پردهی پندار دریدند؟ و بازهم در بارهی داوکینز
دارم کتاب «پندار خدا»ی جناب ریچارد داوکینز را میخوانم. نکتهای که در این کتاب، دست کم تا اینجایی که من خواندهام، هویداست، قلم عصبانی و نامحترمانهی او نسبت به دین و دینداران است. او صراحتا در جایجای کتاب، مومنان و متدینان را افرادی ساده لوح و تکاملنیافته معرفی میکند. او خود از اینکه چنین ادبیاتی میتواند موجب اعتراض خوانندگاناش شود، خصوصا خوانندگانی که از آنها تحت عنوان دینداران آزاداندیش یاد میکند آگاه است (یعنی در میان سادهلوحان و تکاملنیافتهها هم آزاداندیش پیدا میشود؟) و از اینکه چنین ادبیاتی پیشه کرده است، شرمنده نیست. پاسخ او به نحو خلاصه این است: در غرب هر چیزی را میشود مسخره کرد و دست انداخت (از فلان سیاستمدار گرفته تا فلان بازیگر سینما) اما دین را گویی جز با احترام نمیتوان بررسی کرد. مضافا متدینان هر دین، مقدسات ادیان دیگر و نیز باورهای خداناباوران را به سخره میگیرند اما کسی حق ندارد با دینشان چنین کند.
به نظر من و با حفظ درجهای از عدم قطعیت، حتی اگر فاکتی که داوکینز بر اساس آن استدلال خود را بنا کرده صادق باشد، این استدلال یک مغالطه (fallacy) است. در این نوع مغالطه، که آنرا میتوان از «مغالطات مقام دفاع» خواند، فرد در مقام پاسخ به اعتراضی که از سوی دیگران به او ابراز میشود، کوشش میکند نشان دهد: یا خود ِ اعتراضکننده نیز دچار همان خبط و خطا است و یا اینکه نشان دهد همه همینکار را میکنند و سپس از ایراد این نکته، تصریحا یا تلویحا، چنین استفاده میکند که گویی به این دلیل، او نیز در انجام امر مورد اعتراض بر خطا نیست. به این نمونه، که احتمالا به گوشمان آشناست، دقت کنید: «در پوشالی بودن ایدهی حقوق بشر همین بس که کشورهایی که ندای حقوقبشرخواهیشان گوش فلک را کر کرده است، خود زندانهایی چون گوانتانامو و ابوغریب دارند و دست به اشغال کشورهای دیگر میزنند و از دولت غاصب صهیونیستی ِ تا بن دندان مسلح اسرائیل، حمایت همهجانبه میکنند». بگذارید ظاهر پر طمطراق این استدلال را، هنگامی که از سوی حاکمان این دیار و منابر و رزنامههای آنها گفته میشود، بتراشم و باطن آن را برایتان ساده و آفتابی کنم: «ما در زیر پا گذاشتن حقوق بشر حق داریم زیرا آنان که مدعی حقوقبشر اند هم، خود چنین میکنند».
به این نوع شبه استدلال، مغالطهی «خودت هم» (you too) میگویند. در پاسخ به چنین نوع مغالطهای میتوان گفت: گیرم من یا دیگران چنین کاری میکنند، تو چرا کار آنها را تکرار میکنی؟ و یا اینکه: گیرم متدینان در باورهای دیگران به چشم کم نگاه میکنند، توی داوکینز چرا چنین میکنی؟ و یا: گیریم دول غربی مدعی ِ حقوق بشر، آنرا نقض میکنند، شما چرا چنین میکنید؟ شما چرا عملا، به وجهی پوشیده و نسنجیده، غربزده هستید و میکوشید نقض حقوق شهروندان ِ خود را با ارجاع به غرب، توجیه کنید؟
با این حال منظور من از بیرون کشیدن این نکته، آن هم از اوایل این کتاب و تحلیل جنبهی مغالطی آن، اصلا این نیست که این کتاب «سراسر مغالطه است و ارزش خواندن ندارد». یک دلیل مهم برای اینکه چرا چنین ادعایی نمیکنم، دلیلی است که ممکن است از فرط سادگی، خندهدار به نظر برسد: چون هنوز همهی این کتاب را نخواندهام!

نظرها
استاد شرمنده... اما من احساس می کنم شما خیلی سریع و شتابزده تصمیم گرفته اید. حرفی که داوکینز زده اشتباه نیست. بزرگتری دستاورد بیانیه ی حقوق بشر در زمان خودش همین دستور به محترم شمردن ادیان در جای خویش است. هرچند که ادیان را چیز خصوصی ای می داند. اما حال دیگر دوران پیشرفت کرده. یکی از سودمندی های این بیانیه مبارزه با ایجاد تقدس است. تقدس همان چیز است که مصونیت می آورد و مصونیت همان چیز است که فساد را ایجاد می کند.
وظیفه ی یک روشنفکر گوشزد کردن خطرات هم هست! شک دارید؟ اتفاقا بنده از این حرف داوکینز بسیار لذت بردم که خط قرمز شمردن دین را اشتباه می شمارد و توصیه به برخورد متقابل می کند.
در زمینه ی حقوق بشر هم با عرض پوزش من مطمئنم اگر کتاب را ادامه دهید این حرف را نخواهید زد.
Posted by: طاها | May 21, 2008 11:36 PM
در مورد قضیه حقوق بشر و استدلال جمهوری اسلامی که فرمودید،نکته دیگری هم وجود دارد و آن این است که مسوولان جمهوری اسلامی کل مفهوم حقوق بشر و مزایای آن را به استناد آنچه در عراق میگذرد نفی میکنند در حالیکه آنچه در عراق میگذرد صرفا دولت و نظامیان آمریکا را زیر سوال میبرد ، نه مفهومی مانند حقوق بشر را...مزایای رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی در کشورهای اروپایی برای شهروندانشان چیز قابل انکاری نیست...حتی خود آمریکا هم در کشور خودش و برای مردم خودش حقوق بشر را رعایت میکند و مردمش هم کاملا از مزایای آن بهره مند میشوند
Posted by: ساجدی | May 23, 2008 1:43 AM
سلام علیکم مشدی!
در بحث ذیل
http://hermeneutics.blogfa.com/post-35.aspx
شرکت کن.
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، ایران، تهران | May 24, 2008 10:56 PM
ادامه:
شاید صد سال بعد مردمان بخندند که این «ولایت فقیه» چی بوده که تو بوق و کرنا می کردند. و:
شاید صد سال بعد هوشمندان و اهل تفکر این را هم بفمند که اعلامیه ی حقوق بشر چی کاره است که بگوید مردمان در دین خود آزاد هستند یا آزاد نیستند.
بابا! این عقل را یا خدا به ما داده یا از آسمان افتاده تو کله ی ماها. به هر حال، ما اگر این عقل را به کار بیندازیم، به «خدا» می رسیم یا نه؟ به «ضرورت ارسال سفرای الاهی» می رسیم یا نه؟ این «اعلامیه ی حقوق بشر» شده بُت. شده معشوق معشوقان. شده محبوب محبوبان.
هرچند من نگرش مثبتی به این که امثال محمدتقی ی جعفری رحمت الله علیه شخصاً «اعلامیه ی حقوق بشر از دید اسلام» می نویسند، ندارم، ولی:
ماده ی یک اعلامیه ی حقوق بشر چنین است:
ماده 1- همه افراد بشر آزاد و با حيثيت و حقوق يكسان زاييده مي شوند و داراي موهبت خرد و وجدان ميباشند و با يكديگر با روحيه برادري رفتار كنند.
خب. آیا از نظر «حق تدوین و تنظیم ابلاغ اعلامیه ی حقوق بشر» هم ما و آن محترم تنظیم کنندگان و ابلاغ کنندگان اعلامیه ی حقوق بشر برابریم؟ ظاهراً ماها وظیفه ی «پذیرفتن اعلامیه» را داریم و آنان «حق تنظیم و ابلاغ اعلامیه».
انبیا و امامها و قرآن خاک می خورد. کیف می کنیم آثار افلاطون و ارسطو و هایدگر و ویتگنشتاین را بخوانیم. من مخالفتی با مطالعه و تعلیم و تعلم آثار نامبردگان ندارم، ولی هدف اعلای ماها از تعلیم و تعلم و تفکر چیست؟ واقعاً چیست؟
Posted by: سیدعباس سیدمحمدی، ایران، تهران | May 24, 2008 11:08 PM
slsm
nakhundam cherash bemune chon dalil dare
ama ....
ba ehteram
sayeesabz
Posted by: sayeesabz | May 25, 2008 2:12 AM
پس از سلام و تحیت
بنده نسخه پی دی اف این کتاب رو در اختیار دارم. می خواستم بدونم شما نسخه اصلی رو مطالعه می کنید یا به ترجمه این کتاب هم دسترسی دارید؟
Posted by: آتبین | June 6, 2008 6:59 PM
دوست عزیز اگر نظر گوینده ی عبارت -درباره ی ایده ی حقوق بشر- به صدق منطقی یا اخلاقی این ایده نباشد بلکه به صدق اخلاقی مدعیان این ایده، آن وقت باز هم تحلیل خود را کامل و درست میدانید.
Posted by: کوثر | December 2, 2008 6:57 AM
تصور میکنم کتاب را درست نخوانده اید و از آنجا که کتاب روی تعصب شما دست گذاشته چنین نظری دارید...این کتاب آگاهی بخش ترین کتابی بوده که من و تمام دوستانم در طی این سالها خواندهایم..کتابی که تنها به انسان و انسانیت احترام میگذارد
Posted by: فرشید | April 11, 2009 9:41 AM
البته همانطور که خودتان ذکر کردید ، کمی عجله کردید. کتاب را تمام کنید در ابتدا :)
در ضمن دوستان یک گفتگوی جالب و علمی بین "موحدین" و معتقدین به نظریه تکامل در اینجا شکل کرفتهک در صورت تمایل در این بحث شرکت نمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=943&page=6
Posted by: شاهین | November 23, 2010 9:24 PM