سر غم را بریدهای امروز / تو همان صبح عید قربانی
امتحان دارم و سه مقاله که روی دستام مانده. من اصلا نفهمیدم کی ترم تمام شد. با این حال حیف ام آمد از قربان ننویسم. نکتهای قربانیّه دارم که نحوهای بازاندیشی در معنای عید قربان است اما حیف که وقت ندارم بنویسم. فقط این غزل از سرودههای جناب امیرحسین سام را که خیلی دوستش میدارم (مرجع ضمیر هم شعر است هم شاعر) داشته باشید که آن نکتههای قربانی را در فرصتی مقتضی قلمی کنم. بیت آخر غزل هم ختام قربانیّه دارد:
گفتمت: مثل جویبارانی
نه! تو از جنس آبشارانی
از بلندای کوه، رقصکنان
میرسی تا مرا برقصانی
همه ذرّات جان من را تو
برهانی ز من، بخندانی
ریزی ای آبشار پرگوهر
بر دلم گنجهای سلطانی
تو چو ابری که بر لب خورشید
میزنی بوسههای بارانی
ببری رنج شهوت از تن من
بشکنی قفل پای زندانی
سر غم را بریدهای امروز
تو همان صبح عید قربانی
منبع شعر:
http://sam.malakut.org/archives/2007/01/post_83.html

نظرها
من با اجازه روز قربان را تبریک نمی گم. الحق و انصاف این روز کجاش عیده؟ ما باید برای چی خوشحال بشیم؟؟؟ مفهوم این روز همراه با خشونت است و برای من چندان لطفی ندارد. فکر کنم به خاطر همین هم است که ایرانیان خوش ذوق آن را خیلی جدی نگرفته اند!!!
این بعد باطنی-معنایی قضیه کجاست؟
اینها رو نوشتم که شمارو برای نوشتن یک مطلب مفصلی اندر فلسفه عید قربان تحریک کرده باشم.
Yaser: khaham nevesht.
Posted by: ali | December 9, 2008 2:26 PM
ما که عمریست بدین قفل و گره در بندیم
سر ما را ببر ای دوست که خواهشمندیم
ما به یک موی ارادت بندیم
ما ارادتمندیم
عیدت مبارک برادر
Yaser: chakerim
Posted by: امیر | December 9, 2008 7:34 PM
یاسر جان عید قربان بر تو و ریحانه خانم مبارک باشد ان شاء الله
Yaser: bar shoma ham mobarak bashad
Posted by: سید سراج الدین میردامادی | December 10, 2008 8:41 AM
سلام آقای میردامادی
هرچند که زحمته ولی اگه امکان داره ایبوکهای فلسفی -بویژه فلسفه دین- رو که در دسترس دارید برام ایمیل کنید.
متشکر از لطف شما
یاسر: برای این کار باید یک هارد دیسک پر درب منزلتان پست کنم ایمیل ممکن نیست.
Posted by: آرش | December 13, 2008 9:49 AM
با تشکر از توجه شما به درخواست من؛اگرواقعا امکان این زحمت براتون وجود داره هزینش رو به حسابتون واریز میکنم این لطف رو در حقم انجام بدین.اگه تو ایران این امکان برام فراهم بود این تقاضا رو ازتون نداشتم چون میدونم که براتون دردسرداره.
Yaser: alan aslan in emkan baray-e man faraham nist ba arze-e mazerat.
Posted by: آرش | December 15, 2008 7:32 AM
درود برادر
امروز صدایت امده بود !(صدرایت)پس از بوسمان فرهنگی سفره غیبتت را گستردیم و حالی بردیم و مشعوف شدیم
اخبار علی کاظمیان و احسان بیک زاده را که داری اخوان بجانیق که در یک طایفه به کوزه در افتاده اند در این دولت احمدی ما به کوزه داری اهل فرهنگ مشغولیم و امار برمی داریم از علمای عدالت محور و رفقای مشارکت محور که حمدلله از هر دوانشان فقط محور نصیب ملت می شود کاش عاقبت یکی بیاید که "محور" محور باشد خلایق تکلیف خودشان از ابتدا تا انتها بدانند
در این ایام امتحانیه زیادت وقتت را نمی گیرم
قربانیه ات که ما را گرفت غدیریه ات را چشم در راهیم
یا علی!
یاسر: چاکریم برادر در آن گوشه فرهنگی که شما باشی اصحاب همه جمع اند.
Posted by: امیر | December 15, 2008 8:19 PM