اطلب الرفیق ولو بالسایبر
یکی از دوستان شفیق بنده، از همانها که دیدناش مرا آرام میکند و حکم «لتسکنو الیه»ای را برایام دارد، به همت یکی- دو دوست طلبهی بلاگر دور و بر او، خصوصا علیرضا مازاریان عزیز، وبلاگدار شده است. خلاصه اینکه چینی نازک تنهایی یکی از پرتترین آدمها از سایبر هم بالاخره شکسته شد و از غار افلاطونیاش بیرون آوردندش!
جناب امیرمهدی حکیمی اکنون مدیر بخش ادب و هنر دفتر تبلیغات اسلامی مشهد است و تا به حال توانسته پای هفت هنر ممنوعه را به آرامی به حوزهی عملیهی مشهد باز کند.
امیر مهدی، از تبار تفکیکان خراسان است: پدرش شیخ محمد حکیمی، از نویسندگان دایره المعارف حدیثی الحیاه و کتابهای دیگری است که بنده افتخار شاگردی ایشان را داشتهام، عمویاش، محمد رضا حکیمی، نویسنده و تفکیکی مشهوری است که بینیاز از معرفی است، پدربزرگ مادری¬اش، مرحوم شیخ ابوالحسن شیرازی، امام جمعهی فقید مشهد است که به زهد و ساده زیستی و مردمداری در نزد مشهدیها شهره بود. اما هیچکدام از اینها موجب ارادت و دوستی درازدامن ما و او نشد.
دوستی ما به سالهایی بر می¬گردد که در مدرسهی علمیهی بعثت، همپیاله و همسخن بودیم. آن سالها خصوصا بحث در باب آراء دکتر سروش میان من و او داغ بود. معمولا بنده در دفاع از آراء دکتر سروش و او در نقد آراء او سخن میگفت. امیرمهدی در نقد آراء سروش سخت از عمو و شوهر خواهرش، حسن رحیم پور ازغدی، متاثر بود و هست. بحثهای ما برخی اوقات به اوقات تلخی و عصبانیت نیز میکشید. امیر سخت درد دین داشت و من ذرهای در خلوص دردمند بودن¬اش تردید نداشتم و ندارم. اما دوستی ما با تمام آن اختلاف نظرها، که با گذشت سالها از عمق آن کاسته نشده، همیشه گرم باقی ماند.
امیر مهدی، نمونهی کسانی است که در مقام نظر حاضر نیستند ذرهای از اصول خودشان کوتاه بیاییند اما در عین حال در مقام عمل با همان کسی که در اصول با او هم نظر نیستد، رفیقاند. تساهلی که در او دیدهام حتا در برخی از روشنفکران ندیدهام. خدا-پیغمبر را هم که رد کنی، بحثاش را با تو میکند و ممکن است از ناراحتی رگ گردناش هم بیرون بزند و دستاش را هم از ناراحتی تند-تند حرکت دهد (این آخری را خوب به خاطر دارم) اما پس از بحث لبخندی بزند و چاییاش را سر بکشد و با لحنی آرام بگوید: خوب دیگه چه خبر؟
امیر همسری هم دارد که دختر دایی اوست و کمی از خودش ندارد (اگر بیش نداشته باشد) فقط اشکال کار اینجاست که این زوج، اسباب جمع دارند و کاری نمیکنند که یک سرباز به تبار تفکیکیان اضافه شود!
امیر احتمالا بیشتر از ادبیات خواهد نوشت اما بیشک باید مجبورش کرد که از عمویاش بنویسد و از مکتب تفکیک.
ورود او را به بحر مجازی سایبر، تبریک و تسلیت میگویم.
و این هم آدرس:
http://kaghazha.blogfa.com/

نظرها
آقا سید سلام
ضمن تقدیر از این همه وفاداری و مهربانی, گویا از تألیفات خوبِ امیر مهدی فراموش کردید.
بویژه کتاب خوب
"سیرۀ امام رضا(ع)"
پیروز و سربلند باشید.
یاسر: بین چه عزیزی کامنت گذاشته آره راست میگی خیلی چیزهای دیگر هم یادم رفت آخه از ذوقزدگی با عجله نوشتم. سید باز هم یادی از وبلاگ ما از خدا برگشتهها بکن.
Posted by: سیدمهدی علمی حسینی | January 22, 2007 2:16 AM