متن مقدس در دوران مدرن
به دعوت مركز فعاليتهاي قرآني دانشجويان ايران شعبه ی مشهد، مصطفي ملكيان، روشنفكر و انديشمند ايراني، درباره امكان سخن گفتن از متن مقدس در دوران مدرن سخن گفت. اين جلسه اولين جلسه از مجموعهي قرآن و چالشهاي عصر نوين بود كه با سخنراني ايشان آغاز ميشد
وي كه پس از دو سال و نيم كناره گيري از سخنراني در مجامع عمومی اکنون براي اولينبار در مشهد سخن ميگفت ابتدا تذكر داد كه مراد من از متن مقدس، متون مقدس همهي ادياني است كه داراي متن مقدساند و از شمول سخن من، هيچ متن مقدسي مستثنا نخواهد بود او همان ابتدا پاسخ به اين پرسش را كه “آيا ميتوان در دوران مدرن از متن مقدس سخن گفت؟” مثبت دانست ( والبته مثبت به معنایی کاملا خاص ) و گفت هر آن چه در طول سخنام ميگويم توضيحي دربارهي دليل پاسخ مثبت و همچنين چگونگي سخن گفتن از متن مقدس است
او در ادامه ابزار داشت انسان متجدد با انسان سنتي هم به لحاظ عقايد هم به لحاظ احساسات، هم به لحاظ خواستهها و نيازها و هم به لحاظ اعمال تفاوت كرده است و از سوي ديگر همهي كتابهاي مقدس اديان و مذاهب در دوران سنت گردآوري، تصنيف و ابداع شدهاند. او سپس پرسشي را مطرح كرد و پرسيد با وجود آن كه انسان متجدد متفاوت با انسان سنتي است و اين تفاوتها را نبايد دست كم گرفت اما آيا هيچ وجه اشتراكي ميان انسان سنتي و متجدد وجود ندارد؟ ملكيان براي مشخص شدن اهميت اين پرسش و تعيين كنندگي پاسخ آن، افزود اگر بين انسان سنتي و انسان مدرن هيچ وجه اشتراكي وجود نداشته باشد، آن گاه امكان سخن گفتن از متن مقدس در دوران تجدد وجود نخواهد داشت ولي اگر مشتركاتي وجود داشته باشد و متن مقدس نيز از آن مشتركات سخن گفته باشد، همچنان امكان سخن گفتن از متن مقدس وجود خواهد داشت او سپس به اين پرسش اين گونه پاسخ داد كه هنوز ميان انسان سنتي و متجدد هم به لحاظ ساختار و كاركرد جسمي هم ذهني و هم رواني وجوه اشتراكي هست و نتيجه گرفت چون مشتركاتي ميان انسان سنتي و مدرن وجود دارد “امكان” سخن گفتن از متن مقدس در دوران مدرن وجود دارد اما بلافاصله افزود اثبات “امكان” سخن گفتن از متن مقدس در دوران مدرن به معني اثبات “تحقق” آن نيست. صاحب نظريهي “جمع عقلانيت و معنويت” گفت: همهي موافقان و مخالفان تجدد ميپذيرند كه قوام تجدد به عقلانيت است و معني و اقتضاء عقلانيت به اين است كه تا چيزي از مصرف نيافتاده است همچنان معقول است كه به آن اقبال و اعتنا شود
او سپس اين کبری را به صغرایی منضم كرد و ابتدا پرسيد چه استدلالي اقامه شده كه بايد از متن مقدس قطع اميد كرد؟ كساني عليالادعا گفتهاند كه به متن مقدس مراجعه كردهاند و از آن كسب آرامش، اطمينان و معنا كردهاند و سپس از اين صغري و كبري نتيجه گرفت: اگر استدلالي اقامه نشده است كه متن مقدس ديگر هيچ چيزي براي گفتن ندارد پس توجه و “اقبال” به متن مقدس، عقلاني است و البته بلافاصله افزود: اقبال لزوماً به معني قبول نيست
بخش اول سخن ملكيان كه تلاش براي دفاع از امكان سخن گفتن و اقبال به متن مقدس بود، به پايان رسيد و اكنون او ميخواست در اين باره سخن بگويد كه اين امكان چگونه محقق خواهد شد
او در ابتدا گفت كه اقبال كردن به متن مقدس در دوران مدرن، كار سادهاي نيست و براي اين كه از امكان فلسفي به تحقق عملي برسيم راه درازي در پيش داريم.
ملکیان طرح مشكلاتي را كه براي تحقق عمل سودآوري و فايدهمندي كتابهاي مقدس وجود دارد، با طرح این پرسش آغاز نمود
آيا كتابهاي مقدس از اين حيث مقدساند كه “از جانب حق” اند يا از اين حيث مقدساند كه “حق” اند؟ او افزود “حق بودن” با “از جانب حق بودن” تفاوت بسياري دارد. اگر كتابي از طرف خدا باشد، با تلقياي كه اديان و مذاهب از خدا دارند، هر آن چه در آن كتاب است را حق ميدانند اما در نقطهي مقابل اين گونه نيست كه هرچه حق باشد از جانب خداست او ادامه داد اين مطلب را علاوه بر كتاب، در مورد گزارهها هم ميتوان گفت
ملكيان اضافه كرد اگر بگوييم كتاب مقدس از جانب حق است. سه مشكل پيشاوري ماست و اگر بگوييم حق است، دو مشكل. او سپس به طرح اين مشكلات پرداخت: اگرکسی بگويد كتاب مقدس از جانب حق است بايد سه چيز را اثبات کنددر گام اول بايد اثبات كند كه وحي، حجيت معرفت شناختي و اپيستمولوژيك دارد يعني وحي هم منبع شناختي است كه واقع را به دست ما ميدهد. او براي توضيح اين مطلب، منابع شناخت در معرفت شناسي را برشمرد: 1ـ ادراكات حسي 2ـ درون نگري 3ـ حافظه 4ـ شهود 5ـ گواهي 6ـ استدلال عقلي
بنا بر نظر ملكيان اگر كسي بخواهد بگويد كه اين كتاب از جانب خداست بايد اثبات كند كه وحي هم علاوه بر منابع پيش گفته، منبع شناخت است اما در گام دوم بايد اثبات كند كه کتابی که اكنون در اختيار ماست، وحي است يعني وثاقت تاريخي اين متن را اثبات كند و اثبات كند كه دستخوش تحريف نشده است. او در توضيح گام دوم گفت اين گام برخلاف گام اول كه در آن ميبايست متدولوژي فلسفي اتخاذ ميشد، نياز به متدولوژي علوم تاريخي دارد
اما گام سوم: بايد اثبات كند فهمي كه از متن دارد اعتبار هر منیوتيكال هم دارد و بايد بر امور ششگانهاي كه ميان ما و متن فاصله مياندازد فائق آمده باشد. اين گام سوم، گامي ادبي است. او در ادامه افزود اين سه گام گامهاي آساني نيست. او به مناسبت، نقدي نيز بر روشنفكران ديني وارد كرد و گفت: روشنفكران ديني ما گويي گام اول و دوم را برداشتهاند و حالا سخن از گام سوم يعني فهم متن ميگويند
اما اگر كسي ادعا كند اين كتاب حق است نه اين كه از جانب حق است (مانند كتابهاي مقدس اديان شرقي) بايد دو مشكل را از پيش پاي خود بردارد :
نشان بدهد كه آن چه در اين كتاب مقدس آمده، 1 _ اگر از مقولهي فكتهاست خردپذير است.
ـ2 -اگر از مقولهي “آب لي گي شن” ها ( اوامر ونواهی وتکالیف) است سودمند است .ملكيان سپس به توضيح اين مطلب پرداخت و گفت: هر گزارهاي از سه قسم بيرون نيست يا از جنس فكتهاست، (سخن ناظر به واقع) يا از جنس مطلوبهاي ذاتي آدمي است (سخن ناظر به ارزش) و يا از جنس تكاليف است (سخن ناظر به تكليف). در متن مقدس نيز اين سه نوع گزاره وجود دارد. او سپس به تشريح چگونگي مواجهي ما با اين سه نوع گزاره پرداخت. او گفت در مواجههي عقل ما با گزارهي ناظر به واقع: يا عقل ما ميتواند درستي آن را اثبات كند (گزاره خردپذير) يا ميتواند نادرستي آن را اثبات كند (گزاره خرد ستيز) يا نه ميتواند درستي آن را اثبات كند و نه نادرستي آن را (گزاره خردگريز) در مواجههي ما با گذارههاي خردپذير بايد آن را پذيرفت در مواجهه با گزارههاي خرد ستيز بايد آن را نپذيرفت اما گزارههاي خرد گريز را چه بايد كرد؟
بايد ديد كه كدام طرف ادلهاش كمي بيشتر است (البته بيشتر نه در آن حد كه اثباتاش كند). اين پذيرش را پذيرش معقول ميگويند
او نحوهي مواجههي ما با گزارههاي ناظر به واقع در متون مقدس را اين چنين جمعبندي كرد: براي اين كه كتاب مقدس را حق بدانيم نبايد گزارهي خرد ستيز در آن وجود داشته باشد و اگر گزارهي خرد گريز هم هست، خرد گريز معقول باشد
اما در بارهي گزارههاي ناظر به ارزش و ناظر به تكليف در متون مقدس چه ميتوان گفت؟ او گفت در مورد اين دو دسته نميتوان به صدق و كذب متوسل شد چرا كه اين دو دسته از مقولهي انشائياتاند. پس با چه معياري بايد ارزشها و تكاليف را بپذيريم يا رها كنيم؟ ملكيان پاسخ داد: دربارهي ارزشها و تكاليف “كارايي” مطرح است و نه صدق و كذب. يعني وقتي به اينها ترتيب اثر ميدهيم نتيجهي مثبت در ما به بار ميآيد يا منفي، بايد ببينيم هنگامي كه ميگويد مديتيشن كن يا يوگا بهجا آور يا نماز بخوان، پس از انجام اين كارها، وضعمان بهتر ميشود يا نه ملكيان پرسيد: وقتي ميگوييم وضعمان بهتر ميشود مرادمان بهتر شدن از چه نظر است؟ و خود پاسخ داد: در اين مورد تلقيهاي مختلفي وجود دارد. برخي ميگويند از هر نظر يعني سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و غيره و برخي ديگر كه مسأله را از منظر انتظار بشر از اين مطرح ميكنند ميگويند بايد انتظاراتمان را محدود سازيم
وي سپس به تشريح ديدگاه خود در اين مسأله پرداخت و گفت: ديدگاه خود من اين ست كه وقتي شما به ارزشها و تكاليف متون مقدس التزام ميورزيد، بايد وضعتان از لحاظ رواني بهتر شود يعني: شادتر، اميدوارتر، داراي رضايت باطن بيشتر، معنا يافتگي عميقتر، عشق فزونتر و خوشبيني بيشتر باشيد. بنابراين تلقي نبايد وضع كشاورزي و سياسي و اجتماعي شما هم بهتر شودملكيان در پايان سخنان خود پرسش بسيار مهمي را مطرح كرد و خود به صورت مختصر به آن پاسخ داد
اگر ما بخواهيم از كتاب مقدسمان دفاع كنيم، باید آن را از جهت “از جانب حق بودن”اش دفاع كنيم يا از جهت “حق” بودناش؟
ملكيان پاسخ داد: بهتر است اكنون از كتاب مقدسمان به عنوان “حق بودن”اش دفاع كنيم- اما چرا؟ او دو جهت براي اين ترجيح ذكر كرد: اول اين كه بشر امروز به اين آگاهي رسيده كه كتابهاي مقدس بسياري از اديان اين ادعا را ندارند كه از جانب حقاند بلكه صرفاً ادعاي حق بودن را دارند. تنها در اسلام و يهوديت خدا پياماش را ظاهر كرد و در مسيحيت خدا خوداش را ظاهر كرد. اما جهت دوم، جهتي پراگماتيستي است يعني اين كه امروزه آدميان بيشتر به آثار و نتايج علمي اعمال بها ميدهند و براي آنان حق بودن كافي است و از جانب حق بودن ضرورتي ندارد بنابراين ميگويند چرا بايد دغدغهي اين را داشته باشيم كه از جانب حق است يا نه. ملكيان افزود پراگماتيسم اكنون شايع است و عقلانيت ابزاري هم اين اقتضاء را دارد. او مثالي زد: مثلا اگر فرض شود كه مطلبي از جانب خداست اما عملاً گرهي از كار فروبستهي ما نگشايد آن وقتي اگر فردي منطقي باشد، خواهد گفت: خوب اين مطلب از جانب خداست اما گره ناگشاست به عكس اگر چيزي از جانب خدا نباشد اما گرهگشا باشد به آن عمل ميكند
پس از بيان مشكلات سخن گفتن از متن مقدس در دوران مدرن، ملكيان به ذكر نكته و توصيهاي پرداخت و سخن خود را پايان برد. او گفت از اين كه فرضاَ هر چه در كتاب مقدس آمده است حق است استفاده نميشود كه هر چه حق است در كتاب مقدس آمده است درست مثل اين كه از اين كه هر مردي انسان است نميتوان استفاده كرد كه هر انسانی مرد است لذا ممكن است حقايقي باشد كه در كتابهاي مقدس اديان ديگر و يا در كتابهاي غير مقدس آمده باشداو در پايان گفت از كتابهاي مقدس به طور كلي نبايد غافل شد چرا كه ما هنوز كه هنوز است حتا آثار ادبي كلاسيك یونان و روم قديم را ميخوانيم و در آنها به دنبال حقايقي ميگرديم و آنها را الهامبخش ميبينيم. چه فرق فارقي ميان اين گونه كتب و كتب مقدس هست؟ حكمت، گمشدهاي است كه ميبايست آن را هر آن كجا كه ميتوان يافت، جست .ملكيان در پايان به سئوالهاي حضار پاسخ داد. اين جلسه که در تاريخ شنبه يازدهم مهرماه در سالن اجتماعات دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد با استقبال خوبي مواجه شد و حضور اساتيد حوزه و دانشگاه (دولتي و آزاد) در اين مراسم چشمگیر بود
ملکیان همان شب به تهران بازگشت

نظرها
سلام .آقاي ميردامادي.گزارشتون خيلي خوب وجامع بود.وقتي نتونستم توي سخنراني ايشون شركت كنم خيلي دلم سوخت.اماگزارش شما جبران مافات كرد............ممنون
Posted by: firooze | October 14, 2004 12:34 PM
من ادرس اي ميلت را ميخواهم. با تشكر
Posted by: amir | October 15, 2004 3:08 PM
hیمیل من این است:ymirdamadi@yahoo.com (یاسر میردامادی)
Posted by: yaser | October 15, 2004 7:30 PM
سخنان شما را بسیار وزین یافتم . عرصه دینداری و علم ما به شما احتیاج دارد . پاینده باشید .
Posted by: علی آزادی | October 15, 2004 10:56 PM
آقای مير دامادی گزارشت صحيح نيست عزيزم.استاد ملکيان تيرماه امسال يه سخنرانی عمومی دراصفهان به دعوت کانون غير دولتی توتم انديشه باعنوان بحران معنا داشت که جای شما خالی.....درضمن تا اونجاييکه من ميدونم طی اين دوسال و نيم دوتا سخنرانی ديگه هم داشتند.تا يادم نرفته از مقاله های خوبتون هم ممنونم.
Posted by: اكبر داستان پور | October 18, 2004 6:52 PM
سلام
آقای میردامادی دست شما درد نکند. خیلی جالب گزارش نمودید. معلومه که با نحوه بیان استاد آشنایی خوبی دارید. فقط یه در خواست داشتم اگر زحمتی نیست مناظره استاد را هم با اون دو بزرگوار بنویسید.خیلی عالی میشه. ممنون میشم
Posted by: سیدا.محمدی | August 31, 2005 1:41 PM