« معرفت‌شناسی دين (۱) | صفحه‌ی اصلی | معرفت‌شناسی دین (2) »

گر تو الهیات بدین نمط خوانی...

 
[خبر توقیف هم‌میهن را ساعتی قبل تلفنی از متین غفاریان، مسئول صفحه‌ی اندیشه‌ی این روزنامه شنیدم. خیلی حیف شد روزنامه‌ی خوبی بود...من با صفحه‌ی اندیشه‌ی آن همکاری داشتم و قرار بود ستون ثابتی تحت عنوان «معرفت‌شناسی دین» داشته باشم که تا زمان توقیف سه شماره از آن چاپ شده بود. این مطلب را برای انتشار در آن روزنامه نوشته بودم]

صحبت اخیر شیخ احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، که در آن به رای آوردن محمود احمدی نژاد رنگی قدسی زده بود و برای این کار از خواب دیدن راننده‌ی تاکسی‌ای سود جسته بود، با واکنش‌هایی از سوی کروبی و دیگران مواجه شد. سخن جنتی و اعتراض دیگران و در راس آن‌ها کروبی، آشکارا اعتراضی سیاسی است، اعتراض به نقض بی طرفی از سوی دبیر شورای نگهبان و گسترش خرافه‌پروری از سوی خطیب نماز جمعه؛ خصوصا در دورانی که هم حاکمیت و هم روحانیون اصلاح طلب بر لزوم جلوگیری از خرافه‌‎پروری تاکید دارند. هر چند از نظر سیاسی مخالفت حاکمیت با خرافه‌پروری، عملا تنها شامل روحانیان مستقل از حکومت می‌شود و پروراندن خرافه‌هایی مشابه از سوی روحانیان حکومتی (مانند مورد جنتی و البته مواردی مشابه از سوی شیخ ابوالقاسم خزعلی و دیگران) عملا مشکلی برای آن‌ها در درون حاکمیت ایجاد نمی‌کند. اما از سویه‌ی سیاسی سخن جنتی و واکنش کروبی که بگذریم، این داستان، جنبه‌ای الهیاتی هم دارد، همان که حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران، در اعتراض به این داستان گفت: «هیچ کس نمی‌تواند از سوی خدا اظهار نظر کند».

آیا هیچ کس نمی‌تواند از سوی خدا اظهار نظر کند؟ باید سری کوتاه به الهیات شیعه‌ی امامیه بزنیم. امامت شیعی، در نظر شیعیان، جایگاهی در ادامه‌ی نبوت است. برای عقلانی‌سازی آن، چنین استدلال شده که معصومانی لازم اند تا احکام نبوی را بسط دهند و امر هدایت را به پیش برند. به این افراد البته وحی نمی‌شود (گرچه به اعتقاد شیعیان از گونه‌ای الهام الهی برخوردارند) ولی منصوص از سوی خداوند اند یعنی اسامی آن‌ها را خداوند به نحو مشخص تعیین کرده و ابلاغ نموده است. دوازدهمین امام شیعی، غایب است، او یگانه حجت زنده‌ی خدا بر زمین است (شیعه‌ی زیدی و اسماعیلی، به امام زمان غایب، به شیوه‌ی امامیه، باور ندارند). در عصر غیبت امام دوازدهم، فقیهان، جانشینان امام معصوم اند. گرچه در مورد حدود ولایت فقیه، میان فقهای امامیه اختلاف است، اما همه‌ی فقیهان اصولی، دست کم، در این امر اتفاق نظر دارند که فقها، حق افتاء دارند و دیگران اگر مجتهد یا محتاط نیستند باید در امور شرعی فرعی از فتوای آن‌ها تبعیت کنند (تنها امامیه‌ی اخباری با این رای مخالف اند). داشتن حق افتاء، داشتن حق سخنگویی از سوی خداوند است: «عمل به این رساله مُجزی است ان شاء الله» جمله‌ای که در ابتدای تمام رساله‌های عملیه به خط خود فقیه نوشته می‌شود و با مهر مخصوص او مهر می‌گردد. «مجزی» در ادبیات فقهی امامیه یعنی عمل به این رساله موجب می‌شود که فرد در مقابل خداوند حجت داشته باشد و معذور باشد حتی اگر فقیه در استنباط حکم الهی از منابع آن، به خطای غیر عمد رفته باشد. مجزی بودن عمل به رساله‌ی فقیه به این معنا نیز هست که تخطی از عمل به رساله‌ی عملیه‌ی فقیه، مساوی با سر پیچیدن از فرمان الهی است و این آشکارا یعنی فقیه، سخنگوی خداوند است.

بی شک مخالفت کسی مانند کروبی با سخن جنتی، به معنی نقد الهیات سنتی امامیه نیست. باورهای الهیاتی کسی مانند کروبی و جنتی، تفاوت بنیادینی با هم ندارد. کروبی تنها بر اساس تجارب سیاسی خود دریافته است که در وسط معرکه‌ی دعواها و اختلاف‌های سیاسی بهتر است از مقدسات مایه گذاشته نشود و بر خواب‌ها و کشف و شهودها تکیه نشود و گرنه خود او بر اعتبار پاره‌ای از خواب‌ها و کشف و شهودها تاکید کرده است. او به فراست در یافته که چنین کشف و شهودها و خواب دیدن‌هایی، تیغ دو دم است و اگر به مثابه‌ی منبع معتبری به کار گرفته شود، می‌تواند به کار گروه‌های افراطی اسلامی (از نوع وطنی یا عربی) نیز بیاید (شاید اعضای گروه فرقان هم برای برخی از ترورهای خود خواب می‌دیده اند!).

مخالفت کروبی با سخن جنتی، مخالفتی در درون الگوی الهیات سنتی امامیه است. تنها پاره‌ای از روشنفکران دینی اند که به نقد مفروضات بنیادین الهیات سنتی می‌پردازند و معتقدند با ختم نبوت (و در مورد شیعه‌ی امامیه بهتر است بگوییم با شروع عصر غیبت کبری) خداوند دیگر صرفا از طریق عقول و قلوب آدمیان با آن‌ها سخن می‌گوید. حجت ظاهری پایان یافته ولی حجت باطنی ختم نشده است. بر این اساس، بی آن‌که تخصص در فهم متون دینی را نفی کنند، بر آن اند که همگان حق قرائت و فهم متون دینی را دارند و تفسیر دین، حق انحصاری فقیهان نیست. به تعبیر دیگر آن‌ها معتقدند «دیگر هیچ کسی سخنگوی خداوند نیست» و این، معنیِ آن سخن آن‌هاست که دین مفسر دارد اما متولی نه. این پروژه، که احیای تجربه‌ی اعتزال نام گرفته، در ایران معاصر، با افت و خیزهایی، توسط روشنفکرانی مانند سروش، شبستری و ملکیان پیگیری می‌شود (در مورد ملکیان بهتر است بگوییم پیگیری می‌شد).

به نظر می‌رسد که الهیات جدید اسلامی و نقد روشنفکران دینی بر الهیات سنتی، قطع نظر از موجه یا ناموجه بودن نظری آن، به علت سویه‌های رادیکال‌اش، از نظر جامعه‌شناختی شانس کمی برای تبدیل شدن به گفتمان غالب در ایران امروز را دارد و به احتمال زیاد صرفا و تا اطلاع ثانوی در حد گفتمانی روشنفکرانه باقی خواهد ماند. با وجود همه‌ی این نقدها و تلاش روشنفکران دینی برای جایگزینی الهیات سنتی با الهیاتی جدید، الهیات سنتی امامیه هنوز زنده است و حاکمیت نیز از آن برای حدوث و بقای مشروعیت خود استفاده می‌کند.

الهیات سنتی را می‌توان به بنزین تشبیه کرد. ماده‌ی حیاتی‌ای که اگر از آن زیاد استفاده شود، دیر یا زود، جیره بندی خواهد شد. پاره‌ای از اصلاح طلبان سنتی، که به نقد رادیکال روشنفکران دینی نسبت به الهیات سنتی بی میل اند، با اعتراضات سیاسی خود، در صدد القای این تذکر به حاکمیت اند که: در مصرف الهیات سنتی، در میانه‌ی معرکه‌ی دعواهای سیاسی، صرفه جویی کنید، مصرف بی رویه و نابجای آن می‌تواند ما را با «قحطیِ الهیاتی» مواجه کند، یعنی با همان چیزی مواجه کند که در ادبیات رایج، از آن به «دین‌گریزی نسل جوان» تعبیر می‌شود.

مطالب مرتبط

آیتی بهتر از این می‌خواهید؟

منطق و حق نبرد

چرا رگه‌های استبداد میان سبزها را جدی باید گرفت؟ نمونه‌ی اشکوری و دفاع از جرس

خداحافظ شیخ! به شکوفه‌ها، به باران برسان سلام ما را

حکومتی نگران از پارگی

الاهیات سیاسی زندان

وجوهات ِ سرکوب

وضع امروز ما از زبان محی الدین ابن عربی

عکس دردناک: قدردانی از رتبه نخست کنکور و المپیاد ایران و دانشجوی افتخارآفرین آکسفورد در بیدادگاه

جنبش سبز عدم خشونت

کدیور در باب استبداد فردی با روکش دینی

محمدرضا جلایی‌پور را آزاد کنید!

حفظ قدرت از اوجب واجبات است

جز انتظار و جز استقامت...

خداحافظ ایران

بود آیا که ایام "محنت محمودیّه" به سر آید

پایان باطنیان حوزه (؟)

اول ای جان دفع شر جور کن

بود آیا که درِ «مدرسه»‌ها بگشایند؟

مازاریان در باب احمدی‌نژاد

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1367

نظرها

سلام
تسلیت عرض می نمایم!

ببین ! اون به علت مسائل سیاسی توقیف نشده ! به علت شانس خیلی خیلی خوب تو توقیف شده برادر . . . ای گند بزنن اون شانستو که هر جا پا میذاری به گند کشیده میشه دو روزه !!

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
نشانه ی خدا و سخنگوی خدا، احمد جنتی، مافی الضمیرت را خواند و پیشاپیش روزنامه را، و مقاله ی تو را هم، تعطیل فرمود!
گفت و گوهای کروبی ـ جنتی برای من بیمزه و الکی شده. معتمد من زمان شاه زندان بوده. کروبی هم زندان بوده. کمونیستها می رفتند به کروبی می گفتند «حاج آقا ملاقاتی داری». کروبی وقتی نفس کمونیستها بهش می خورده می رفته وضو می گرفته. چند بار این عملیات تکرار می شده. کروبی آخر سر عصبانی می شده.
ماها بخواهیم شاگرد امام جعفر صادق باشیم.

سلام من با آقای طاهری موافق نیستم چون این مورد استثناء بود.

هم میهن کرباسچی توقیف نشد. رفع توقیف قبلیش لغو شد.

سلام بسیارزیبا نوشتی و حق مطلب رو ادا کردی پیشنهاد من اینه حتما تو روزنامه به صورت حرفه ای بنویسی واقعا حیف این قلم که خاک بخوره.

بسم الله الرحمان الرحیم. سلام!
آیا با آنچه بانو دینا کاویانی در
http://abiraha.persianblog.com/1386_4_abiraha_archive.html
نوشته موافقی؟
***
آهان! پس «توقیف» نبوده!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)