« وحی شناسی(4) | صفحه‌ی اصلی | آیا باور به خدا محتاج دلیل است؟ »

آیا سکولاریسم، جزء ضروری مدرنیته است؟

[ این گزارش کامل نیست و من دیگر فرصت و حال کامل کردن آن را ندارم اما همین مقدار هم روشنگر است]
به دعوت مشترک مرکز فعالیت‌های قرآنی دانشجویان ایران شعبه‌ی مشهد و مرکز محققان دفتر تبلیغات اسلامی مشهد، دکتر احمد صدری، استاد جامعه شناسی دانشگاه شیکاگوی آمریکا، به مرکز خراسان رضوی سفر کرد.
میزبانان وی، برای او در مشهد دو برنامه‌ی سخنرانی تدارک دیده بودند. سخنرانی اول وی با عنوانِ سوالیِ: «آیا دین در جامعه‌ی سکولار دموکراتیک می‌تواند از حیطه‌ی خصوصی خارج شود؟» در محل مجتمع شریعتی (دانشکده‌ی ادبیات سابق) و توسط مرکز فعالیت‌های قرآنی به تاریخ 3 خرداد 84 برگزار شد.
دکتر صدری سکولاریسم را به دونوعِ «سکولاریسم عینی» و «سکولاریسم ذهنی» تقسیم کرد و گفت در دوره‌ی روشنگری (enlightenment)گفته می‌شد دیگر نیازی به امر مقدس
(the sacred) نیست و امر قدسی مربوط به دوره ی کودکی بشر است و اکنون بشر دوره‌ی کودکی خود را پشت سر گذاشته است. صدری افزود البته روشنگری در همه جا یک شکل نداشت مثلا در انگلستان روشنگری حالت ضد مذهبی نداشت این در فرانسه بود که روشنگری ضد مذهبی شد و حالت نهان روشی و فراماسونری به خود گرفت. روشنفکری اسپانیا هم حالت ضد مذهبی به خود گرفت. البته روشنگری انگلیس مذهبی نیست اما دئیستی است نه آته‌ئیستی. دکتر صدری به این جا که رسید تعریضی هم نثار روشنفکران لائیک کرد وگفت: «نسل روشنفکران لائیک ایرانی تماس‌شان بیشتر با حوزه‌ی لائیک روشنگری بوده است مانند افکار روشنفکرانی مثل ولتر که افکاری آته‌ئیستی داشتند».
او سپس به پیش بینی و انتظار روشنفکران لائیک اشاره کرد که معتقد بودند جهان کاملا راز زدایی و افسون زدایی خواهد شد و خاک جهان سر به سر ناسوتی خواهد گردید اما این تئوری در ربع آخر قرن بیستم با شکست روبرو شد.
صدری آن گاه به پدیده‌ی انقلاب اسلامی در ایران اشاره کرد و گفت: یکی از انتقادات من به روشنفکران لائیک این است که پدیده‌ای به نام انقلاب اسلامی را در خلاء و منخلع از جهان تفسیر می‌کنند؛ یعنی گویی همه‌ی دنیا در حال سکولار شدن بود اما در ایران انقلاب اسلامی رخ داد و به عکس آن عمل کرد حال آن که دنیا در حال هجوم به مذهب بود اما در ایران این مساله سرعت بیشتری به خود گرفت.
دکتر صدری با تفکیک روشنفکران ایرانی به بومی و جهانشهر ‌کوشید تا از این تقسیم بندی، به جای تقسیم بندی رایج و اکنون کلاسیک شده‌یِ روشنفکران به دینی و لائیک دفاع کند. او در قسمت پرسش و پاسخ نیز به چگونگی شکل گیری گفتگوهای مکتوب میان خود و دکتر علی پایا (استاد فلسفه‌ی علم در دانشگاه وست مینستر انگلستان و طرفدار تقسیم روشنفکران به دینی و عرفی) در صفحه‌ی اندیشه‌ی روزنامه‌ی شرق اشاره کرد وگفت آن چه در شرق چاپ شد متن اولیه‌ی طرحی بود که آن را به صورت خصوصی در اختیار یکی از دوستان‌ام گذاشته بودم و دوست من با اجتهاد شخصی خود آن را در اختیار روزنامه‌ی شرق گذاشت.
وی موضع خود در این تقسیم بندی را نوکانتی دانست به این معنی که واقعیت، پیچیده است و ما آن را ساده می کنیم تا در حد هضم دندان های عقل‌مان درآید. او در توجیه تقسیم بندی خود گفت وقتی واقعیت اجتماعی تغییر کرد، ما هم باید تقسیم بندی خود را تغییردهیم. پیشنهاد من این است که ما تقسیم روشنفکران به دینی ولائیک را کنار بگذاریم. شاید تقسیم روشنفکران به دینی و لائیک در اوایل انقلاب جوابگو بود اما اکنون رسا نیست او تصریح کرد نمی‌گویم این تقسیم بندی غلط است اما باید تقسیم بندی جدیدتری ارائه کرد.
او به تفاوت روشنفکری در گذشته و حال اشاره کرد وگفت در گذشته حقوق بشر و دموکراسی سکه‌ی رایج نبودند ولی امروز هستند یعنی روشنفکر دینی و لائیک هر دو امروزه از دموکراسی و حقوق بشر سخن می‌گویند. پس باید عنوان دیگری بر آن ها گذاشت و پیشنهاد من روشنفکربومی و روشنفکرجهانشهر است.

مطالب مرتبط

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/458

نظرها

حقیقتش را بخواهید این پیام شما - صادقانه و کودکانه بگویم - برای من بسیار خنده آورد. دلتان خندان باد. اما ای کاش بیشتر راجع به آن توضیح می دادید:« مثل هر قضيه ديگری احساس متفاوت و متناقضی نسبت به اين پروژه دارم». چرا و چگونه؟!! ((((; / قبلا گفته بودم که مطالب من تنها دغدغه های شخصی و نه چندان علمی بنده است. زنده باشید و شاد زندگی کنید. ارادتمند شما: فرزاد

مطالب جدید را ذخیره کردم تا با دقت بخوانم. جز فیض بردن اگر نظری بود حتما خواهم گفت

salam. az shoma be khatere webloge por mohtava o jalebetun tashakkor mikonam. piruz bashid

سلام داشتم چرخی توی وبلاگم می زدم به نظر شما در مورد دومین نوشته وبلاگم برخوردم. ببخشید که قبلا متوجه ان نشده بودم. راجع به سوالتان دانشگاه اراسموس دکترای فلسفه هم دارد منتهی باید ابتدا کارشناسی ارشد فلسفه گرفت. جایزه به دکتر سروش هم مربوط به دانشگاه اراسموس نیست بلکه به اسم اراسموس است. موفق باشید

ضمنا وبلاگ جالبی داری لینکت را اضافه می کنم.

ممنون که سر زدید و متشکر از اظهار لطفتان. موفق باشید.

به نام خداوند پریروز و پس فردای تاریخ// آقای میردامادی سلام// تا یکی-دو روز دیگر گزارش دیدارخود بایک ملحدخاص را در وبلاگم می گذارم.خبرتان کردم گفتم شاید برایتان جالب باشد.// در ضمن بیچاره آقای صدری کلی حرف زد و دو-سه روز هم بین ما بود و با هم هم خصوصی نشستید آن وقت نتیجه اش این شد.

جهت اطلاع آقاي دکتر صدري، ولتر، اين فيلسوف و نويسنده فرانسوي و از پرچم داران دوران روشنگري، آته ئيست (بي خدا) نبوده بلکه آنتي کلريکال (ضد روحاني - مانند دکتر سروش) بوده است. البته او بر خلاف آقاي سروش که انساني تئيست (خدا پرست و دين باور) است، روشنفکري دئيست (خداجوي غير مذهبي) شناخته مي شود.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)