« سخنرانی دکتر سروش در کانون توحيد لندن | صفحه‌ی اصلی | رونق مسلمانی از سکوت همچو منی »

فضیلت آمد پاداش فضیلت

خواندن مطلب خواندنی و در خور تامل اخیر استاد ملکیان در وب‌سایت ارزشمند «عقلانیت و معنویت» (خدا گردانندگان آن را خیر کثیر دهاد) مرا واداشت که خواندن آن‌را به همه‌ی علاقه‌مندان به اخلاق‌شناسی فلسفی و بلکه به طور کل علاقه‌مندان به تامل و‌رزی در حوزه‌ی اخلاق توصیه ‌کنم (خواندن این متن نیاز به داشتن هیچ گونه پیشینه‌ی فلسفی ندارد، پس، مردّدان در خواندن این‌گونه نوشتارها شجاعت خواندن داشته باشند.) این نوشته خود حاوی درسی اخلاقی است زیرا جناب ملکیان صریحا تغییر رای‌شان را در حوزه‌ی «چرایی اخلاقی زیستن» تصریح می‌کنند و رای سابق خود را نقد. کاش این سنت حسنه در میان متفکران ما باب شود که خودشان به گذشته‌شان نظر کنند و تغییرات فکری‌شان را رصد کنند و آن‌را با پیگیران آثارشان به صراحت در میان بگذارند.

 خواندن این متن مرا به یاد این شاه‌جمله‌ی اونامونو در «درد جاودانگی» انداخت که، به تعبیری، خلاصه‌ی رای جدید استاد ملکیان نیز هست: «سعادت، پاداش فضیلت نیست، خود ِ آن است».

ضمنا از خوش‌آمد روزگار، آخرالامر پس از گشتن‌ها ( از باب: من طلب شیئاً و جهد وجد)، نسخه‌ی الکترونیک ترجمه‌ی انگلیسی این اثر اثرستان را یافتم، کسی طالب است ایمیل بزند برای‌اش می‌فرستم. (خصوصا آنان که طالب تقویت زبان انگلیسی در حوزه‌ی علوم انسانی‌اند اگر آن‌را با ترجمه‌ی، ظاهرالامر، خوبِ استاد خرمشاهی مقابله کنند، چه بسا برای تقویت زبان کارگر افتد.)


 این هم آدرس مطلب استاد ملکیان:
 http://manaviat.blogfa.com/post-188.aspx





مطالب مرتبط

دیگری شما را آزاد خواهد کرد

ملاحظاتی مقدماتی در باب "اخلاق ابراز باور"

ماجرای عشق پرسیدم ز عقل...

فاقد شیء مُعطی شیء می‌شود!

سنت و تجدید راه خویش نمودند (؟)

جهان پست‌مدرن و شورش علل بر دلایل

از تعبد در دین تا تعبد در فلسفه

درنگی روش‌شناختی

کلاف سر در گم عینیت

نگاه دختر عاقل به نامه‌ی عاشقانه

دکتر بهشتی در مشهد (2)

دکتر محمدرضا بهشتی در مشهد (1)

که من از جریده‌ی مدرسه سرشار شدم

درباره‌ی مرگ به مثابه‌ی موضعی معرفت‌شناختی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش دوم) جاناتان دال هنتی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش اول) جاناتان دال هِنتی

در کیستیِ روشنفکر

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/4528

نظرها

آقای میردامادی عزیز من متن انگلیسی سیطره خیر آیریس مرداک را دارم ولی دو بخش اول کتاب را ندارم. چون کتاب از سه مقاله تشکیل شده و مقاله آخر تحت عنوان سیطره خیر است.اگر آن دو بخش را دارید زحمت ایمیلش را بکشید. ممنون
یاسر: من هیچ بخشی از این کتاب را ندارم لطفا شما آن بخشهایی که داری رای برای من ایمیل کن اخوی پدر شده

آقای میردامادی من خیال کردم منظور شما کتاب "سیطره خیر" نوشته آیریس مرداک که زیر نظر استاد ملکیان ترجمه شده و در دفاع از اخلاق فضیلت است، می باشد ولی دوباره که نگاه کردم فهمیدم مرادتان درد جاودانگی است. که خوشحالیم دو چندان شد. ممنون می شوم که متن انگلیسیاین اثر را میل کنید. از خود استاد شنیدم که ترجمه خرمشاهی زیبا هست ولی امین نیست
.یاسر: باشه اخوی پدر شده

حضرت یاسر،
سلام. امیدوارم خوب باشید. «از بخت شکر دارم و از روزگار هم» که توفیقی بود آن شب در محضر جناب ملکیان باشیم. اما نکته‌ای هست. من تصور می‌کنم وقتی می‌گوییم «فلان چیز مطلوب لذاته است»، باید بگوییم برای چه کسی. می‌توان گفت «الف برای شخص ب مطلوب لذاته است» و این بدین معناست که شخص ب مطلوبیت الف را با مراجعه به خود شهود می‌کند و نیازی به دلیل نمی‌بیند و از چرایی آن نمی‌پرسد. بله شاید بتوان گفت «آرامش مطلوب لذاته است» به این معنا که اکثریت قریب به اتفاق آدمیان توافق دارند که آرامش مطلوب است و آن را شهود می‌کنند. اما اگر کسی پیدا شد و گفت که نمی‌فهمد چرا آرامش خوب است نمی‌توان به او گفت «آرامش مطلوب لذاته است اما تو نمی‌فهمی.» این جمله به زعم من بی‌معنا است. به همین قیاس، اگر کسی از عقلانیت اخلاقی زیستن بپرسد، نمی‌توان به او گفت اخلاق مطلوب لذاته است، مگر آن که خود شخص این را شهود کند. به عبارتی، اگر چه «اخلاقی زیستنِ» کسی که زیبایی اخلاق را می‌بیند و به تعبیر آقای ملکیان جمالِ اخلاق او را گرفته، عقلانی است، ولی هم‌چنان این سوال جواب داده نشده که اگر کسی اخلاق را مطلوب لذاته نیافت، آیا اخلاقی زیستن، برایش عقلانی است یا خیر.
زیاده گوییم را ببخشید.

پ.ن. اگر نسخه‌ی انگلیسی آن کتاب را برایم فرستید خیلی ممنون خواهم شد
یاسر: نکته ای که گفتید در خور تامل بود به تعبیر دیگر باید مراد خود را از مطلوب لذاته روشن کنیم و تلاش شما در خور تفکر است.

سلام آقا یاسر

الحق زحمت خوبی میکشند بی چشمداشت.

این شکل مثل و یا حدیث را ندیده بودم در مقابل شکل مشهور ...و جدّ وجد چنانکه مولانا آورده است:

چون طلب کردی بجِدّ آمد نظر
جِد خطا نکند چنین آمد خبر

اخوی پدر شده دیگر چه فحشی است؟!!!!
yaser: fohsh nist yani be magham-e pedari resideye az vaghti pesarat be donya amade. shoma mesl-e in ke kheyli zood hame chiz ra fohsh hesab mikoni baradar

فکر می کنم مرا با سید عباس سیدمحمدی اشتباه گرفته ای! چون ایشان به مقام پدری نائل شده اند.
Yaser: hamintor ast. ozrkhahi.

جناب میردامادی مطمئن نیستم شما من رو به یاد آورید اما در هر صورت سلام. ممنون میشم اگه متن انگلیسی کتاب مذکور رو برام بفرستید.
yaser: ta kamtar az 24 sa'at-e dige miferestam. 24 sa'at-e nakhabidam emtehan dashtam.

اگه لطف كنيد براي من بنده طالب فلسفه و مبتلا به دردهاي فكري بفرستيد ممنون ميشوم. همه يادداشتهاي شما رو خواندم ضمن اينكه در سطح بالاتري از عرف علمي و انديشگي ما در ايران نوشته شده اند اما قابل نقد و تأمل هم هستند شايد فضيلت پاره نظرات تو آقاي ياسرخان همين نقدپذيري و انسانمداري و خدشه‌پذيري باشد.

دوست عزیز

چندی است همراه دغدغه های مبارکت هستم.لطف نمایید اثر اونامونو را بفرستید.

ارادتمند

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)