیِ حقوَر آنان آسیب زند. گام نخست برای این پذیرش، حساس شدن به ستم است و شکل اصلی و محوری ستم در این دوره ستم ایدئولوژیک دینی است. ستمگری، منشِ بینشِ دینی در مقامِ ایدئولوژیِ دولتی است.»

نظرها
نظرتان درمورد ستم و تبعیض در مورد کاربرد دو واژهی مومن و کافر چیست و یا مثلاً تفاوت نوع ازدواج مسلمان با دیگر پیروان ادیانی که قرآن اهل کتاب خوانده طبق متن قرآن. اگر تعبیری غیر از تبعیض در مورد کاربرد کلمهی کافر در قرآن دارید، به من منت میگذارید، زحمت شرح آن را بکشید. (معذور بودم از دادن آدرس و اسم حقیقی چون در ایران هستم)
یاسر: بارها نوشته ام در این بابها در همین وبلاگ اینها تبعیض است و قابل دفاع نیست عزیز
Posted by: § | December 19, 2008 10:05 PM
با سلام خدمت استاد عزيز و گراميم .
اميدوارم كه حالتان خوب باشد و لبخند بر لبانتان.
غرض از مزاحمت اين بود كه لطفا اين جوابي كه به دوستمان داديد را بصورت مبسوط توضيح بدهيد (لطفا)
با تشكر فراوان
شاگرد شما.
یاسر: بداغ ابادی عزیز سلام
خوشحالم که من را فراموش نکرده ای. بچه های دیگر چطورند؟ من از محمدی احوالپرس برخی دوستان از جمله شما بوده ام./ متوجه نشدم منظورت از جواب به دوستمان کدام جواب بود می شود توضیح بدهی تا متوجه شوم؟
Posted by: علي بداغ آبادي | December 21, 2008 5:26 AM
با دورد به شما من نثر و انديشه شما را پسنديده ام و بدين لحاظ چندين نظر براي شما گذاشتم كه منتشر نشده!!چرا ؟تمنا دارم خطاي بنده را بفرمائيد كه اصلاح كنم؟سپاس گرامي.بدرود.
یاسر: برادر چرا انیقدر زود قضاوت کردید؟ والا در اینجا دوستان ایرانی ما شب یلدا یا همان سه ثانیه شب اضافی را جدی می گیرند و خلاصه ما چیزی قریب 48 ساعت است که شابانه روزی به یلدا در منزل دوستان دعوت ایم و تازه از یلدا فارغ شده و دارم کامنت ها را چک می کنم.
Posted by: arash naderi | December 22, 2008 7:27 PM
سلامي همراه با ارادت خاصانه و بي شائبه خدمت استاد عزيز وگراميم.
بنده هم از اينكه شما همچنان به ياد ما(بر و بچ موسي بن جعفر عليه السلام) هستيد شاذمانم.
آقاي عليپور و قنبري حالشان شكر خدا خوب است وسلام خدمت شما استاد عزيز ميرسانند.
منظور م از "جواب به دوستمان"همان شخصي كه اولين پيام را ذيل عنوان -حساس شدن به ستم -گذاشته است.
با اين آرزو از شما خداحافظي ميكنم كه ان شاءالله الان يك لبخند بر لبانتان بنشيند.
يا علي
یاسر: ممنون از الطاف شما. آن را جواب دادم فکر می کنم. باز هم به وبلاگ من سر بزن گر چه شاید با نوشته های این وبلاگ چندان موافق نباشی اما ما را فراموش نکن. به همه سلام برسان عزیز
Posted by: علي بداغ آبادي | December 23, 2008 9:39 AM
یکی دو متن که از نیکفر بخوانید، متناش دیگر آن دشواری اولیه راندارد. لااقل برای من، خواندن نوشتار نیکفر، از خواندن بسیاری از مطالب پرابهام و غموضی که برخی افراد مینویسند، خیلی آسانتر است.
یاسر: برادر بسا بیش از یکی دو متن خوانده ام و تقریبا تمام بخش های اقتصاد سیاسی دین از ایشان را خوانده ام. نمی پسندم شخصا قلم او را اما این به معنی غامض بودن قلم او نیست.
Posted by: محسن مومنی | December 24, 2008 6:13 AM
نیکفر برای ما باز نمی شود قفول است اگر ممکن بود میل بفرمایید
سپاس
یاسر: سلام چشم یادم رفت یاداوری کن برادر
Posted by: amir | December 26, 2008 8:04 PM