چه کسی بود صدا زد آزادی؟
به این خبر توجه کنید:
خبر اول- «تنی چند از دانشجویان معترض که به زیر فشار قرار گرفتن دانشجویان و اساتید منتقد به سیاستهای اسرائیل در دانشگاه ایالتی آریزونا اعتراض داشتند و با حمل پلاکاردهایی قصد داشتند سوالات خود را در جلسهای با حضور استیون هیوم، عضو شورای برنامهریزی ایالتی دانشگاههای شرق آمریکا و از مشاوران فکری بوش در سیاستگذاری علمی، مطرح کنند پس از اینکه توسط هیوم «ابله» و « احمق» خطاب شدند و وی آنها را متهم به وابستگی به کشورهای بیگانه کرد، اجازهی طرح سوالات خود را نیافتند. پس از دو هفته تنی چند از این دانشجویان به «کمیتهی دانشگاهی بررسی صلاحیت دانشجویی» (IFCEL) احضار شده و برای دو تن از آنان تعلیق موقت تحصیلی صادر گردید.»
فکر میکنم این خبر میتواند خوراک خوبی برای روزنامهی کیهان، جنبش عدالتخواه دانشجویی و نیز یکی- دو بخش خبری تلویزیون دولتی ایران باشد. رییس جمهور مهرورز هم میتواند به آن دو دانشجو نامه بنویسد و فقر و فاقه در آمریکا و نبود آزادی در اروپا را نگران کننده بداند و از آن دو دانشجوی ِ محروم از تحصیل به خاطر ابراز عقیده، دعوت کند تا با بورس دولت مهرورز در یکی از دانشگاههای ایران آزادانه به تحصیل بپردازند.
حالا به این خبر توجه کنید:
خبر دوم- «منابع دانشجویی در ایران اعلام کردند پنج دانشجوی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر طوسی به دلیل اعتراض در جریان سخنرانی رحیمپور ازغدی، عضو شورای انقلاب فرهنگی، در این دانشگاه در مجموع به هشت ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. میلاد اسدی، مهدی عباسزاده، بهنام صفری هر یک به دو ترم، علی پرویز و عباس صمدبابایی به یک ترم محرومیت از تحصیل بدون احتساب سنوات محکوم شدند. میلاد اسدی، در این باره میگوید: «ما سعی داشتیم با ایراد یکسری سوالات مشخص بحث را دوسویه کنیم و از ایشان بخواهیم که به سوالات ما هم جواب بدهند و تنها به بازگویی عقاید یکسویهی خودشان نپردازند [...] متاسفانه ایشان که چهرهای روشنفکرانه از خود نشان میدهد و تئوریسین یک جناح است، به جای اینکه با تسامح و تساهل به سوالات پاسخ بدهد، برافروخته شد و با الفاظ خیلی رکیک مثل «ابله» و « احمق» و «وابسته» خواندن آنها به خارج از کشور دانشجویان منتقد را مخاطب قرار داد. این اهانت ایشان به حدی بود که حتا دانشجویانی که همسو با آقای ازغدی بودند، از این برخورد ایشان شوکه شده بودند.»
منبع خبر دوم: http://zamaaneh.com/ardavan/2008/11/post_167.html
تذکر اخلاقی: آزادی خوب است، لیکن برای ما تا فقدان ِ واقعی/ ساختگی آنرا در کشورهای دیگر در بوق کنیم.
تذکر اخلاقیتر: قاعدهی زرین (آنچه در دیگران نمیپسندی در خودت هم نپسند) هم خوب است اما تنها در صورتی که "دیگران" آنرا رعایت کنند.
تذکر آییننامهای: منبع خبر اول، خودم هستم (المنبع فی بطن الجاعل). خیال کردهاید جهان به سرعت در حال کردانیزه شدن نیست؟!

نظرها
آلمانی ها ضرب المثلی دارند که می گويد:
die, die Dreckarbeiten verrichten
ترجمه فارسی اش می شود چيزی مثل: "آنانی که کارهای کثيف را به عهده می گيرند/ انجام می دهند". حالا در اين دعوا و ماجرای زمانه، "کار کثيف" را عباس معروفی عهده دار شده است. هر کسی را در اين جهان سهمی است...
Posted by: برادری | November 16, 2008 10:19 PM
سلام آقای میر دامادی من همیشه خودم از کسانی که توقع بیجا از آدم دارند خوشم نمی آید و از اینکه به قول حامد قدوسی توقع آنچنانی دارند از آدم می مانم
ولی متاسفانه بد جوری مانده ام دنبال ترجمه این شعر مولانا هستم به فارسی
اگه زحمتی نبود و وقتی نگرفت ازتون ممنون می شم
A lover asked his beloved, Do you love yourself more than you love me? The beloved replied, I have died to myself and I live for you. I’ve disappeared from myself and my attributes. I am present only for you. I have forgotten all my learning, but from knowing you I have become a scholar. I have lost all my strength, but from your power I am able. If I love myself I love you. If I love you I love myself مولانا
Posted by: مسعود | November 17, 2008 4:50 AM
سلام
من یک عدد نامه از جنس شبکه ای برایتان فرستادم .نمی دانم وصول گردید یا خیر؟
منتظر پاسختان هستم.
یاسر: یاهو رسما عاشقیت دارد ها من جواب نامه شما را شاید همان روز دادم دریافت نکردید؟
Posted by: سید مهدی طاهری | November 17, 2008 5:03 AM
سلام
تا الان که چیزی بدستم نرسیده.اگر لطف کنی باردیگر یا همین جا یک جورایی پاسخم دهید.
یاسر: یادم رفت سوالتان چی بود
Posted by: سید مهدی طاهری | November 17, 2008 1:17 PM
جناب یاسر خان! این خبری که رادیو زمانه زده و کلا اظهار نظر این چند دانشجوی تعلیق شده کذب محض است. من خودم در آن جلسه رحیم پور حضور داشتم. تمام تشنج آن جلسه فقط به علت پلاکاردی بود که روی آن نوشته شده بود "کشتار 67، حقوق بشر اسلامی". عصبانیت رحیم پور هم فقط بهمین خاطر بود. این چیزی است که با شیطنت از کنار آن می گذرند و واکنش دانشگاه را بخاطر اعتراض به "انقلاب فرهنگی" می خوانند! مسئله انقلاب فرهنگی چیز تازه ای نیست و همواره در نشریات و جلسات انجمن مورد نقد و اعتراض قرار می گرفت. ویدئوی اظهارات رحیم پور را هم آپلود کرده ام که می توانید در سایت خودم ببینید (حتما پیشنهاد می کنم این دو ویدئو را ببینید تا متوجه کردانیزه شدن رسانه ها و وبلاگ نویسان تحصیل کرده بشوید)!
مقایسه شما هم اشتباه است. اگر یک نفر در وسط سخنرانی یک شخصیت مهم در آمریکا که قرار است از مهم ترین شبکه های تلویزیونی آنجا پخش شود پلاکاردی بلند کند و مثلا از برخورد آمریکا با طالبان انتقاد کند و تعیین جایزه برای سر بن لادن را زیر سئوال ببرد و مغایر با حقوق بشر بخواند چه برخوردی با او می کنند؟ شما که در آن محیط زندگی می کنید که باید بهتر از ما بدانید!
یاسر:
جناب رضاخان به سایت شما سر زدم مطالب شما را خواندم و دو خبر رجا و امیرکبیر را هم خواندم فیلم ها را هم دیدم. اما صد افسوس که داستان چیز دیگری است از آنچه جناب رحیم پور گفتند. اگر آن به اصطلاح منافقین همانها بودند که آدم کشته بودند پس چرا محکوم به زندان شده بودند نه اعدام چرا پس از احراز سر موضع بودن آن هم به شیوه ای تفتیش عقایدی و نه به خاطر آدمکشی اعدام شدند؟ اصلا گیرم حرف ایشان درست اما اعتراض دانشجویان را حمایت از تروریسم دانستن خیلی بی نصافی است.
ضمنا ایشان که به روایت رجا فرموده اند:
رفتار استاليني يعني همين كه 10 نفر در مراسمي كه بانيان آن كسان ديگري هستند و موضوع ديگري دارد، وارد شوند و بر خلاف نظر و رأي اكثريت جلسه را به هم بزنند.
چرا به بهم زدن جلسات دکتر سروش هیچگاه اعتراض نکردند؟ نکند فقط وقتی جلسه ما را به هم بزنند بد است؟
از این گذشته ایشان در ادامه فرموده اند:
بزرگترين افتخار براي جمهوري اسلامي است كه اين افراد كه حتي كارهايي در حمايت از منافقين انجام ميدهند، ميتوانند راحت حرفشان را بزنند.
خوب حالا چه؟ حالاکه این عده تعلیق خورده اند؟
جناب رضاخان! شماکه روح لطیف باکریها تو را به خشوع وا می دارد از کسانی دفاع نکن که دیگران را یا مطیع می خواهند و یا سرکوبش میکنند.
Posted by: رضا | November 17, 2008 11:18 PM
جناب یاسر خان! اولا فکر کنم دروغ اول دوستانم مبنی بر اینکه حکم تعلیقشان بخاطر اعتراض به "انقلاب فرهنگی" بود روشن شده باشد. ثانیا، توجه دارید که جلسه صحبت های رحیم پور ازغدی یک میتینگ سیاسی معمول نیست. همواره صحبت های وی با چند دوربین تلویزیونی ضبط می شود. کمااینکه همین جلسه هم (البته با سانسور دقایق اخلال دوستان) یک هفته بعد در شب شهادت امام صادق از شبکه اول سیما پخش شد. از این حیث مقایسه چنین جلسه ای با سخنرانی دکتر سروش یک قیاس مع الفارق است. نشان به آن نشان که همین دوستان سال گذشته در میان سخنرانی حسن عباسی در همین دانشکده (که جزئیات مربوط به آن را هم همان موقع در وبلاگم نوشتم) دقیقا همین پلاکاردها را (به استثنای موضوع سال 67) تکرار کردند اما هیچ حکمی برایشان صادر نشد. ثالثا، من هم مثل شما معتقدم چسباندن دانشجویان به منافقین غیر منصفانه است. اگر هم حرفی می زنند صرفا از روی نادانی آنهاست. روی کلمه "نادانی" تاکید می کنم. مجددا از شما می پرسم اگر یک نفر در سخنرانی یک الیت فکری جامعه آمریکا پلاکاردی دست بگیرد و به برخورد دولت آمریکا با القاعده و طالبان (با همین جزئیاتی که گفتید، یعنی بدون محاکمه و...) اعتراض کند چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود؟ از شما دعوت می کنم این ویدئو را که در آن یک دانشجو در دانشگاه فلوریدا فقط یک سوال درباره انتخابات آمریکا(آنهم بدون بالا بردن پلاکارد و بدون حضور دوربین های تلویزیونی!)از جان کری (رقیب بوش در انتخابات گذشته ایالات متحده)می پرسد را ببینید: http://www.youtube.com/watch?v=iqAVvlyVbag
Posted by: رضا | November 18, 2008 5:35 PM
بنده دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر هستم و در آن جلسه هم حضور داشتم. اعتراضاتی که صورت گرفت هم در مورد انقلاب فرهنگی بود و هم در مورد کشتار 67 و موارد دیگر. اما چیزی که مرا متاسف میکند این است که اعتراض نسبت به انقلاب فرهنگی و حتی نقض حقوق بشر در سال 67 به منزله ی حمایت از منافقین تلقی شود.یکی از افرادی که یک ترم تعلیق شد پلاکاردی با مضمون " سوال داریم" را همراه خود داشت آیا او هم از منافقین حمایت کرده؟ پس بر خلاف نظر شما این تعلیق ها نه به علت ارتباط با منافقین بلکه تنها به خاطر اعتراض به سخنرانی ازغدی صورت گرفته و خبر رادیو زمانه و سایت های دیگر مبنی بر تعلیق از تحصیل به علت اعتراض به ازغدی صحت داشته است.من قصد مقایسه ی ایران با هیچ کشوری را ندارم اما اگر ما دم از ازادی و کرامت انسانی میزنیم بهتر است در مقابل یک سوال جواب آنرا بدهیم و در برابر یک اعتراض به کسی فحاشی نکنیم. "کشتار 67= حقوق بشر اسلامی" و یا " انقلاب فرهنگی = دانشگاه پادگانی" شعار مشخصی است. با چه استدلالی این شعارها را میتوان به منافقین ربط داد. اگر آقای ازغدی از کشتار 67 حمایت میکند ، حرفی نیست، کافی است بگوید دادگاه آن به اصطلاح جنایت کاران کی و کجا برگزار شده و تعدادشان چند نفر بوده و کجا دفن شده اند. و بگوید که بنا بر احکام اسلامی انها باید اعدام میشندند. چرا آقای ازغدی و سایر دوستانی که از او حمایت میکنند به جای آنکه به این سوالات پاسخ دهند سریعا دانشجویان را به منافقین ربط میدهند ، پس آیت الله منتظری هم که از این اعدام ها انتقاد کرده است منافق است؟ تمامی مجامع حقوق بشری هم که این اعدام ها را زیر سوال برده اند منافق اند و به انها ارتباط دارند؟ انتقاد از یک عملکرد غیر انسانی حق نسل امروز است. اگر احمدی نژاد به خود حق میدهد که هولوکاست را زیر سوال ببرد چرا به چند دانشجو اجازه داده نمشود این کشتار و اعدام ها را زیر سوال ببرند؟ کار ازغدی اشتباه بود و تعلیق انها نیز اشتباهی بزرگتر که از ذهن دانشجویان ایرانی پاک نخواهد شد و ازغدی نشان داد نه تنها تحمل شنیدن حرف مخالف را ندارد بلکه با کینه توزی و اتهام زنی به منتقدین خود آنان را از حقوق اولیه خودشان یعنی درس خواندن نیز محروم میکند
یاسر: با حرف های شما موافق ام و از کامنت شما ممنون ام گرچه تصریح نکرده اید اما ظاهرا مخاطب کامنت شما جناب رضا است. من هم استفاده کردم البته
Posted by: khaje nasir | November 19, 2008 10:45 PM
سلام، من کسی هستم که پلاکارد کشتار 67، حقوق بشر اسلامی را بالا بردم.
ما به هیچ وجه از هیچ کدام از گروههای خارج از کشور حمایت نکردیم. در سال 67 کسانی اعدام شدند که سالها قبل دستگیر و توسط دادگاه انقلاب به زندان محکوم شده بودند. پس از جنگ و مستقر شدن نظام، برخورد غیر انسانی-اسلامی با مخالفان شروع شد و نماد آن کشتار غیر اسلامی-انسانی 67 بود.
برای آگاهی بیشتر از ماجراهای این سال رجوع کنید به کتاب خاطرات آیت الله منتظری و همچنین کتاب بدون مجوز آقای آبراهامیان (در سایت www.khavaran.com)
Posted by: بهنام صفری | November 22, 2008 7:18 PM
بنده هم از دانشجویان دانشگاه ایالتی آریزونا هستم و خواستم با احترام بگم که تا حالا افتخار زیارت بطن شما رو در این حوالی پیدا نکردم :)
یاسر: بطن من به صورت امواج مخفی بر فراز این دانشگاه همچون عقابی تیزتک در نوسان است
Posted by: فروهر | November 25, 2008 5:47 AM
جناب فروهر ، گمان می کردم دانشجویان دانشگاه ایالتی آریزونا از هوش و ذکاوت بیشتری برخوردار باشند اما ظاهرا شما پیام نوشته را نگرفته اید.
Posted by: سید سراج الدین میردامادی | November 27, 2008 10:07 AM
دریاره [...] که تئورسین رژیم شد :
به آقای [...] و کسانی که از او حمایت میکنند بفرمایید اصلاٌ دهه شصت را بخاطر دارند
که در همان سال شصت با تمامی گروه های مخالف ، به کمک سپاه پاسداران تصفیه حساب نموده و همگی را تار و مار کردند و آنها نیز نا خواسته به راهی رفتند که رژیم پیش رویشان گذاشت ، جوانانی بیست و بیست و پنج ساله را به پای چوبه دار بردند و در گورهای دسته جمعی و دو سه طبقه در بهشت زهرا و گورستان مسکر آباد دفن کردند
اگر رژیم واقعا رژیم مردمی است چرا بدون محاکمه در تابستان ۶۷ به حکم جلاد رژیم حکم اعدام زندانیان سیاسی را داد.
من که خود از سابقه امثال باصطلاح [...] ها آگاهم ( ایشان یا ۱- روحانی بدون لباس یا ۲- عضو انجمن حجتیه و یا ۳- عضو سپاه پاسداران میباشد و یا هر سه)
البته ایشان با رفتن در زیر پوستین دکتر شریعتی ها ، سعی در خام کردن نسل چهارمی ها دارند تا در آینده ای نزدیک که قرار است کشور را سپاه و افراطیون انجمن حجتیه در دست گیرند ، زمینه های لازم فراهم گردد .
و لی ایکاش نسل جوان آگاه گردند.
ایکاش ….
امثال [...] ها اگر وابستگی به رژیم نداشتند به والله بایستی جلوی مسجد شاه کفش واکس میزدند ، نه اینکه پای منبر صدا و سیمای وابسته به رژیم بروند.
ما در کشوران عالم کم نداشته و نداریم که امثال او بخواهند حرفی برای گفتن داشته باشند….
Posted by: sirus | March 28, 2009 6:49 AM