کفر و ایمان چه به هم نزدیک است
آنچه می خوانید خلاصه ای است از مدخل "کفر و ایمان" (belief and unbelief) از دائرة المعارف قرآن، دانشگاه لایدن، نشر بریل، جلد اول، صص 218-26، نوشته کامیلا آدانگ (Camilla Adang) که به مناسبت بحثی که با جمعی از دوستان جانی در باب معنای کفر و ایمان در قرآن رخ داد نوشتم. مقوله کفر و ایمان سالهاست که دغدغهی ذهنی صاحب این قلم است.
ایمان و مؤمنان
1. ریشه أ-م-ن در معنی باورآوردگان و نیز مقابلش ک-ف-ر یکی از ریشههای پر بسامد در گفتمان قرآنی است.
2. ایمان از اسلام در قرآن فرق گذاشته شده.
3. در یک جا خداوند مؤمن خوانده شده که به معنی حافظ و حامی است، 23:59.
4. ایمان به معنی امنیت هم هست یعنی مؤمن در مقابل باطل و ضلالت و نیز عذاب اخروی ایمن است.
5. اولین باری که واژهی ایمان در قرآن آمده (اولین بار در ترتیب رایج قرآنی نه ترتیب نزول) (3:2) به معنی تصدیق آمده.
6. تصدیق ِ چه؟ تصدیق دین محمد.
7. علاوه بر آن به معنی تصدیق پیامبران پیشین هم هست.
8. مؤمنان غیر مسلمان: مؤمن آل فرعون، 28:40-45
9. آنچه مؤمنان حقیقی را از مشرکان جدا میکند باور به خدای یگانه است. آنچه مسلمانان را از موحدان قبلی جدا میکند ایمان به نبوت محمد است.
10. برای مؤمن بودن فرد باید: به پیامبران پیشین و کتب آسمانی آنها، فرشتگان و غیب ایمان داشته باشد.
11. تفسیر رایج از غیب عبارت است از: امور نادیدنی که علم به آن برای بشر ممکن نیست. عبارت گرفته شده از سرنوشت بشر، وقایع آخر الزمان و نیز قیامت. شیعیان مدت زمانی را که امام منتظر مهدی در غیبت است را هم از مصادیق غیب گرفته اند. تنها خدا کلید گشایش رازهای غیب را دارد: مفاتیح الغیب، اما بشر باید به وجود امور غیبی ایمان بیاورد. [ایمان همچون فرآورده]
12. [ایمان همچون فرآیند:] مطابق قرآن مشخصهی رویکرد مؤمنان به خدا این است که قدردان اند، خشیت دارند، اهل توبه اند و تسلیم. رویکرد آنان به همنوعانشان این است که: پاکدامن اند، میانه رو اند، متواضع و فروتن اند، اهل بخشش اند و قابل اعتماد اند. آنان به قول و قرارها و معاهدههای خودشان پایبندند. مؤمنان برادرند و باید با هم وحدت داشته باشند، همدیگر را پشتیبانی کنند، میانشان صلح و سلم و صفا باشد. ایمان باید همراه با عمل صالح باشد که عبارت است از نماز و خیرات و مانند آن.
13. متکلمان در باب نسبت عمل و ایمان و نیز سرشت و ماهیت ایمان بحث کرده اند: آیا کسی که اقرار به ایمان می کند اما عمل صالح ندارد، می تواند مؤمن خوانده شود و اهل پاداش اخروی باشد؟ آیا ایمان کم و زیاد شدنی است یا نه ثابت است.
کفر و کفار
14. واژه های معادل کفر در قرآن: ظلم، فسق، تکبر، استکبار و تکذیب همه اینها جنبه ای از اعمال کافران را توضیح میدهد. [ کفر فرآیندی]
15. معنای اصلی ک-ف-ر پوشاندن یا لاپوشانی است که در اینجا یعنی پوشاندن حقیقت. کافر کسی است که شاکر نعمات نیست. منکر حقایق است، و متکبر است.
16. واژه تکفیر ( ِ کسی که مسلمان است) در قرآن نیامده و حتی در حدیث چنین کاری محکوم شده. اولین بار خوارج از حربه تکفیر استفاده کردند.
17. قرآن کفار را به سه گروه تقسیم میکند: مشرکان، اهل کتاب و منافقان ( مطابق لسان العرب: کفر النفاق و کفر الانکار). [نامی از کسانی که آشکارا منکر وجود خدا هستند به عنوان کافر نیست! پس دهریون (لایهلکنا الا الدهر) در قرآن کافر خوانده نشده اند؟!]
18. [کفر به منزله فرآورده] شریک قرار دادن برای خداوند (شرک) در قرآن به منزله یگانه گناهی وصف شده که نابخشودنی است (48:4)
19. مشرکان کسانی توصیف شده اند که گرچه در مواردی شاکر بودند اما به خدای یگانه و معاد باور نداشتند، از پیشینیانشان تقلید میکردند، مؤمنان را مسخره میکردند، هشدارهای پیامبران را جدی نمیگرفتند. محمد را دروغگویی میدانستند که داستانهایی را از بیرون گرفته و به عنوان وحی ارائه میکند. آنان به عذابی دردناک دعوت شدهاند. مشرکان بیشتر در آیات مکی مورد بحث قرار گرفته اند اما در عوض در آیات مدنی منافقان بیشتر بحث میشوند.
20. تعبیر اهل کتاب عادتاً در قرآن برای مسیحیان و یهودیان به کار گرفته میشود. گاهی به گروه نه کاملا معلومی به عنوان صابئین هم ارجاع داده میشود.
21. آیات مکی مسیحیان و یهودیان را به چالش نمیکشد بلکه شایسته پیروی خوانده میشوند [انگاری پیامبر امید داشته است که به این شیوه آنها به دین جدید که خود را در ادامه دین آنها معرفی می کند، بگروند]
22. این رویکرد گشاده نسبت به اهل کتاب با هجرت پیامبر به مدینه تغییر مییابد و آنان کسانی توصیف میشوند که می خواهند مومنان را گمراه کنند و آنان را به کفر خود بازگردانند (109:2،3: 98-199).
23. در مدینه رابطه پیامبر و یهودیان با یکدیگر خراب شد و اکثر یهودیان به دین جدید نگرویدند. لذا لحن قرآن هم نسبت به یهودیان دیگر لحن آشتی جویانهی مکی نیست. در اینجا یهودیان کسانی توصیف میشوند که در کنار مشرکان دشمن مومنان اند. مسیحیان که رفتار آشتیجویانهتری با پیامبر پیشه کردند، لحن ملایمتری در آیات مدنی دریافت میکنند.
24. با این حال پیروان اهل کتاب همه یک کاسه نشدهاند و برخی از آنان در قرآن از زمرهی مومنان تلقی شده اند. مفسران این عده را اهل کتابی گرفته اند که به آیین محمد پیوستند. تفاسیر متفاوتی هم از این دسته آیات شده است.
25. اهل کتاب در صورتی که آیین جدید را نمیپذیرفتند می توانستند با پرداخت جزیه به مسلمانان هویت دینی خود را طی شرایطی حفظ کنند.
26. مشرکان بتپرست از چنین رواداریای برخوردار نشدند. و آنها باید میان مرگ و اسلام یکی را انتخاب میکردند.
27. غالب مفسران آیه لا اکراه فی الدین (در دین اجباری نیست) را آیهای میدانند که نسخ و بلا اعتبار شده است زیرا آیات قتال بر علیه کافران آنرا نسخ کرده است (216:2، 39:8، 47:4).
28. قرآن در آیات مختلفی مومنان را از رفت و آمد با کافران بر حذر میدارد و می گوید هر کس با آنها اختلاط کند یکی از آنهاست. (28:3، 118:3، 144:4، 51:5، 1:13، 1:60، 22:58). تنها اگر خوف ضرر جانی میرود می شود با آنها حشر و نشر کرد (28:3، 106:16). در این بستر است که تقیه معنا می یابد. در چنین فضایی مفسران اهل سنت تقیه را جایز و مفسران شیعه واجب گرفته اند.
29. تا به اینجا آیاتی اشاره شد که رویکردی منفعلانه نسبت به کفار پیشنهاد میکنند. اما آیاتی نیز وجود دارند که رویکردی فعالانه نسبت به آنان پیش مینهند. از مومنان میخواهد که با کفار بجنگند (190:2، 190:3، 218:2، 4: 74-6، ...) و البته صلح هم تحت شرایطی با آنها مجاز است.
30. تمام آیات قتال با کفار، مدنی است یعنی در زمانی آمده است که پیامبر دیگر واعظی بدون قدرت نیست که مورد آزار و اذیت قرار میگیرد (مانند دوره مکه)، بلکه در اوج قدرت است.
31. قرآن مشرکان را نجس اعلام کرد و نزدیک شدن آنها به مسجد الحرام را منع میکند . این آیات به بحثهای دراز دامنی میان فقیهان و الهیدانان منجر شد که آیا مثلا کفار ذاتاً نجس اند یا عرضاً؟ مثلا اگر کسی دست خیس به کافر بزند باید دستش را آب بکشد یا نه؟
32. تا چه حد مطابق قرآن آدمیان آزادند تا میان کفر و ایمان انتخاب کنند؟ در حالی که در پاره ای از آیات قرآن این خود فرد است که میان کفر و ایمان از طریق گوش فرادادن به دعوت انبیاء یا انکار آنها انتخاب می کند (مثلاً 17:15)، در بسیاری از آیات دیگر این خداوند است که تعیین می کند چه کسی هدایت میشود یا گمراه می گردد (125:6، 178:7).
33. تعارض ظاهری میان این دو دسته آیات به بحثهای الاهیاتی درازدامنی تحت عنوان جبر یا قدر دامن زد.
34. معتزلیان و شیعیان، که متأثر از معتزلیان بودند، معتقد بودند که باور به قضا و قدر (جبر الاهی) با عدل الاهی سازگار نیست [اینکه خدا خودش از پیش مقدر کرده باشد که کسی گمراه باشد و بعد او را به جرم گمراهی عذاب کند بی عدالتی است].
35. زمخشری معتزلی از اختیار انسان و فخر رازی اشعری از جبر الاهی دفاع کرد.

ساعت به وقت این دیار قریب هفت صبح است. دیشب که حدود سه بامداد به رختخواب رفتم نمیدانم چرا احساس کردم که خوابم نمیآید. برخواستم و مشغول مطالعه شدم تا نیم ساعت قبل که خبر فوت این بزرگوار را ابتدا از چهرهنامهی (فیسبوک) مسیح علینژاد عزیز دریافتم.
